سرآغاز استعمار هند - خیبر

سرآغاز استعمار هند

۲۸ فروردین ۱۳۹۸ ۱۹:۱۰

«رمزی موئیر» استاد تاریخ معاصر در دانشگاه منچستر مدعی است که کمپانی هند شرقی برای هندوستان سه نعمت «وحدت سیاسی»، «صلح پایدار» و «حاکمیت قانون» را به ارمغان آورد. البته این اظهار نظر بسیار گزاف، خود خواهانه و بی‌پایه و اساس است. چرا که در زمان حاکمیت گورکانی بر هند، قوام و نظام سیاسی متمرکز فراهم آمده بود، ساختاری که در عین اختلاف، کاملاً قانونمند و بر اساس احترام به قوانین عرفی هر قوم و طائفه و مذهبی اداره می‌شد. نظامی که حتی انگلیسی‌ها بعد از حاکمیت بر هند تا ۱۰۰ سال جرأت دستکاری آن را نداشتند.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر؛ زمان استقرار کمپانی هند شرقی انگلیس در سواحل هند برابر است با حاکمیت دولت مرکزی گورکانی، حکومتی ۲۰۰ ساله که بنا به نقل مورخین به نام «عصر زرین تاریخ هند» شناخته می‌شود. البته طبق تاریخ نگاری غربی از این دولت با عنوان «مغولان کبیر» ویا «امپراطوری مغول» نام برده شده است. دولت گورکانی توسط «ظهیر الدین محمد بابر»، پسر بزرگ تیمور بنا نهاده شد که هم زمان با صعود دولت صفوی بود.

سلطنة مغول الهند في عهد بابر وهمايون

سلطنة مغول الهند في عهد بابر وهمايون

 

اولین میسیون (هیئت اعزامی) یسعوعی(شاخه‌ای از فرقه کاتولیک که اهم اعتقاد آن‌ها عبارتند از تقوا، فقر و اطاعت از پاپ) در ۱۵۸۰م به پایتخت هند وارد شدند و دومین و سومین آن‌ها در ۱۵۹۰م و ۱۵۹۵م در دربار اکبر شاه (جلال الدین محمد) پادشاه گورکانی، حضور یافتند.ص۹۸

ویژگی‌های حاکمیت گورکانی

«رمزی موئیر» استاد تاریخ معاصر در دانشگاه منچستر مدعی است که کمپانی هند شرقی برای هندوستان سه نعمت «وحدت سیاسی»، «صلح پایدار» و «حاکمیت قانون» را به ارمغان آورد. البته این اظهار نظر بسیار گزاف، خود خواهانه و بی‌پایه و اساس است. چرا که در زمان حاکمیت گورکانی بر هند، قوام و نظام سیاسی متمرکز فراهم آمده بود، ساختاری که در عین اختلاف، کاملاً قانونمند و بر اساس احترام به قوانین عرفی هر قوم و طائفه و مذهبی اداره می‌شد. نظامی که حتی انگلیسی‌ها بعد از حاکمیت بر هند تا ۱۰۰ سال جرأت دستکاری آن را نداشتند.

معماری گورکانی (نمایی از بلند دروازه، ورودی اصلی کاخ فاتح پور سیکری در منطقهٔ اگرا در اوتار پرادش)

معماری گورکانی (نمایی از بلند دروازه، ورودی اصلی کاخ فاتح پور سیکری در منطقهٔ اگرا در اوتار پرادش)

 

فرمان اکبر شاه به دولت‌های محلی که به «منشور آداب الهی» مشهور است. نمونه بارزی از قانون مداری و ساختار قانونی این حکومت است. این فرمان ۵۱ ماده‌ای، از زمامداری شروع می‌کند. آنان را به توجه به خداوند متعال، اعتدال و میانه روی و مطالعه کتب تاریخی و اخلاق توصیه می‌کند. آنگاه به آداب و سلوک برخورد با مردم می‌پردازد. به طور مثال: سپاهیان حق ورود به خانه‌ای بدون رضایت اهلش را ندارند. استانداران موظفند به سخن یک جاسوس اعتماد نکنند. باید چند جاسوس را بدون اطلاع هم، مأمور رسیدگی به یک مشکل کنند. به وضع نگهبانان قانون توجه داشته باشند که نگهبانی «عبادت عظیمی» است. طبق ماده چهل هفتم، استانداران وظیفه دارند نرخ بازار را همواره زیر نظر داشته و مانع احتکار شوند. در ماده بیست و یکم آن ماده، به کیش و مذهب و دین خلق خدا متعرض نشوند و امثالهم.

بیشتر بخوانید:
سرآغاز کمپانی هند شرقی
هند و هلند مقصد استعماری صهیونیسم جهانی
هند خواستگاه جدید رژیم صهیونیستی
حکومت ۲۳ ساله فرزندش جهانگیر شاه

بعد از اکبر شاه، دوران حکومت ۲۳ ساله فرزندش جهانگیر شاه موسوم به «نورالدین محمد» آغاز شد. حاکمیت جهانگیر مصادف با اوج اقتدار شاه عباس در ایران بود و همچون گذشته روابط دو کشور در کمال صمیمیت و محبت ادامه داشت.

از طرف دیگر هر دو دولت مسلمان منطقه از حضور خشن و بی‌قانون پرتغالی‌ها در رنج و ناخرسندی بودند. انگلیسی‌ها نیز به شدت در تکاپوی استقرار در بنادر هند و شرکت در بازار تجاری ایران و هند بودند. از این روی دو دولت مذکور ناوگان انگلیس را برای معضل پرتغالی‌ها بهترین راه حل می‌دانستند. اما در حقیقت علت نیاز به انگلیس عدم نیروی دریایی قدرتمند بود که توان مقابله با ناوگان اروپایی‌ها را داشته باشد.

ناکامی نماینده انگلیس

پس از اینکه نماینده انگلیس «ویلیام‌ها وکینز»، با کارشکنی پرتغالی‌ها در نفوذ به دربار جهانگیر و هند ناکام ماند، ناوگان‌های کمپانی شرقی کاپیتان «بست»، کشتی‌های پرتغالی را شکست داد و باعث شد توجه دولت هند به این قدرت جدید جلب شود. این امر منجر شد پرتغالی‌ها رویه‌ای خصمانه علیه مسلمانان و دولت هند در پیش بگیرند. همچنین در یکی از غارت‌های پرتغالی‌ها، دو زن از اقوام مادر جهانگیر اسیر می‌شوند. این عمل نیز باعث خشم جهانگیر شده و باعث می‌شود دو دولت وارد جنگ شوند.

انگلیسی‌ها نیز از این فرصت استفاده کردند و در ۱۶۱۵م نماینده خود، «ویلیام ادواردز» را با نامه‌ای به دربار جهانگیر فرستادند. در مقابل جهانگیر که از حضور پرتغالی‌ها ناخشنود بود و انگلیس را گزینه خوبی برای مقابله با پرتغالی‌ها می‌دید، نماینده آن را به شکلی دوستانه پذیرفت.

بعد از این «سرتوماس رو» به عنوان نخستین سفیر رسمی انگلیس، راهی دربار جهانگیر شد و در سال ۱۶۱۵م وارد بندر سورت شد و در ۱۶۱۹م به کشورش بازگشت. اگر چه او در این زمان نتوانست امتیازات قابل توجه‌ای کسب کند اما شالوده تجارت کمپانی هند شرقی را پی‌ریخت. یعنی سرآغاز استعمار هند.

 

منبع: شهبازی، عبدالله، زرسالاران یهودی و پارسی، ج۱، موسسه مطالعات و پژوهشی سیاسی، چاپ۱۳۷۷، ص۱۰۵-۹۳٫

 

 

میلاد پورعسکری

 

 

 

 

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=20827

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *