سنخیت کعبه و قدس در گفتمان مقاومت - خیبر

سنخیت کعبه و قدس در گفتمان مقاومت

۳۱ مرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۴۹

مقاومت فراتر از یک امر تاریخی یا یکی امر جغرافیایی و حتی فرا تر از یک نظریه است. ما به مقاومت به عنوان یک گفتمان نگاه می‌کنیم. گفتمان مجموعه‌ای از مولفه‌های عملی و نظری تولید میکند که انقلاب اسلامی در ذیل این گفتمان تعریف میشود.

به گزارش سرویس قرآن و عترت پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، نشست علمي حج و مقاومت در مورخ پنجشنبه ۱۸ مرداد ۹۷ ساعت ۱۰ صبح با حضور اساتيد مدعو از تهران و حجت الاسلام والمسلمين محسن محمدي از اساتيد جامعه المصطفي (ص) و تني چند از نخبگان موسسه وارث الانبياء و پژوهشگران پژوهشكده حج و زيارت برگزار گرديد.

در اثنای این نشست علمی حجت‌الاسلام محسن محمدی نکاتی را در رابطه با موضوع «قدس و حج» بیان کردند. مشروح سخنان ایشان به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین اللهم صل علی محمد و اله طاهرین

عرض سلام و ادب دارم خدمت حضار و اساتید گرامی ، تشکر میکنم از جناب استاد ضیایی که زمینه ای فراهم کردند تا بحث مقاومت و حج مطرح شود. برای بنده حضور در این جلسه توفیق بیشتری بود که به هر حال دوستان قدیمی و اساتید گرامی را نیز مجددا زیارت کردم و از این جهت یک خوشحالی برای من حاصل شد.

موضوعی که قرار بود بنده خدمت شما درس پس بدهم موضوع قدس و حج بود.

بنده نکاتی را محضر شریف شما عرض کنم. من دو مقدمه عرض میکنم و بعد از دو مقدمه، سه نکته را در راستای این موضوع محضر شریف شما تقدیم میکنم.

 مقدمه اول: برداشت‌های متفاوت از مقاومت، محصول اختلاف تعابیر از مقاومت

از مقاومت تعابیر مختلفی می‌شود. برخی از این تعابیر، تعابیر حداقل گرایانه است و برخی تعابیر حداکثر گرایانه.

برخی مقاومت را در حد یک حزب یا جنبش یا در یک برهه سرزمینی در یک برهه جغرافیایی و تاریخی خاص متمرکز میکنند. با این تعبیر مقاومت مثلا حالا همین حزب الله لبنان می‌شود.

واقعیت این است که مقاومت فراتر از یک امر تاریخی یا یکی امر جغرافیایی و حتی فرا تر از یک نظریه است. ما به مقاومت به عنوان یک گفتمان نگاه می‌کنیم. گفتمان مجموعه‌ای از مولفه‌های عملی و نظری تولید میکند که انقلاب اسلامی در ذیل این گفتمان تعریف میشود. و اگر ما مقاومت را این گونه تعریف کنیم با یک نگاه خیلی حداکثری میتوانیم به این موضوع نگاه کنیم. آن موقع ما می توانیم بحث حج را ذیل بحث گفتمان مقاومت مطرح کنیم  که در این صورت این گفتمان مقاومت مولفه های زیادی دارد. مولفه‌های معرفت شناختی،  مولفه هایی در علوم سیاسی یا علوم اجتماعی که به هر حال بحث گسترده ای دارد. ما در این بحث مقاومت را به عنوان یک گفتمان مطرح میکنیم.

مقدمه دوم: هم سنخ بودن کعبه و قدس ذیل گفتمان مقاومت

این است که بحث قدس و حج که به بنده محوّل شد خدمت شما عرض کنم که یکی از محور‌های این بحث است، در ابتدا یک تعبیر تا متجانسی به ذهن می‌رسد که قدس نام یک مکان است و حج نام یک مناسک؛ یک مکان و یک مناسک را مثلا کنار هم قرار دادن تعبیر نامتقارنی است؛ ولی منظور ما از حج در این بحث و متبادر از بحث حج، بحث کعبه است. و بهتر است بگوییم «کعبه و قدس» که این تعابیر از نظر مفهومی بهتر ارتباط برقرار می‌کند. تصور عمومی از این دو مفهوم دو مفهوم متفاوت است.

حتی در بحث نخبگانی نیز این دو مفهوم، دو مفهوم مختلف به نظر میرسد. میگویند بیت المقدس یا قدس یه جایی است که در دل خودش، در تاریخ خودش یک بحث انقلاب و مقاومت را دارد ولی حج خیر. از حج بیشتر تعبیر عرفانی برداشت میشود. به نحوی این مفهوم دو قطبی حماسه و عرفان را به ذهن متبادر میکند. اما وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم می بینیم این طور نیست. قرآن هم کعبه و هم بیت المقدس را دو قطب و با دو هویت مقاومت تعبیر میکند.  نکته اولی که می خواستم عرض کنم همین بود که قرآن یک تصویر یکسانی از قدس و بیت المقدس و کعبه ارائه میدهد. که هردو تعبیر، تعبیر استکبار ستیزی ، ظلم ستیزی و در ذیل گفتمان مقاومت است. اساتید تاریخ هستند و من خیلی ورود نمی کنم، ژئوپلوتیک سیاسی کعبه و بیت المقدس الآن از هم تفکیک شده، یعنی بعد از جنگ جهانی اول اینها از هم تفکیک شدند. و الا تا قبل از جنگ جهانی اول اینها همه یک سرزمین بودند یعنی همین سوریه، فلسطین، لبنان و عربستان و اینها یک واحد سیاسی بودند، و همین واحد سیاسی، واحد سیاسی انبیا نیز هست یعنی اگر شما این منطقه را از جغرافیای کره زمین حذف کنید مفهوم انبیا و جغرافیای انبیا نیز حذف میشود. بزرگترین انبیا الهی ، انبیا عظام همه در همین منطقه بودند و قرآن هم میخواهد بین این دو رابطه برقرار کند.

قبله اول اسلام بیت المقدس است یعنی مدتی مسلمانها به بیت المقدس نماز خواندند و بعد از بیت المقدس به کعبه منتقل شدند. معراج پیامبر نیز از بیت المقدس است و خداوند در قرآن ذهن مسلمان‌ها را همواره متوجه بیت المقدس میکند که این تعبیر مقاومت برقرار شود. نسل انبیا آنگونه که آیات قرآن می فرماید از حضرت ابراهیم است. خداوند دو فرزند به حضرت ابراهیم عنایت کرد. تاریخ انبیا بیشتر از نسل اسحاق است. اسحاق پیامبری است که در بیت المقدس در کنار مسجد الاقصی باقی می ماند ولی در آن زمان مسجد الاقصی باقی نبود، بعدا دست پرورده بنی اسرائیل و انبیای بنی اسرائیل شد ولی خداوند نیمه بعدی انبیا را به سرزمین دیگری منتقل میکند. و او را به آن بخش منطقه شام بزرگ می فرستد که کل این منطقه  را شامل می‌شود. مثل «خراسان بزرگ» که از سمنان را در شامل می‌شود. شام بزرگ که تا بیت المقدس را هم در بر می گیرد. گویا خداوند، دارد یک طراحی برای مسیر نبوت می‌کند که بخشی از انبیا و نبوت را که حالا فرضا بنی اسرائیل از این نسل هستند را در این سرزمین قرار میدهد، در منطقه بیت المقدس. و نسل تکمیلی انبیا را از تاریخ دور میکند. میگوید اسماعیل را در سرزمینی ببر که بی آب و علف است، هیچ کسی نیست، نه سکنه‌ای دارد، کلا هیچ مدنیتی ندارد. ببینید تعبیر «گفتمان مقاومت» کاملا دارد پایاپای پیش میرود. چه از نظر جغرافیایی چه از جهت تاریخ انبیا. اما آن نسلی که از انبیا در جریان حضرت اسحاق شکل میگیرد هر چند که پیامبران اولوالعظم از او است، حضرت موسی و حضرت عیسی علیهم السلام از این نسل هستند اما وقتی به قران مراجعه می کنید کلا گلایه و شکوه از این بنی اسرائیل است. بنی اسرائیل فرزندان یعقوب هستند. یعقوب نام دیگرش اسرایئل بود. بنی اسرائیل یعنی فرزندان اسرائیل ، اسرائیل همین نام یعقوب است. یعقوب فرزند اسحاق است و خداوند حضرت ابراهیم را به عنوان یک پیامبر انقلابی به این سرزمین می‌آورد. چون یک منطقه خاصی از بیت المقدس یک منطقه ای است که از نظر ژئوپلوتیکی بسیار مناسب است برای تبلیغ دین؛ یعنی جایی که قرار گرفته، در کنار آن یک آبراه اقتصادی است. اتصال فلسطین، به سه قاره است. از آن طرف مصر است که قاره آفریقا می‌شود. از این طرف به عربستان می‌رسد و قاره آسیا و از آن طرف از طریق سوریه و ترکیه به اروپا می‌رود. یعنی جایی که سه قاره جهان به یکدیگر وصل هستند و یک آبراهه بسیار استراتژیک است بیت المقدس است.

خداوند با این طراحی به ابراهیم گفت تو برو در این منطقه ساکن شو چون از این طریق میتوانی دین را منتقل کنی. مدتی که ماند گفت باید کار دیگری انجام دهی. یک نسل انبیا را ببر در بخش دیگری قرار بده و در این دو سرزمین نیز دو مکان مقدس را قرار داد. این طرف بیت‌المقدس ساخته شد و این طرف کعبه. کعبه را خود ابراهیم و اسماعیل تجدید بنا کردند، اما مسجد الاقصی بعدا توسط بنی اسرائیل و پیامبران بعدی بنی اسرائیل ساخته شد. این تصویر قرانی است که ما از این ارتباط بین مسجد الاقصی و کعبه داریم که کاملا  این تعبیر در ذیل گفتمان مقاومت است. حالا اینکه چرا خداوند این مهندسی را انجام داد در ایات قرآن مشخص میشود. چون خداوند بنی اسرائیل را به عنوان یک قوم پیامبر کش مطرح میکند. موسی علیه السلام بعد از خدمتی که به بنی اسرائیل کرد در آخر دعا کرد و گفت خدایا من به جز خودم و برادرم هیچ کسی را در این قوم در راه حق نمی شناسم. و نفرین حضرت موسی سبب شد که بنی اسرائیل دچار سرگردانی شوند. خداوند در قرآن این تعبیر «یتیهون» را دارد. همان سرگردانی در سرزمین تیه. خداوهند میگوید اینها قوم پیامبر کش هستند، یعنی میگوید اگر اسماعیل هم اینجا بود یک جایی این نسل را کنار بگذاریم. جالب است که در قرآن نیز از اسماعیل حرفی نمیزند. گویا مثل این فیلمها که نشان میدهد، مثلا یک بخشی میرود و چیزی درباره‌اش نمی گوید قسمت پانزدهم مثلا یک دفعه شروع میکند. حضرت اسماعیل گویا فقط یه کار دارد آن هم فقط پیامبر آخر الزمان را حفظ کند. میگوید تو برو در یک منطقه‌ی دیگری که از این جغرافیای پیامبر کش خلاص شوی. خداوند حضرت صالح را برای این قوم فرستاد که یک پیامبر ویژه است، او را کشتند ، ناقه حضرت صالح را کشتند. گفت من یک پیغمبر دیگری را میفرستم که خیلی متفاوت باشد. و شما نتوانید در او شک کنید. کاملا متمایز باشد. خداوند حضرت عیسی را فرستاد. او کاملا متفاوت بود. خلقتش و فرزندی که بسیار متفاوت متولد میشود در گهواره صحبت میکند، این مسأله باید خصلت پیامبر کشی بنی اسرائیل را متوقف کند؛ اما بنی اسرائیل  به قتل این پیامبر نیز اقدام  کردند. حالا اینکه موفق نشدند بحث دیگری است. این بحث را از این جهت عرض کردم که ادبیات قرآنی، بین مسجدالاقصی به عنوان یک مرکز مقاومت و کعبه هیچ فرقی نمی بیند. این دو را با هم پیش میبرد. ادبیاتی که در این دو مفهوم شکل میگیرد کاملا یکسان است. حالا وقت نیست من این بحث را توسعه دهم.

نکاتی پیرامون بحث

نکته اول: «کربلا» مولفه جدید مقاومت

حالا جالب اینجاست که ما در این بین یک مولفه دیگری را هم میتوانیم اضافه کنیم و آن مولفه کربلا است. خب انبیا شام انبیایی که در همین بیت المقدس بودند، دوتا وظیفه داشتند: یکی از وظایفشان حج بود و در مسیر حجشان اینها از عراق عبور میکنند. روایاتی داریم که اینها از مسیر کربلا می گذرند. در مسیر حجشان بوده که از این مسیر عبور میکنند. حالا انبیایی که در منطقه شام هستند به هر حال ارتباط اینها با عراق به چه شکل برقرار میشود. حالا یه کتابی هم که خیلی وقت قبل، ۲۰ سال پیش، حج انبیا را نوشته، به زبان عربی هم هست، جا دارد این کتاب هم با تالیف جدید تجدید چاپ شود. اینجا این مولفه را هم اگر اضافه کنیم یعنی مولفه کربلا در حج انبیایی که از بیت المقدس بودند  این بحث را خیلی وارد ابعاد جدیدی میکند و بحث مقاومت را کاملا پر رنگ میکند.

مقاومت یک بحث شیعی

نکته دوم: یک بحث بسیار مفصلی است که نمی خواهم اینجا وارد آن شوم. آن بحث این است که اساسا بحث مقاومت یک بحث شیعی است. نمیخواهم بگویم اهل سنت بحث مقاومت را ندارد. به هر حال ما در عِدل مقاومت حزب الله لبنان، حماس را داریم. این بحث را در ادامه توضیح میدهم که این عِدل چگونه شکل می گیرد. ما بسیاری از نهضت‌های انقلابی را در جهان اهل سنت داریم مانند جنبش های اخوانی. در جهان عرب، نزدیک ترین گفتمان به گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمان اخوان است. حالا چه با گرایش و قرائت سوری چه با قرائت ترکیه ای، چه با قرائتی که در شمال افریقا هست. ولی وقتی ما بن مایه‌ی این گفتمان سیاسی و فلسفه سیاسی اهل سنت را نگاه میکنیم فلسفه ای نیست که از آن، گفتمان مقاومت خارج شود. این بحث یک حواشی دارد و من منکر این بحث های تاریخی نیستم ولی اصالت گفتمان مقاومت یک اصالت شیعی است. تاریخ سیاسی اهل سنت هیچگاه تاریخ سیاسی ضد جریان صهیونیست نبوده است. حتی جریان القاعده به عنوان یه جریان ضد غرب که به برج های دوقلو حمله میکند، هیچگاه جریان ضد اسرائیلی نبوده است. هیچ یک از جریان های اهل سنت با میراث دینی خودشان ضد صهیونیست نشدند. ممکن است شما الآن بگویید پس جنگ‌های اعراب و اسرائیل چه می‌شود؟ جنگ‌های اعراب و اسرائیل اسمشان روی خودشان است. جنگ های اعراب و اسرائیل؛ یعنی کاملا ماهیت ملی گرایانه دارد. عرب ها با حیثیت عربی و ملی گرایانه‌شان جلوی اسرائیل ایستادند نه با حیثیت مذهب. داعش یک فشنگ هم به سمت اسرائیل شلیک نکرد. در اهل سنت هیچ یک از گفتمان‌های جهادی با صهیونیست تقابل ندارند. اساسا گفتمان میراث دینی اهل سنت یک میراثی است که این بحثش تاریخی هست و اساتید تاریخ هستند و من ورود نکنم.

جریان یهود ایجاد کننده «صهیونیسم مسیحی»

«صهیونیسم مسیحی» که در تاریخ شنیده‌ایم آن را خود جریان یهود ایجاد کرد. «پطرس» به عنوان عالم یهودی مسیحی کش، مسیحی شد. او وقتی وارد شام، همین سوریه فعلی شد، همه مسیحی ها فرار کردند ، گفتند این آدمی است که همه مسیحی ها را میکشد. گفت نه فرار نکنید دیشب حضرت مسیح بر من ظهور کرد و به من گفت تو چرا مسیحی ها را میکشی؟ مسیحی ها را نکش و من مسیحی شدم. جریان صهیونیسم مسیحی از اینجا ایجاد شد. این جریان، جریان مسیحیی را تولید کرد که هیچ گاه ضد یهود نشد، یعنی جریان مسیحی که کاملا ضد یهود است بعد از این موضوع ضدیت آن با یهود به صورت کامل کنار میرود.

نقش منافقانه علمای یهود در اسلام

همین اتفاق در اسلام نیز افتاد. بحث تاریخی بسیار مفصلی دارد. با یک ربع و ده دقیقه نمیشود بحث را ارائه کرد. بعد از اینکه پیامبر اسلام از دنیا رحلت می کنند، علمای یهود مسلمان می شوند. کعب الاحبار و هریره و اینها کسانی هستند که بعد از اسلام، بعد از اینکه پیامبر از دنیا میرود مسلمان میشوند، این‌ها همه از نزدیکان خلفا هستند و در تغییرات فرهنگی و سیاسی نظام اسلامی بسیار نقش دارند ، اینها در انتقال حکومت از بحث مدینه به شام و از انتقال خلافت به سمت بنی امیه بسیار فعال هستند. بنی امیه در شام هست و شام اساساً سرزمینی است که برای یهود و مسیحیت است. مسجد جامع اموی، کلیسایی است که تغییر کاربری داده شده و مسجد شده است. به هر حال بن مایه اندیشه دینی اهل سنت در این فضا شکل میگیرد. که قطعا این تعالیم علمای یهود در مهندسی این نظام تاثیر داشته و جالب اینجاست که هیچیک از این علمای یهود که مسلمان شدند به سمت امام علی علیه السلام نیامدند و بعد از قتل عثمان همگی به شام نزد معاویه رفتند چون هدف آنها این بود که این انتقال قدرت را انجام بدهند و حکومت را به سمت بنی امیه ببرند. جناب آقای استاد سامانی تشریف دارند و مقاله مفصلی هم ایشان دارند و من استفاده کردم و بیش از این، بحث را در این موضوع ادامه نمی دهم.

تفاوت فلسفه و نظام سیاسی اهل سنت و شیعه

در مورد بحث فلسفه و نظام سیاسی اهل سنت نیز اگر شما ببینید فلسفه سیاسی اهل سنت فلسفه انقلابی نیست. نظام سیاسی اهل سنت دائر مدار بحث مصلحت است؛ اما نظام سیاسی شیعه مبتنی بر عدالت است. عدالت میگوید اگر ظلمی هست، حاکم ظالمی هست شما باید قیام کنید حتی اگر امام حسین باشید و امام حسین هم به شهادت برسد شما باید علیه ظلم اقدام کنی چون مولفه‌اش عدالت است. اما مولفه نظام سیاسی اهل سنت چیست؟ مصلحت. میگوید مصلحت نیست. به هر حال یک سری افراد کشته میشوند و ما هم نمیتوانیم پاسخگوی خون اینها باشیم. یعنی در حاق اندیشه سیاسی اینها یک نوع پذیرشی قرار داده شده است؛ لذا اینها نمی توانند بر اساس میراث دینی خودشان انقلابی شوند. بر اساس چیزهای دیگر مثل تعامل با انقلاب اسلامی شاید انقلابی شوند. برخی از این اندیشمندان مصری گفته بودند ما در فقه، سنی هستیم و در نظام سیاسی، شیعه هستیم. یکی از آقایان، دست باز نماز میخوانده است گفته است ما فقهمان را هم داریم شیعی میکنیم. ، یعنی میخواهم عرض کنم که فلسفه و نظام سیاسی اهل سنت هیچ گاه نمی تواند یک اندیشه انقلابی باشد. البته این بحث خیلی مفصل است.

ارتباط بحث عقلانیت و مقاومت در نظام سیاسی شیعه

بحث دیگر، بحث خروج بر امام جائر است. از نظر فلسفه سیاسی اهل سنت این کار جایز نیست و بحث عقلانیت است. خیلی بحث مفصلی است. ، عقلانیتی که در شیعه وجود دارد به بحث گفتمان مقاومت کمک میکند. ما در نظام شیعی هر چند تاریخ را مقدس می نگاریم و به هر حال میراثی را برای خود قائل هستیم؛ اما هیچ وقت ما تقدس انگاری تاریخ نداریم؛ اما جریان اهل سنت با کنار گذاشتن عنصر عقلانیت به تقدس انگاری تاریخ منجر شده است. نتیجه اش نیز سلفی گری می‌شود. سلفی گری یعنی تقدس تاریخ. میگوید هر چیزی که صحابه و تابعین گفتند حالا تا قرن اول یا بعضی ها تا قرن دوم و بعضی ها تا قرن سوم را نیز می‌گویند. این یعنی اصل تقدس بخشی به تاریخ. یعنی هر چیزی که در تاریخ بوده است مقدس است؛ اما شیعه با اضافه کردن عنصر عقلانیت این را قبول نمی کند. ارتباط بسیار وسیع و محکمی بین بحث عقلانیت و مقاومت که در نظام سیاسی شیعه هست وجود دارد. این مطلب نیز بحث های مفصلی دارد و بنده فقط طرح بحث میکنم تا آن نکته‌ای را که عرض کردم که گفتمان مقاومت اساسا یک بحث شیعی است را جا بیندازم .

تفاوت فقه اهل سنت و فقه شیعه در گفتمان مقاومت

فقه اهل سنت نیز فقهی است که یا از آن گفتمان مقاومت در نمیاید یا اگر هم گفتمان مقاومت بخواهد از آن درآید گفتمان جهادی در میاید که افراطیون و عملیات انتحاری و همین داعش از آن خارج می‌شود. در فقه شیعه، جهاد مبتنی و در ذیل مفهوم مهمتری به نام مفهوم امام، ولایت و امامت قرار دارد که جهاد را مدیریت میکند؛ اما اهل سنت این عنصر را ندارد. آن وقت جهاد چه میشود؟ جهاد دست ابوبکر بغدادی و بعضی دیگر می افتد. چون خیلی افراد به ما میگویند شما خیلی به بحث مقاومت تکیه می کنید مگر این همه گروه های جهادی که ما در اهل سنت داریم گروه های مقاومت نیستند؟ جواب ما این است که شما بین دو مفهوم خلط کردید. جهاد به معنای مقاتله نیست. این یک خلط مفهومی بزرگی است که در نظام فقهی اهل سنت اتفاق افتاده است. در نگاه شیعی مقاومت و جهاد یک مفهوم گفتمانی است و موسّع میشود. ما جهاد را یک مفهوم جامع می بینیم؛ جهاد علمی، جهاد اقتصادی، جهاد سیاسی؛ ولی اهل سنت جهاد را تنها جهاد نظامی میبیند. از آن چه چیزی خارج می‌شود؟ مقاتله.

مصاحبه هایی که این انتحاریون دارند را اگر دیده باشید فقط میگوید که من بروم منفجر شوم تا به بهشت بروم قاشقش را نیز باخودش دارد و بحث هایی که به هر حال شنیده‌اید یا مثلا با پیغمبر ناهار بخورم و از این قبیل؛ اما فقه شیعه با توجه به بحث حضور امام و بحث اجتهاد پویا، خیلی به بحث مقاومت کمک میکند.

تاثیر بحث حج و کعبه در مقاومت

دو نکته اصلی که فکر میکنم بیشتر در مورد آنها باید صحبت کنیم.

بحث این است که این کعبه، حج، یا هر تعبیری که بتوان از آن کرد چه تاثیری در بحث مقاومت دارد؟

من عرض کردم مقاومت فقط بحث فلسطین و بحث اسرائیل نیست، بلکه مقاومت یک مفهوم بسیار گسترده‌ای است. یعنی آنقدر مقاومت بحث گسترده‌ای است که انقلاب را شامل می‌شود و آن را در خودش هضم میکند. این قدر این مفهوم مقاومت، مفهوم عمیقی است. کعبه، حج، یا هر تعبیری که بتوان از آن کرد چگونه میتواند عنصر مقاومت را گسترش دهد؟

اشتراک مولفه‌های حج در سخنان امام و رهبری

مقام معظم رهبری که جای خود، من فکر می‌کنم ما هنوز اندیشه امام را هم بعد از سه دهه که فرصت داشتیم روی اندیشه ایشان فکر کنیم خوب نمی شناسیم و نتوانستیم تحلیل کنیم. و حالا باید بگویم متاسفانه در مورد اندیشه امام در بحث حج نیز به عنوان یک اثر پژوهشی مستقل کار نشده است. ما حتی با مرکز تنظیم و نشر آثار امام نیز صحبت کردیم آنها نیز کار نکرده‌اند و بسیار هم علاقمند بودند و حالا خوشبختانه برای این موضوع طرحی آماده شده است. شما فرمایشات امام و مقام معظم رهبری را در موضوع حج از جهت محتوایی تحلیل کنید. روحانی  کاروان و بعضی از زائران آمدند و امام یا مقام معظم رهبری صحبت می‌کنند. چون به اعتقاد آنها فرمایشات و اندیشه مقام معظم رهبری در امتداد فرمایشات امام است؛ یعنی هیچ تغییری نکرده است. همان مولفه های کلیدی که امام مطرح میکرد، مقام معظم رهبری نیز مطرح میکرد. بحث وحدت، بحث مقابله با استکبار، بحث معرفی انقلاب و صدور انقلاب، بحث بهر‌مندی از ابعاد اخلاقی و معنوی حج. این، چهار مولفه اساسی است که در فرمایشات امام هست، مقام معظم رهبری نیز همین ها را بیان میکنند، چرا؟

تاکید بر مسأله فلسطین در موضوع حج از سوی امام و رهبری

بنده مطالعه ای کردم، تقریبا حالا با قطعیت نمیگویم، تقریبا در همه پیام ها و فرمایشات امام و مقام معظم رهبری، روز فلسطین هست. یک نفر بگوید روحانی کاروان، عوامل بعثه و سازمان حج و چند نفر زائر نیز هستند حالا شما هرسال مسأله فلسطین را مطرح می‌کنید. خب اینها الآن حاجی هستند و حالا مثلا بگو بروید آنجا نماز بخوانید، قبول است. بگو بروید آنجا برائت از مشرکین را انجام دهید قبول است. بگو بروید آنجا سجاده‌های کردستان بخرید و از سجاده‌های آنجا نخرید و بحث اقتصاد این نیز قبول است. در حالی که شما هرسال پیام میدهید، فلسطین، سخنرانی می کنید، فلسطین. چه ارتباطی وجود دارد. این امر نشان دهنده این است که جدا از بحث رسانه‌ای و تبلیغاتی که ما آنجا حرفمان را بزنیم – که در مقاله ای ما این موضوع را کار کردیم و در فصلنامه مطالعات فلسطین چاپ شد- این امر نشان دهنده یک بحث فراتری است، و لایه های عمیق معرفتی و گفتمانی  است که در این موضوع وجود دارد. به هر حال نکته‌ای را که هم امام و هم مقام معظم رهبری هر سال در موضوع حج به آن می پردازند قطعا آن مسئله، مسئله مهمی است و جا دارد که بحث‌های پژوهشی در مورد این موضوع تامل کنند که یک فردی که نگوییم در سطح عالی جهان اسلام بلکه در سطح عالی نظام اسلامی چگونه این موضوع را تکرار میکند. حضرت امام سال ۴۲ برای حج پیام دادند، مثلا حالا یک نفر بگوید سال ۴۲ است. سال ۴۰ آقای بروجردی فوت کردند. سال ۴۲ امام که مرجع مطلق نبود چند مرجع دیگر هم بودند. شاه وقتی میخواست امام را تحقیر کند جواب نامه ها و بیانیه ها را که می‌داد برای آقای گلپایگانی و بقیه مراجع می فرستاد، برای امام نمی فرستاد؛ یعنی تو که مرجع نیستی، چرا من باید به تو جواب بدهم. یعنی میخواهم بگویم امام مرجع مطلق نبود، یکی از مراجع بود، یکی از شاگردان آقای بروجردی بود. همان موقع امام دارد به حج پیام میدهد و بحث فلسطین را مطرح میکند. شاه آن موقع به امام گفت تو هنوز تازه شروع کردی، نه به باره نه به داره، تو حالا خب بیا با من در بیفت چه کار به فلسطین داری؟

این واقعا یک بحث بسیار پر معانی عمیقی است که حالا من بخشی از آن را در مقدمه اول عرض کردم. این نشان میدهد که فراتر از بحث رسانه‌ای و تبلیغاتی است. این یک عنصر دیگری است که ما باید به هر حال به آن توجه کنیم. من چند نکته در این بخش عرض کنم و بیشتر از این شما را خسته نکنم.

گفتمان مقاومت محصول ایمان

در بحث باورها و ارزش‌هایی که در حج مطرح میشود، بحث گفتمان مقاومت کاملا پر رنگ میشود. گفتمان مقاومت هیچ وقت از یک گروه سکولار و لائیک در نمی‌آید. از یک سری گروه متدین و با ایمان است که مقاومت در می‌آید، ما رزمندگانمان را انسان‌های مومنی می‌دانیم. میگوییم اینها شیران روز و زاهدان شب هستند. شب، نماز شب خواندند و روز رفتند جنگیدند. دوستانی که در سوریه بودند خیلی جالب است با آنها صحبت کنید مشاهدات میدانی آنها این مقایسه رو خیلی خوب بیان می کند که افرادی که در میدان مبارزه موفق بودند، رزمندگانی بودند که روحیه ایمان در آنها پر رنگ بود. من با برخی از این دوستان صحبت میکردم می‌گفت آنها صبح که می شد تانک هایشان حرکت می‌کرد ،ساعت ۲ به ارتش سوریه بر می‌گشتند. بعد میگفتند کجا برمی‌گردید؟ می‌گفتند ساعت کاری تمام شد. گفتیم جنگ که ساعت کاری ندارد. ولی شما فاطمیون ، زینبیون ، بچه های ایران و حزب الله را حساب کنید.

روحیه‌ای که گفتمان مقاومت را ایجاد میکند، جنبش های ملی گرایانه نیست، حزب بعث نیست. ایمان است که گفتمان مقاومت را تولید میکند. شما فرمایشات مقام معظم رهبری را در دانشگاه افسری، در دانشگاه امام حسین، در دانشگاه امام علی تحلیل محتوا کنید. حضرت آقا آنجا که میرود چه صحبتی میکند؟ اول در مورد ایمان صحبت میکند. آقا! اینها مگر طلبه هستند؟ مگر درس اخلاق است؟

میگوید اگر تو ایمان نداشته باشی نمیتوانی افسر و سرباز خوبی برای نظام باشی. این رو با مطالعه عرض میکنم، در تاریخ ایران و در جهان اسلام، خدمت جریانات ملی گرا به اسلام و ایران به مراتب کمتر از جریان متدین بوده است. حمایتی که علما و مراجع ما از ملی گرایی ما انجام دادند بیشتر از خود ملی گرا ها بوده است. علمای ما می گفتند این پارچه‌ای که مصرف می‌کنیم باید پارچه ایرانی باشد. شعار حمایت از تولید ملی را یک مرجع تقلید، یک روحانی، یک کسی که برخواسته از حوزه علمیه بوده است در کشور داده است نه یک تکنوکرات نه یک کت شلواری، نه یک سکولار. به خاطر همین، گفتمان مقاومت از جریان های ملی گرا و از جریان های سکولار هیچوقت در نمی‌آید و اگر هم این جریانات وارد گفتمان مقاومت شوند پایداریشان خیلی کم است. در مقابل سختی‌ها زود عقب می کشند. اینها اهل باج دادن هستند، اینها اهل کوتاه اومدن هستند، اینها اهل سازش و مدارا و امتیاز دادن هستند. اما جریان انقلابی، جریانی که از خاستگاه ایمان بلند شده است هیچگاه دچار این آسیب و انحراف نمیشود. کجا بهتر از کعبه؟ جایی که ایمان را تقویت کنید. مهد توحید به عنوان پایگاه ایمان کجاست؟ بالاترین مراتب اخلاق و ایمان را شما بخواهید پیدا کنید کجا باید بروید؟ باید بروید کعبه، خانه خدا، طواف خانه خدا.

کنار هم بودن عرفان و سیاست در حج

امام در فرمایشاتشان تصریح می‌کند عرفانی که در حج هست این عرفان، عرفان سیاسی است و خدا نیز این دو را کنار هم قرار داده است. شما طواف می‌کنید میگویید تمام شد. میگوید نه. این طوافی که انجام دادی، عرفان شکل گرفت. این را باید فوراً به سیاست گره بزنی. می‌گوید برو رمی جمره کن، برو شیطان را بزن، برو برائت از مشرکین کن. یعنی این دو را کنار یکدیگر قرار میدهد. این در بحث ارزش.

فراگیری دشمن مشترک در حج تمرینی برای مقاومت

اما در بحث کنش؛ یکی از کار‌هایی که بحث رفتاری است، حج تمرینی است برای مقاومت. مقاومت در برابر چه کسی؟ اصلا مقاومت از این مفاهیم به قول معروف بین الاثنینی است یعنی باید یک ما به ازایی باشد و در برابر یک چیزی مقاومت کنی. اینکه درمقابل یک چیزی باید مقاومت کنی مفهومی را تولید میکند ما اسم آن مفهوم را دشمن می‌گذاریم. حالا در حج شده برائت از مشرکین. چون شرک در مقابل توحید است. کعبه نماد توحید است، مقابل آن میشود شرک. ، قرآن این دو را با یکدیگر تولید میکند. میگوید طواف کردی حجت تمام شد؟! نه. این یک بخش از حج است. بخش دیگر باید بروی و آنجا آن را  انجام بدهی. اما اگر آن را انجام ندهی حجت کامل نمیشود.

اتحاد، کارکرد مهم فراگیری دشمن مشترک در حج

در حج  مفهومی تولید میشود به نام دشمن مشترک. دشمن مشترک یک کارایی و کارکرد‌هایی دارد. آنقدر کارکرد دارد که یکی از کارهای دستگاه دیپلماسی در غرب تولید دشمن است. میگوییم اینها چقدر آدم های احمقی هستند، دشمن درست میکنند. بعد از فروپاشی جماهیر شوروی شاید آمریکایی ها خیلی خوشحال باشند و باید بگویند الآن نظام تک قطبی شد. اما تئوریسین‌های آمریکا گفتند ما دچار یک مشکل شدیم. گفتند چه مشکلی؟ گفتند ما دشمن نداریم! باید دشمن درست کنیم. تئوری جنگ‌های تمدنی هانگ تینگ تن در همین فضا نوشته شد. جنگ تمدن‌ها. گفتند در مقابل ما چند گروه می توانند بایستند. ۷ تمدن را شمردند بعد گفتند انتهای آن تمدن کنفوسیوس، تمدن اسلامی است و چیزی که میتواند در مقابل ما قرار گیرد اسلام است. پس دشمن ما درست شد. دشمن مشترک، هویت بخش و هم گرا کننده است. من به آقای ترامپ میگویم: آقای ترامپ تو ایرانی ها را با هم متحد کردی؛ یعنی تو داخل ایران به گونه‌ای کار میکنی که همه با تو مخالف هستند. اینها با هم متحد میشوند. الآن در ایران هیچکس درباره مذاکره صحبت نمی کند. چپ ترین چپ ها و راست ترین راست ها الآن در این بحث متحدند که مذاکره با آمریکا کار درستی نیست. حالا بعضی‌ها خیلی این را غلیظ میگویند و بعضی‌ها میگویند در شرایط فعلی مناسب نیست. و اینها کارکرد دشمن مشترک است. پس این مسأله – که برائت از مشرکین در حج، مسلمان‌ها را در این مفهوم که باید در مقابل دشمن دیگری مقاوم و متحد شوید و آن دشمن را مشرکین، شرک در مقابل توحید قرار میدهد- میتواند بحث مقاومت را توسعه دهد. حالا اینجا خیلی بحث زیاد است. چون نظریه دشمن مشترک، در بحث علوم سیاسی، یک نظریه خیلی مفصلی است و این بحث ما هم نیست. یعنی هم آمریکایی ها و هم اسرائیلی ها روی این موضوع خیلی کار کردند.

نقش اسرائیل در مسائل مختلف حج و عربستان

اگر فرصتی بود من بحث مصداقی اسرائیل و حج را انجام می دادم. حضور اسرائیلی ها در مکه، حضور اسرائیلی‌ها در عربستان، نقش اسرائیلی ها در حج خونین که سال ۶۶ انجام شد، اسرائیلی ها چه نقشی داشتند؟ در حادثه منا اسرائیلی ها چه نقشی داشتند؟ یعنی مقداری با آن مفهوم تقلیل گرایانه از مقاومت نیز که بحث اسرائیل را بخواهیم پر رنگ کنیم بحث حج خیلی حرف برای گفتن دارد. ارتباطاتی که عربستان با اسرائیل دارد. سیستم امنیتی عربستان چه ارتباطاتی را با سیستم امنیتی اسرائیل برقرار میکند؟! روی کار آمدن آقای محمد بن سلمان چه ارتباطی با بحث اسرائیل در جهان اسلام دارد. اینها بحث های مصداقی و عینی و به قول معروف ضمنی بود که بحث جدایی دارد. بحث عربستان، اسرائیل، حج، یعنی یک موضوع خوبی است که میشود در مورد آن حداقل در یک مقاله بحث کرد.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=10644

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *