زخم‌هایی که هرگز التیام نمی‌یابد - خیبر

زخم‌هایی که هرگز التیام نمی‌یابد

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۳۸

به گزارش سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، کتاب التیام، فرجام‌شناسی جریان‌های تاریخی به قلم علی رضا مصطفوی توسط نشر عهد مانا به چاپ رسید. متن زیر بخش اول از گزارشی پیرامون کتاب التیام است و در دو بخش خدمت مخاطبان محترم تقدیم می‌گردد. نویسنده در نوشته خود هدف از نگارش این کتاب را […]

به گزارش سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، کتاب التیام، فرجام‌شناسی جریان‌های تاریخی به قلم علی رضا مصطفوی توسط نشر عهد مانا به چاپ رسید. متن زیر بخش اول از گزارشی پیرامون کتاب التیام است و در دو بخش خدمت مخاطبان محترم تقدیم می‌گردد.

نویسنده در نوشته خود هدف از نگارش این کتاب را اینگونه بیان می‌کند: در فصل‌های این کتاب خواهم کوشید تا گام به گام روایتی منطقی و باورپذیر درباره جریان‌های تاریخی بنی اسرائیل و بنی اسماعیل دست یابیم. آنگاه با بهره‌گیری از روایات، سنت‌های الهی و قوانین عادی در جنبه‌های گوناگون حاکم بر زیست بشر، سیر تاریخی امت ابراهیم (ع) (اسحاقیان واسماعیلیان) را مرور کنیم.

کوشیده علاوه بر بیان عوامل طبیعی انحطاط بنی اسرائیل و شرح علل انحراف آیین یهود، با بررسی تاریخ قرآن و بهره‌گیری از آینده‌پژوهی متکی بر روایات، فرجام آن جهان وچالش‌های خطیر پیش روی را واضح‌تر بررسی کنیم.

موضوع اصلی کتاب

موضوع اصلی به برسی طبیعی و منطقی تاریخ یهود و صهیونیسم و وانهادن جلوه‌های راز آلود آن پرداخته است. نویسنده در این کتاب سعی بر رسیدن به حقیقت‌های تاریخ یهود و صهیونیسم دارد و بیانات خود را مطابق آیات قرآن پیش برده و به ثبت می‌رساند و در هر بخش قسمتی از این تاریخ کهن را نقد می‌کند.

می‌توان از آثار دیگر نویسنده(رضامصطفوی) به: نشانه (روایت‌هایی از معنویت و توسل در تفحص شهدا ۱۳۹۲)، ماه در آینه ( نگاه به سیره و سلوک فردی و اجتماعی رهبر معظم  انقلاب ۱۳۹۳) و تبار انحراف ( پژوهشی در دشمن شناسی تاریخی زیر نظرحجت السلام والمسلمین مهدی طائب) و… اشاره کرد. وی در رشته‎های تاریخ تشیع و زبان و ادبیات فارسی به مدرک کارشناسی ارشد دست یافته است. او همچنین پژوهشگر حوزه ادیان یهود، مسحیت، دفاع مقدس و همچنین طلبه درس خارج اصول و فقه می‌باشد.

نویسنده برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز خود برای نگارش کتاب التیام از ۶۹ منبع استفاده نموده که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:

  • قرآن مجید ۲- کتاب مقدس (عهد عتیق وعهد جدید) ۳- نهج البلاغه ۴- انجیل برنابا و …

کتاب فوق شامل ده بخش است. پیش گفتار، پژوهش تاریخی، آفتاب و اشباح، هجرت و گسترش، کنعان و بنی اسحاق، عصیان و طغیان، مکه و بنی اسماعیل، رویارو با جریان، فرجام‌شناسی آفتاب واشباح، الحاق و التیام.

 

 

بخش اول: پیش گفتار

نویسنده در این بخش از کتاب به بیان دغدغه های خود برای خلق این اثر و اهدافش برای نگارش پرداخته است.

بخش دوم: پژوهش تاریخی

تفاوت تاریخ از دیدگاه قرآن و از منظر علم جدید را چنین می‌توان تبیین کرد: تاریخ از نگاه علم جدید بیشتر حاوی جنبه توصیف و چگونگی است، می‌توان به روش‌های گوناگون از جمله تحلیل گفتمان، هرمنوتیک و شبیه‌سازی، وضعیت مرتبه علمی، اخلاقی و اجتماعی یک مقطع از تاریخ را کشف کرد.

تاریخ قرآنی نیز هر چند به گونه گزاره‌های توصیفی است، اما به آسانی از این توصیف‌ها، توصیه قابل برداشت است و بلکه قواعد انسانی و اخلاقی را نیز به خواننده انشا والقا می‌کند. این تاریخ، در هیچ‌گونه ساختار روایی مرسوم بشری، اسیر و درگیر نیست. تاریخ وقایع در قرآن به صورت آمار و ارقام وحتی به ترتیب نقل‌های تاریخی مرسوم،  نه تنها دیده نمی‌شود، بلکه حتی مسلمانان را از جستجو به این شیوه، بازداشته است.

بخش سوم: آفتاب واشباح

علت شکست باطل را در درون خود باطل باید جست. باطل هرگز به اجماع و وحدت درونی نخواهد رسید؛ چرا که مبدا و معاد واحدی برای آن متصور نیست؛ اما حق از آنجا که یک مقصد و معاد بیش ندارد، امکان اجماع و اتفاق در آن، هم ممکن است و هم با اراده ربانی تحقق پذیر است. یک تفاوت اساسی بین حقیقت و واقعیت در برداشت از واژگان قرآنی وجود دارد.

واقعیت همه آن چیزی است که وجود و جریان دارد؛ اعم از خوب و بد، زیبا و زشت، روا و ناروا. اما بخشی از واقعیت یعنی قسمت خوب و زیبا و روا، حق و حقیقت خوانده می‌شود.

بخش چهارم: هجرت وگسترش

گردنه اصلی تاریخ حق در قرآن با روزگار ابراهیم(ع) آغاز می‌شود. همه داستان قرآن تا ابراهیم(ع) روایت نفس و یاران ابلیس است اما با ابراهیم(ع) وارد بحت امامت و رهبری امت می‌شود. ابراهیم (ع) جایگاه ویژه‌ای در تاریخ اسلام دارد. سه دین آسمانی مطرح جهان امروز، به عنوان ادیان ابراهیمی شناخته می‌شوند و هر سه به گواهی قرآن خود را به آن بزرگوار منتسب می‌کنند.

خداوند به ابراهیم(ع) فرزند و ذریه‌ای از ساره کهنسال و نازا می‌دهد و بدین ترتیب اسماعیل پسر نخستین ابراهیم و هاجر، سیزده ساله بود که اسحاق از ساره متولد می‌شود. ابراهیم(ع) از دو همسر، دارای دو فرزند و ذریه می‌شود؛ نسل‌هایی که بنا بر وعده خدا شمارشان از ستارگان آسمان و ریگ‌های بیابان افزون‌تر خواهد شد؛ یعنی نسل اسماعیل و اسحاق.

اسماعیل نیای بزرگ اعراب است و اسحاق نیای بنی اسرائیل. فرمان خداوند به ابراهیم(ع) برای قربانی کردن فرزند خود، از نقاط عطف تاریخ قرآنی است. از ظاهر و ترتیب آیات قران می‌توان فهمید که ذبیح ابراهیم(ع)، اسماعیل بوده است. علمای یهود و مسیحیت تلاش بسیار می‌کنند که قربانی ابراهیم(ع) و در نتیجه، حاصل وعده خاص خدا را اسحاق(ع) معرفی کنند.

 

 

بخش پنجم: کنعان و بنی اسحاق

تاریخ بنی اسرائیل بخش عمده‌ای از قرآن را شکل داده است. اهمیت بازگویی این تاریخ از کلام خدا، از این روست که امت بنی اسرائیل و آیین یهود تنها امت دینی قابل تعریف و دین مدون تا عصر نزول قرآن است. حتی مسیحیت به رغم کثرت جمعیت، هرگز امتی مستقل از یهود نبود؛ چرا که مسیح خود یک بنی اسرائیلی بود که از سوی خداوند برای اصلاح امت بنی اسرائیل و یهود فرستاده شده بود و نه برای پایه‌گذاری دین و امتی جدید.

جریان بنی اسرائیل و یهود هنوز زنده، خلاق و فعال است. سایر ماجراهای تاریخ، مغول، اسکندر، نرون و…  فقط وجود تاریخی داشته‌اند اما حضور تاریخی که در عصر ما شکوفا شوند، ندارند. جریان بی اسرائیل و یهود جریانی است که توانسته است با موفقیتی اعجاب برانگیز، از پس هزاره‌ها تا عصر حاضر به حیات ادامه دهد و با جهان پیرامون خود باقی بماند، یعنی جریان ابراهیم از نسل اسحاق(ع).

در فاصله زمانی بین یوسف و موسی (ع) عالمان و متدینان بنی اسرائیل، در حفظ فرهنگ و هویت آنها تلاش فراوانی کردند و در آن بستر اختناق و خفقان تا حدودی توانسته‌اند از ذوب کنعانیان در جامعه قبطی کفر و شرک جلوگیری کنند. بروز خطوط فکری وعلمی معارض با رهبری الهی موسی(ع) و ظهور شخصیت‌هایی که می‌کوشیدند با رهبری موازی خود موسی(ع) را کنار بگذارند یا دست کم تضعیف کنند، از مشکلات پیچیده سرراه او در هدایت قوم بود.

دو تن با دو روش، داعیه‌ای به موازات دعوت الهی موسی(ع) داشتند و مدعی نجات بنی اسرائیل بودند: یک قارون، از بستگان موسی(ع). او نجات بی اسرائیل را در ثروت طلا و یا کسب قدرت اقتصادی می‌جست.

دو سامری. اومدعی دیگری بود که راه رهایی بنی اسرائیل را از مسیر دیگری می‌جست: تسلط بر فرهنگ و افکار عمومی باید با سوار شدن بر باورهای و علاقه‌مندی‌های آنان، می‌توان بنی اسرائیل را همگام و هماهنگ کرد و آنان را تحت رهبری خود در آورد. یهود به امید رسیدن به استدلال قومی که اکنون سلطه بر دیگران نیز به آن امید و آرزو افزوده شده بود، تلاش خود را ادامه داد تا سرانجام نوبت به آخرین پیامبر از بنی اسرئیل رسید که برای هدایت مردم، به ویژه یهود، از سوی خدا ظهور کرد.

حضرت عیسی به دنبال اصلاح انحرافات یهودیان بود

عیسی مامور بنا نهادن شریعتی نوین نبود و هرگز چنین ادعایی نکرد. بنابر آنچه از انجیل‌های متفاوت کنونی و تاریخ مسیحیت به دست می‌آید و قرآن هم آن را تایید می‌کند، او نخست درصدد اصلاح انحرافاتی بود که در دین موسی به وجود آمده بود؛ سپس خود را مبشر آمدن رسولی می‌دانست که پس از او خواهد آمد و آخرین و تمام کننده رسالت الهی خواهد بود.

بنی اسرائیل پیش از عیسی در انتظار دو موعود بودند: مسیح و پیامبر موعود. بسیاری می‌گفتند: این مرد همان پیامبر موعود است. با عروج عیسی پرونده نبوت در میان فرزندان اسحاق بسته می‌شود؛ اما ادامه کار عیسی (ع) و ابلاغ رسالتش به پترس یا همان شمعون(ع) واگذار می‌شود و از این پس، دنیا وارد گردونه تازه‌ای می‌شود.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=2017

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *