عید پوریم؛ اتفاق تاریخی یا داستانی ساختگی؟ - خیبر

عید پوریم؛ اتفاق تاریخی یا داستانی ساختگی؟

۲۷ فروردین ۱۳۹۸ ۰۲:۱۰

این که رئیس جمهور آمریکا به اسرائیل رفت و یک قسمتی از استر و مردخای را به او دادند، این بیشتر جنبه سیاسی داشت. همین آقای نخست وزیرشان (نتانیاهو) که بیشتر شومن غربی است، او بیشتر از این حالت استفاده می‌کند. یعنی هر جا می‌رود می‌گوید این ایرانیان بودند که ۲۵۰۰ سال پیش می‌خواستند ما رو بکشن. او از جنبه احساسی داستان استفاده می‌کند نه واقعیت تاریخی.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر؛ یکی از جشن‌های مذهبی یهودیان چه در ایران و چه در اسرائیل و یا هر نقطه از گیتی که این مردمان باشند جشن پوریم است. این جشن از یک داستان در یکی از کتاب‌های تورات به نام استر آبشخور می‌گیرد. در اسطوره‌های یهود استر زنی است از پیامبران قوم یهود و برادر‌زاده‌ی مردی به نام مردخای که در ادبیات دینی یهود این دو با نام استر و مردخای شناخته می‌شوند و آرامگاه هردوی ایشان در کنار یکدیگر در یک مقبره در شهر همدان ایران می‌باشد که زیارتگاه یهودیان است.

به جهت آشنایی بیشتر با تاریخچه وقوع و یا جعل این جشن پایگاه صهیون پژوهی خیبر مصاحبه‌ای را با دکتر «علی نیکویی» استاد دانشگاه، و مؤلف کتب تاریخ و ایران‌شناسی انجام داده است. متن این مصاحبه در ادامه تقدیم می‌گردد.

  • آیا عید پوریم یک اتفاق تاریخی است یا صرفاً یک داستان ساختگی؟

جواب: جشن پوریم یهودیان یک اتفاق تاریخی است اما اساس این حادثه تحریف شده چرا که در یک دوره‌ای توسط حاکم هخامنشی در مصر رخ داده و شکل وسیع آن در منطقه ایرانی امروزی ما نبوده است.  علت هم آن است که قوم‌های ضعیف معمولاً برای خودشان داستان‌های بزرگ تعریف می‌کنند تا خودشان را بزرگ نشان دهند اسناد و بررسی‌های تاریخی این واقعه در مقاله «ریشه‌های تاریخی جشن پوریم یهودیان» آمده است.

این که بگوییم در زمان هخامنشیان یک زن یهودی توانسته به دربار شاهنشاه ایران نفوذ کند خنده دار است. داستان می‌گوید مثلاً عموی استر «مُردخوای» در دربار خشیارشاه حضور دارد و بعد بدون آنکه هویت یهودیش مشخص شود استر را به پادشاه معرفی می‌کند. شما اگر در منابع دوره ساسانی نگاه کنید هخامنشیان، زمانی که می‌خواهند برای پادشاه یک اسب بگیرن یا هدیه بدهند، دقت می‌کنند که یک اسب بی‌نام و نشان نباشد. چطور ممکن است یک شاهنشاه که بر یک گستره بزرگی از زمین حکمرانی می‌کند و حتی در نژاد اسبش دقت می‌شود، یک آدم بی‌نام نشان بیاید و وارد حرم سرای او بشود.

این بیشتر برای آن است که داستان را پرورش داده‌اند و این داستان هم جزء قسمت‌های اساسی کتاب مقدس نیست. حتی طبق نظر برخی از دین شناسان غربی، این قسمت بعداً به کتاب مقدس اضافه شده است. به عبارتی این داستان در قرون وسطی به کتاب مقدس اضافه شده و ادبیات ونگارش آن هم به آن دوره اختصاص دارد. این به واقعیت بیشتر نزدیک است.

اصل داستان در جزیره آلفانتین مصر اتفاق افتاده است

این داستان یا شبیه به آن در جزیره آلفانتین مصر اتفاق افتاده است. ببینید یهودیان در زمان امپراطوری هخامنشی تنها در فلسطین اشغالی امروزی نبوده‌اند، بلکه عده‌ای از آنان در مصر و حتی برخی در عربستان زندگی می‌کردند. بعد از حمله به معبد سلیمان آن‌ها شاخه شاخه شدند و ارتباط خوبی هم بین یهودیان که در جزیره آلفانتین زندگی می‌کردند با یهودیان بیت المقدس وجود نداشته.

یهودیان این جزیره در مراسمات خود گاو و گوسفند قربانی می‌کردند در حالی که این حیوانات برای مصریان مقدس بوده و حکومت هخامنشی نیز به دلیل رعایت حال آنان قربانی کردن این حیوانات را ممنوع اعلام کرد. به همین دلیل این رفتار یهودیان خشم مصریان را بر می‌انگیزد و به معبد حمله و آن را غارت می‌کنند. آن‌ها موقعیت جغرافیای داستان را از مصر به شوش منتقل کرده و داستان را پر رنگ و لعاب‌تر جلوه می‌دهند. در اصل این داستان با خیلی ضریب کمتر در جای دیگر رخ داده و به شدت پرورانده شده و آمده اینجا و از آن استفاده شده. به نظر من درست‌ترین حالتش همین است.

  • گاهی از این ماجرا تحت عنوان همبستگی ملت یهود و ایران و یا برعکس تحت عنوان دشمنی دیرینه یهود و ایران نام برده می‌شود، یعنی شما معتقدید در هر دو حالت این یک اشتباه و صرفاً یک داستان ساختگی بوده؟

اولاً این که این امر یک داستان حقیقی و رئال نبوده هیچ شکی در آن نیست. نکته اولش اینجاست. حالا ما اینجا دو مساله داریم؛ ما یک ملت یهود داریم و یک داستانی داریم به نام دولت اسرائیل و صهیونیسم. این‌ها با هم متفاوتند و قابل تفکیک هستند. این که شما بخواهید در مورد همبستگی صحبت کنید خیلی هم خوب است.

شما در کتاب مقدس یهودیان تنها کسی که با عنوان مسیح و منجی نام برده می‌شود و غیر یهودی است، تنها پادشاه ایران، کوروش است. نه به خاطر این که در بابل تنها یهودیان را آزاد کرده، بلکه نعمت آزادی را به همه اقوام ارزانی داشته و در این بین یهودیان کتابت داشتند و سایر اقوام از این نعمت بی‌بهره بودند. یهودیان در کتاب‌های اشعیا و دانیال خود از کوروش نام برده‌اند. خب بقیه اقوام کتابت نداشتند و از این اتفاق چیزی بیان نکردند.

مثلاً شما در همان استوانه کوروش نگاه کنید هیچ نامی از قومی برده نشده. به طور مثال بگوید: «من به بابل درآمدم و مردم یهود را آزاد کردم» بلکه یک بخشی از این مردم، یهودی‌ها بودند. ولی قوم یهود کتابت داشته و قوم با سوادی بوده و البته کتاب مقدس آن‌ها، کتابی است که در ادوار مختلف نوشته شده است. به همین دلیل آن‌ها این خاطره را حفظ و یک مقدار هم به اسم خودشان نوشتند.

تحریف تاریخ

با این حال این ربطی به واقعیت تاریخ ندارد و  نمی‌تواند سندی باشد بر جنایات ایرانیان بر یهودیان و نه سند واقعی  بر جنایات یهودیان بر ایرانیان. چون این قوم خیلی ضعیف‌تر از این حرف‌ها بودند. قوم آواره‌ای بودند و این قوم آواره اگر ایرانیان نبودن، در سال ۵۸۰ قبل از میلاد یعنی دو هزار پانصد اندی سال پیش، احتمالاً در بابل مزمحل می‌شدند و از بین می‌رفتند. بنابراین آنان به همین دلیل باید سپاس گذار ایرانیان باشند.

ولی حالا بیاییم بگوییم این یهودیان مثلاً به ما ستم کردند و یا ما را کشتار کردند، این‌ها اصلاً در قد و قواره این صحبت‌ها نبودند که بتوانند این کار را انجام دهند. این داستانی است که یک قوم ضعیف برای خودش پرورانده و اول داستان هم طبق معمول با مظلوم نمایی خودش آغاز کرده است.

جنبه‌های سیاسی داستان استر و مردخای

الان هم مدتی است تقریباً در دوره دوم اوباما، یهودیان(اسرائیلی‌ها) زیاد روی این داستان مانور می‌دهند. این که رئیس جمهور آمریکا به اسرائیل رفت و یک قسمتی از استر و مردخای را به او دادند، این بیشتر جنبه سیاسی داشت. همین آقای نخست وزیرشان (نتانیاهو) که بیشتر شومن غربی است، او بیشتر از این حالت استفاده می‌کند. یعنی هر جا می‌رود می‌گوید این ایرانیان بودند که ۲۵۰۰ سال پیش می‌خواستند ما رو بکشن. او از جنبه احساسی داستان استفاده می‌کند نه واقعیت تاریخی. در آخر می‌توان گفت جنبه همبستگی را می‌توان از همان آزادی اقوام در بابل که یک بخشی از آن یهودی بودند، استفاده کرد.

بیشتر بخوانید:

عید پوریم یا عید ایران کشی!

تاریخ طرح ریزی استراتژیک یهود

یهود خالق رنسانس

  • شما در خلال صحبت‌هایی که داشتید برخی اهداف یهود برای پروراندن این داستان را بیان کردید. می‌خواستم این را بیشتر باز کنید که یهودیان چه هدفی داشتند که حالا یه اتفاقی در مصر افتاده اون هم نه به این شدت و حدت، بعد چه اهدافی پشت این داستان پردازی هست که می‌آیند در رابطه با ایران کلاً سناریو داستان رو عوض کرده و آن را پرورش می‌دهند و به قولی یک قسمتی از کتاب مقدس‌شان می‌شود؟

ببینید یک چیز خیلی مهمی که هست و متاسفانه در کشور ما به هیچ عنوان رعایت نشده و اصلاً جدی گرفته نمی‌شود مبحث مهمی به نام تاریخ است. حالا من بارها در سخنرانی‌های رهبری دیدم که به اهمیت تاریخ اشاره شده اما مسئولین و رده‌های میانی ما بیشتر از جنبه رفع مسئولیتی به آن نگاه می‌کنند. در حالی که تاریخ به عنوان یک عنصر مهم در روابط دیپلماتیک مهم است. من این داستان را نقطه ضعف نمی‌دانم که رژیم اسرائیل بخواهد از آن استفاده کند. این یک برشی از تاریخ و یک تفسیر حتی غلط از آن است، چون سیاست است دیگر. این ایراد بر حاکمیت و بر مدیریت سیاسی ما وارد است که از تاریخ‌مان بلد نیستیم استفاده کنیم و فرصت‌ها را تبدیل به تهدید می‌کنیم.

تبدیل فرصت به تهدید

عمق بی‌سوادی شما نگاه کنید. شما فرصت دارید، دست آویز تاریخی دارید، شما داستان‌های رئال و واقعی داری که خود غربی‌ها آن‌ها را در کتاب های خود نوشته‌اند و ما از این‌ها استفاده نمی‌کنیم. به همین دلیل فرصت‌ها را تبدیل به تهدید می‌کنیم.

شما به این نگاه کنید که آن‌ها از یک مطلب تاریخی یک تفسیر جدید و از آن سوء استفاده می‌کنند. تو مجامع بین المللی آن را بیان می‌کنند. ولی ما متن صریح تورات را داریم، فکر کنم «اشعیا نبی» باب (۲۱) باشد، درباره پادشاه ما صحبت می‌کند و او را مثالاً مسیح یهود یا مسیح اقوام معرفی می‌کند. شما مثلاً یک کتیبه‌ای دارید که برای اولین بار درباره انسان‌ها صحبت می‌کند. ما قبل از کتیبه کوروش جایی نداریم که کسی بیاید و درباره حقوق انسان‌ها صحبت کند. به غیر از کتیبه کوروش ما جای دیگه ای نداریم که در آن تاریخ یا پیش از آن از واژه مردم استفاده کند یا به مردم اهمیت داده باشند، یا اگر باشد خیلی کم است حداقل من ندیدم.

ما از این استفاده نمی‌کنیم بعد اقوام دیگر اگر کوچک‌ترین متن تاریخی داشته باشند کمال استفاده ر از آن می‌کنند. این ضعف از ماست. ما حتی درباره همین پوریم هم درست عمل نکردیم. من حالا یک تحقیق خیلی عمیقی هم و نکردم یک مطلبی نوشتم و حالا دیدم یه خورده حساسیتش زیاد شده، یه مقدار روش وقت گذاشتم. بتازگی داریم متوجه می‌شیم که با یک خورده مطالعه می‌توانیم به دروغ بودن این ماجرا پی ببریم. اما قبل از من هیچکس به طور جدی در این باره صحبت نکرده. حتی وزیر خارجه ما نتوانست آن‌گونه که باید و شایسته است جواب توئیت نخست وزیر اسرائیل رو بدهد.

صهیونیسم ستیزی یا یهودستیزی

ما چقدر می‌تونستیم از همین مطلبی که در تورات هست بر ضد دولت اسرائیل استفاده کنیم. این اقوام یهودی چندین هزاره است که در ایران زندگی می کنند. خب یکی از قدیمی‌ترین کنیسه‌های یهودی درایران است. آرامگاه دانیال پیامبر در خوزستان ماست و زیارتگاه مسلمانان و یهودیان است. ببینید ما از همه این داشته‌ها می‌توانستیم در دیپلماسی و سیاست استفاده کرده و صهیونیسم ستیزی را از یهودستیزی جدا کنیم.

آن‌ها از این قضیه دارن سوء استفاده می‌کنند. ولی یهودیان مدت‌هاست که در تهران زندگی و در بازار ما کار می‌کنند و همچنان هم هستند. ولی ما تنها کاری که می‌تونیم انجام دهیم آن است که به سازمان ملل که می‌رویم نماینده یهودی‌ها را همراه خودمان به آنجا ببریم. که این نهایت کج سلیقه‌گی و عدم استفاده درست از تاریخ است.

با علم به تاریخ نه تنها زمینه سوء استفاده به آن‌ها نمی‌دادیم بلکه استفاده هم می‌کردیم. بر فرض مثال ما در قران شخصیتی داریم به نام ذو القرنین که در تفسیر المیزان، آن را کوروش یا اسکندر عنوان می کند.حالا جامعه مذهبی ما هم با تاریخ بیگانه است. فقها جدید ما یا دانش آموزان و دانشجویان جدید فقه و حوزه ما هم با تاریخ غریبند. بعد می‌آیند می‌گویند مصداق این فرد «اسکندر» است شخصی که اجرام پرست و بیگانه است و حالا چون محمدرضا پهلوی در یک برهه زمانی بر روی کوروش مانور می‌داده ما بیاییم و او را کنار بزنیم. بنظرم این کار درستی نیست.

  • آیا آرامگاه مردخوای و استر در همدان، می‌تواند شاهدی بر این ماجرا باشد؟ آیا در ایران جای دیگری هست که یهودیان به عنوان شاهدی بر این ماجرا از آن استفاده کنند؟

خیلی از آن جاهایی که در ایران به عنوان اماکن مذهبی استفاده می‌شود به آن دین اصلی مرتبط نیست. به طور مثال ما در ایران دینی داشتیم قبل از زرتشت، به عنوان مهر پرستی، بعد از آن در دوره ساسان دینی می‌آید به نام زرتشتی و بعد از آن هم مسلمان می‌شوند. در این بین اماکن مقدس ادیان از بین نمی‌رفتند. به طور مثال جایی که قبلاً آتش کده بوده دیگر میکده نمی‌شود. مثلاً اگه معبد مهر پرستی بوده تبدیل میشه به آتشکده یا بعداً آن آتشکده تبدیل می‌شده به یک مسجد. شما کل مساجدی که در شهرهای باستانی داریم قطعاً آتشکده بودند. یا خیلی از اماکن مقدسی که ما تحت عنوان امام زاده داریم، البته بعضی از آن‌ها هم به ظاهر امام زاده نیستند. این‌ها اماکن مقدسی بودن که مرتبط با آئین مهر و ناهید بودند.

اگر یک جای مقدسی در شهر باشد، آن جای مقدس، تقدس خود را حفظ می‌کند. بعداً هم ممکن است یک امام زاده یا شخصیت معتبری به آن شهر وارد شود، آن آدم رو که نمی‌برن جای پست شهر دفن کنند، می‌آیند در جای مقدس شهرشان خاک می‌کنند. مثلاً آتشکده یا معبد مهر جای محترمی بوده او را هم آنجا می‌برند.

این امر یک سری فاکتورهای معماری دارد. من یک مقاله‌ای در مجله «هنر تمدن شهر» دارم، خانم دکتر «شهره جوادی» درباره «سه گانه‌ی مقدس معماری ایرانی» صحبت کردند. دوستان اگه حوصله داشتند آن را نگاه کنند. می‌بینید بسیاری از این اماکن مقدس؛ چه اماکن مقدس زرتشتی باشد چه اماکنی مثل «بی بی شهر بانو» در شهر ری که معبد مهر بوده، یا خیلی از امام زاده‌های ما که در دل کوه هستند. برخی از این‌ها معابد مقدسی بوده‌اند که در آن منطقه وجود داشته‌اند که حتی مردم شفا می‌گیرند.

معبد استر و مردخوای

من معبد استر و مردخوای را هم دیدم، آنجا هم می‌تواند از معابد ادیان قبل از اسلام باشد. مثل خیلی از این اماکن مقدس که الان دست زرتشتی هاست، یک سری هم دست یهودی هاست. حتی بعضی از کلیساها در ارمنستان یا در شمال غربی ایران یا همان آذربایجان هستند که این‌ها همه معابد مهر بودند که تبدیل به کلیسا و صومعه و برخی هم تبدیل به امام زاده شده‌اند. یعنی اماکن مقدس، تقدس خودشان را همچنان نگه داشتند اما درغالب ادیان مختلف و البته هیچ لزومی هم ندارد که ما آن‌ها را تخریب کنیم چرا که جای مقدسی است.

جالب است وقتی مسلمان شدیم و برخی از بزرگان به شهرهای ما آمده و فوت کردند یا شهید شدند، این‌ها را آوردند و در همین اماکن مقدسشان دفن کردند. هزاران سال پدرانشان را آنجا دفن می‌کردند یا مثلا آتش کده بود یا معبدی بوده، مقدس بوده به هر حال، این آدم مقدسی هم که فوت کرده نمی‌توانستند در جای پستی دفن کنند. به همین دلیل آن‌ها را در آنجا دفن می‌کردند. در این باره مقالات علمی و پژوهشی دقیقی هم هست که سازمان اوقاف و زیارات می‌تواند از آن‌ها استفاده کند.

  • با توجه به صحبت‌های شما این داستان برای ملت یهود از یک حالت عید مذهبی و ملی خارج شده و به یک معنا به یک عید سیاسی تبدیل شده و از حالت ملی خود حتی برای یهودیان خارج شده است. یا این که نه برای مردم یهود همون قداست سابق را دارد؟

من اینجا دوستان یهودی هم داشتم. پوریم را جشن می‌گرفتند. خود این‌ها هم می‌گویند که ما ایرانی‌ها را نکشتیم، حتی آن وزیر (هامان) هم از یک قوم دیگری بود که آن‌ها کشتار کردند. اما از وقتی که سیاسی شده، یهودیان می‌گویند ایرانی‌ها می‌خواستند ما را بکشن ما هم آن‌ها را کشتیم.

در حالی که آن وزیری که در این داستان کشته می‌شود، اصلاً ایرانی نیست. هامان از قبیله‌ی اِجاج بود که از قبایل کهن قوم کنعانی در فلسطین است و یهودیانی که به فلسطین کوچانده شده بودند مدت‌هاي درازی با آنها درگیری داشتند. می‌توان اندیشید که هامان کاهنان مصری را برای ویران کردن معبد یهودیان در جنوب جزیره‌ی آلفانتین به اتهام قربانی کردن گاو در معبدشان برانگیخته باشد تا یهودیان را برای شورش برانگیزد و آن‌ها را به کشتن دهد و کینه دیرينه‌ی قوم خود را از آنها باز پس گیرد. در ایران هم این مراسم با همین عنوان برگزار می‌شده که بین ایرانی‌ها و یهودیان مشکلی پیش نیاید که واقعیتش هم این بود.

اما از موقعی که نخست وزیر اسرائیل بحث ایران ستیزی و ایران هراسی را مطرح کرده از همه ابزارها در این جهت استفاده می‌کند. حتی این داستان تحریف شده تورات را یه خورده بیشتر تحریف می‌کند تا ایران هراسی آن بیشتر شده که خب جذاب‌تر و کاربرد سیاسی آن هم بیشتر است. البته اینجا باز خلاء از ماست. یعنی خلاء حاکمیت ماست که در مسأله تاریخ کوتاهی می‌کنیم.

  • منبعی که یهودیان معمولاً داستان را به آن استناد می‌دهند چیست؟

تنها منبع‌شان همان کتاب مقدشان است که قدمت تاریخی دارد. البته در کتابی که آن‌ها در دریای احمر کشف کردند از کتاب تورات، در آن کتاب مقدس، کتاب استر و مرد خوای وجود نداشته اما حالا حدوداً ۶۰۰ سال است که این بخش در کتاب هایشان وجود دارد. تقریباً این جشن چیزی بوده مثل چهارشنبه سوری ما، یک جور مراسم خوش گذرونی بوده.

در آئین یهود شراب خواری ممنوع است البته نه به شدت و حدتی که در اسلام است. ولی آن‌ها در این مراسم اجازه داشتند شراب خواری کنند. این جنبه خوشگذرانی برای این مراسم بیشتر بود اما از وقتی که به عنوان یک مسأله سیاسی مطرح شده کمال استفاده را ازش می‌کنند. رئیس جمهور آمریکا هم که به اسرائیل می‌آید و یک بخشی از همین کتاب را بهش می دهند، یه مقدمه‌ای هم به آن می‌زنند که ما از اول مظلوم دو عالم بودیم، اول ایرانی‌ها می‌خواستن ما را بکشن بعد آلمانی ها ما را کشتند و بعد خلاصه ادامه روضه را می‌خوانند همگی جنبه سیاسی دارد.

 

خیبر: سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

 

خبرنگار: مجید رحیمی

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=19147

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *