قضیه فلسطین و یهودی‌سازی قدس و جدا کردن آن از جهان اسلام - خیبر

قضیه فلسطین و یهودی‌سازی قدس و جدا کردن آن از جهان اسلام

۰۱ آذر ۱۳۹۷ ۱۷:۲۴

در نزاع فلسطینی عربی- صهیونی قدس همیشه مورد اهتمام بوده است؛ از یک طرف اسرائیل بدون قدس حیات و موجودیت ندارد و از طرف دیگر قدس شهر عربی مقدس برای فلسطینیان عرب مسلمان و مسیحی است و دارای تاریخ و تمدن اسلامی و جزء جدایی ناپذیر از اراضی فلسطین می­باشد. از این جهت، قدس در تصمیمات بین­المللی جای گرفته و به هیچ­وجه صفت مقدس بودن را از آن نمی­توان گرفت. افزون بر این­که سازمان­های بسیاری غیر از سازمان ملل برای دفاع از آن در میان مسلمانان و مسیحیان تشکیل شده است؛ نظیر مجلس اعلای اسلامی ، مجلس مسیحی و کنفرانس قدس.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، پس از تشکیل دولت صهیونی درگیری نظامی و غیر نظاممی بین اسرائیل و اعراب از سال ۱۹۴۷ آغاز شد که در جنگ نظامی آن مصر، اردن، لبنان و سوریه درگیر بودند. در سال ۱۹۴۷ از سوی سازمان ملل متحد مقرر شد که ۵۶ درصد اراضی فلسطین در اختیار یهودی­ها قرار گیرد، در حالی که اسرائیل توسط همین جنگ نظامی ۷۸ درصد آن را تصرف نمود. اصل این مجموعه مقالات در کتابخانه پژوهشکده حج و به زبان عربی موجود می‌باشد که ترجمه و تلخیص آن ارائه می‌گردد:

قضیه فلسطین و یهودی­سازی قدس

  1. قضیه فلسطین و نقشه صهیونیستی

پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴- ۱۹۱۸) قضیه فلسطین مردم فلسطین را به شکل خاص و مردم عرب را به شکل عام به خود مشغول کرد، همین­طور این قضیه مورد اهتمام دولت­های اروپایی و ولایات متحده آمریکا قرار گرفت؛ به ویژه وقتی که کنفرانس صلح برای دولت­های متفقین در پاریس فرانسه (۱۸/۱/۱۹۹۹م) تشکیل شد.

قدرت­های صهیونیستی به این کنفرانس یادداشتی تقدیم کردند که دربردارنده محدوده پیشنهادی برای دولت یهودی بود؛ محدوده­‌ای که از جنوب لبنان و منابع دریایی و از دریا تا خط راه آهن حجاز،  خلیج عقبه و دریای سرخ را شامل می­‌شد تا پنج میلیون یهودی را جا دهد؛ اما طرف عربی در این کنفرانس یادداشتی را تقدیم کرد و در آن بیان شده بود که غالب ساکنان فلسطین (۶۵۰ هزار) عرب هستند و یهود بخش ناچیزی را تشکیل می­‌دهند (۵ هزار) و حل مشکل یهودیت که در اروپا به وجود آمده، مشکل عرب­ها نیست و عرب آن را تحمل نمی­‌کند. این اختلاف همچنان باقی ماند تا این­که صهیونیست­‌ها از اواخر قرن نوزدهم بذرهای خود را افشاندند و با حرکت یهودی اروپایی و با انگیزه­‌های دینی و دنیوی یهودیان را به هجرت به سوی فلسطین فرا خواندند تا به آرزوی دور و دراز خود مبنی بر تشکیل دولت صهیونستی دست یابند.

برای رسیدن به دولت یهودی دو هیأت تشکیل دادند: ۱٫ جمعیت یهودی برای بیداری عمومی یهودیان و تنظیم هجرت آنان. ۲٫ شرکت یهودی برای جمع مال و تنظیم تجارت و صنعت. بالاخره در کنفرانسی با حضور ۸۴۸ نماینده که عمده آن­ها از شخصیت­‌های جامعه بورژوازی و سرمایه­‌داری بودند، سازمان جهانی صهیونی تشکیل دادند تا برای مردم یهود وطنی در فلسطین بسازند.

صهیونیست­‌ها در هدف شومشان برای اشغال فلسطین و تشکیل دولت صهیونی به موفقیت­‌هایی دست یافتند؛ به گونه­‌ای که از جهت شمار سکنه یهودی از حدود هشتاد هزار نفر در سال ۱۹۲۲ به حدود پانصد هزار نفر در سال ۱۹۴۳ افزایش چشمگیری پیدا کرد، در حالی که شمار سکنه عرب از حدود ششصد و پنجاه هزار نفر در سال ۱۹۲۲به حدود یک میلیون و صد هزار نفر در سال ۱۹۴۳ افزایش ناچیزی داشت؛ اما از جهت میزان ملکیت اراضی نسبت مالکیت یهودیان در سال ۱۹۱۴ از یک و نیم درصد مساحت فلسطین به شش درصد در سال ۱۹۴۲ افزایش یافت؛ اما از جهت مستعمره شمار مستعمرات یهودیان از بیست و پنج مستعمره در سال ۱۹۲۲ به صد و پنجاه و سه مستعمره در سال ۱۹۴۲ رسید. بدین ترتیب، مقدمات قدرت صهیونیست­‌ها از جهت نظامی، اقتصادی و صنعتی برای تشکیل دولت آماده شد.

مهاجرت­‌های بی امان  یهودیان به فلسطین شور و هیجان عرب فلسطینی را بر افروخت و  آن­ها نسبت به آینده احساس خطر کردند  و از این­رو، برای محافظت از فلسطین عربی و مخالفت با اعلامیه  بالفور جمعیت­‌های وطنی اسلامی مسیحی تشکیل دادند و به حکومت­های  بریتانیا و آمریکا  یادداشت اعتراض تقدیم کردند، چنان­‌که اولین کنفرانس عربی فلسطینی در مخالفت با اعلامیه بالفور و محکومیت  مهاجرت یهودیان به فلسطین نام‌ه­ای را در سال ۱۹۱۹م  به کنفرانس صلح ارسال کرد.

در آغاز سال ۱۹۲۰ فلسطینیان عرب در صدد تشکیل حکومت عربی در قدس برآمدند تا فعالیت و مقاومت خود را در برابر مهاجرت یهودیان افزون کنند؛ به گونه­‌ای که در سال ۱۹۳۳ یک انقلاب عمومی در همه شهرهای فلسطینی رخ داد تا این­که حکومت بریتانیا نمایندگانی را در سال ۱۹۳۶ ارسال کرد و توصیه نمود که سرزمین فلسطین به سه قسمت تقسیم شود: بخش ساحلی برای یهود، بخش داخلی برای عرب و بخش اماکن مقدسه (قدس، بیت لحم و ناصره ) تحت حاکمیت و قیمومت بریتانیا باقی بماند که فلسطینیان و عرب آن را رد کردند. پس از آن حکومت بریتانیا طرح جدیدی جهت تشکیل دولت عربی یهودی واحد در فلسطین به کنفرانس لندن ارائه کرد که این طرح نیز توسط نمایندگان عرب ویهود رد شد.

سازمان ملل در بیانیه شماره ۱۸۱ در تاریخ ۲۹/۱۱/۱۹۴۷ مقرر کرد که شامل دو دولت در فلسطین می­‌شد:

دولتی برای یهودیان که ۵۶ درصد اراضی فلسطین را در برگیرد و دولتی برای فلسطینیان که ۴۲ درصد از اراضی آن را در برگیرد و قدس تحت وصایت بین­‌المللی اداره شود. عرب­‌های فلسطین این تصمیم را نیز به طور کلی رد کردند؛ ولی رئیس یهودیان در تل آویو پیش از پایان جلسه قیمومت بریتانیا استقلال دولت اسرائیل را اعلام کرد و ایالات متحده آمریکا نیز پس از ده دقیقه آن را تایید کرد. در پی این تصمیم درگیری­‌ها ادامه یافت؛ ولی دولت­‌های عربی وارد بازی­های سیاسی شده تا به اصطلاح بتوانند از راه مسالمت­‌آمیز و نرمش این مشکل را حل کنند و کوشیدند تا آثار دشمنی را از بین ببرند و قضیه فلسطین را به نزاع شخصی مردم فلسطین با اسرائیل تبدیل کرده و آن را از عنوان قضیه عربی بودن درآورند و در حقیقت تحول جوهری  در آن ایجاد کردند.

  1. سرنوشت قدس در برابر یهودی­‌سازی

اهمیت اسلامی و تاریخی قدس بر کسی پوشیده نیست. شهر قدس مروارید شهرهای فلسطین به حساب می­‌آید که جایگاه با عظمتی نزد میلیون­ها بشر از ادیان و مذاهب و طوایف مختلف دارد و به همین خاطر از قدیم و جدید محل درگیری و تجاوز قرار گرفته است.

عظمت جایگا قدس نزد مسلمانان به دلیل رویداد اسراء و معراج و مبارک خواندن آ ن و پیرامونش از سوی خدای تعالی است:

(سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله) (اسراء/۱). إسرا و سیر محمد (ص) به بیت المقدس و افزودن مسجد الاقصی به دو مسجد اشرف و اقدس باعث عظمت آن و علاقه مسلمانان به آن شده است:«لا تشد الرحال الا الی ثلاثة مساجد؛ مسجدی هذا و المسجد الحرام و المسجد الاقصی».

مرحوم شیخ عبد الحمید سائح دلیل اهمیت قدس را در کتابش هفت چیز دانسته است:

عقیده اسلامی، اسراء و معراج، قبله نخستین مسلمانان، احرام از آن برای حج یا عمره، اعلام فتح آن و فضیلت زیارت آن در حدیث، چند برابر بودن ثواب نماز در آن و احکام و آداب ویژه مسجد الاقصی در احادیث نبوی.

در نزاع فلسطینی عربی- صهیونی قدس همیشه مورد اهتمام بوده است؛ از یک طرف اسرائیل بدون قدس حیات و موجودیت ندارد و از طرف دیگر قدس شهر عربی مقدس برای فلسطینیان عرب مسلمان و مسیحی است و دارای تاریخ و تمدن اسلامی و جزء جدایی ناپذیر از  اراضی فلسطین می­‌باشد. از این جهت، قدس در تصمیمات بین­‌المللی جای گرفته و به هیچ­‌وجه صفت مقدس بودن را از آن نمی­‌توان گرفت. افزون بر این­که سازمان­های بسیاری غیر از سازمان ملل برای دفاع از آن در میان مسلمانان و مسیحیان تشکیل شده است؛ نظیر مجلس اعلای اسلامی ، مجلس مسیحی و کنفرانس قدس.

طرح یهودی­‌سازی قدس در صدد این است که هویت قدس را از عربی اسلامی؛ چه از حیث فرهنگی، چه سکونتی و چه جغرافیایی به هویت یهودی صهیونی تغییر  دهد. اسرائیل از آغاز تأسیس خود در این راستا تلاش می­‌کند؛ به گونه­‌ای که در تاریخ ۱۱/۱۲/۱۹۴۸ آن را پایتخت خود اعلام کرد و نام اورشلیم بر آن نهاد و بیشتر  وزارتخانه­‌ها و موسساتش را به آن­جا منتقل کرد و در همه عرصه­‌های بنیادین در آن تغییراتی به وجود آورد.

  1. قدس در دیدگاه کلیساهای مسیحی

قدس از ابتدا به عنوان شهر کنعانی فلسطینی عربی موجودیت یافت و از زمان عهدنامه عمر نشان عربی اسلامی مسیحی بر خود گرفت و وجود مسیحیان در آن پس از فتح اسلامی با وجود مسلمانان همزمان شد و بین آن­ها نمونه­‌ای از همزیستی مسالمت آمیز برقرار گردید؛ به گونه­‌ای هیچ­گاه از اعتدال خارج نشدند، حتی زمانی که این شهر مقدس مورد هجوم و تجاوز فرنگیان اروپایی قرار گرفت و جنگ­های صلیبی رخ داد، مسلمانان و مسیحیان با همبستگی قوی در مقابل مهاجمان ایستادند و مقاومت کردند.

با وجود این­که قدس قدیم مشتمل بر چهار محله بزرگ بود (محله اسلامی، محله نصارا، محله ارمنی و محله یهودی؛ یعنی خانه­‌هایی که از عرب­ها اجاره کرده بودند)؛ اما زندگی بین این محله­‌ها متداخل و درهم بود و حسن همجواری و احترام به ارزش­‌های دینی و انسانی به  آن عظمت بخشیده بود. از زمانی که این شهر تحت قیمومت بریتانیا در آمد و سیاست «اختلاف بینداز و حکومت کن» بر آن حاکم شد، این همبستگی و انسجام اجتماعی مختل شد و اسکان زیاد یهودیان در شهر قدیم تسهیل گردید.

برای مواجهه با روش­های هجوم و تجاوز صهیونیست­ها و جلوگیری از سست شدن همبستگی اجتماعی اسلامی مسیحی، بیانیه اسلامی مسیحی در قدس با تاکید بر ارتباط و علاقه تاریخی، تمدنی و شهروندی بین مسلمانان و مسیحیان صادر شد و هم­‌اکنون نیز ساکنان مقدس به خاطر حفظ حقوق عربی و میراث گذشته و مقدسات این همبستگی را رعایت می­‌کنند. همه کلیساها و طوایف مسیحی ( ارتودوکس، الشرق الاوسط ، قبطیه و مجلس کلیساهای جهانی قدس عربی) بر حفظ وضعیت تاریخی و تمدنی این شهر مقدس اهتمام دارند و هیچ­‌گونه تغییر را در آن نمی­‌پذیرند؛ اما کلیساهای پروتستان و طوایف آن؛ به ویژه پروتستان شمال آمریکا و بریتانیا اهتمام زیادی بر حمایت و تایید دولت صهیونیستی دارند.

واتیکان نیز ضمن تایید قیمومت بریتانیا در نهایت به تشکیل دو مجلس عربی و یهودی در قدس نظر دارد. صهیونیست مسیحی که مرکزش در آمریکاست، بر این باور است که پروردگار یهود را برای اقامه دولت جهت تقدیم خدمات به بشریت فراخواند و عنایت الهی فلسطین را برای امت یهودی انتخاب کرد؛ به گونه­‌ای که  کشیش کولن تشابمان در کتاب خود به نام «القدس لمن؟»؛ یعنی قدس از آن کیست؟ اعتقادات صهیونیست مسیحی را در پنج چیز می‌­داند:

۱٫ مردم یهود در زمین فلسطین و شهر قدس صاحب حق هستند.

۲٫ قدس شهر خداست.

۳٫ اسرائیل مانند پیشگویی‌­های کتابی استمرار دارد.

۴٫ کتاب مقدس ما را به پیش­گویی­‌های آینده می‌­رساند.

۵٫ پایان جهان نزدیک است.

 

  1. آینده قضیه فلسطین و قدس

پس از بیان قضیه فلسطین به شکل عام و قضیه قدس به شکل خاص، اکنون این پرسش مطرح می­‌شود که راه حل چیست؟! آن هم در زمانی که معیارهای قدرت­‌های بین­‌المللی تغییر یافته و جهان پس از پایان جنگ سرد با یک قطب شناخته می­‌شود و معیار قدرت­ها در نزاع عربی- اسرائیلی مختل گشته و صلح و همزیستی مسالمت­‌آمیز به عنوان استراتژی جهان عرب انتخاب شده است.

قرارداد دهه نود (۱۹۹۰) قرن گذشته شاهد تحول ریشه­‌ای در تاریخ این نزاع است و ولایات متحده آمریکا اعلام کرده است که بر ماست هرچه در توان داریم به کارگیریم تا خلأ و شکاف بین اسرائیل و دولت­های عربی و بین دو اسرائیل و دو فلسطین را ببندیم و آن راهی جز دیپلماسی ندارد و نتیجه این اعلامیه گردهمایی سران اصلی این نزاع در مادرید در تاریخ ۳۰/۱۰/۱۹۹۱ آشکار شد و همزمان با این مذاکرات عربی- ­اسرائیلی، گفت­گوهای سری نیز در اسلو و جلسه امضای پیمان در کاخ سفید برگزار می­‌شد که متضمن اعتراف به این بود که:

سازمان آزادی­بخش فلسطین تنها نماینده قانونی مردم فلسطین است، اسرائیل حق موجودیت دارد، دو قطعنامه شورای امنیت (۲۴۲و ۳۳۸) پذیرفته می­شود، زور و اجبار پذیرفته نیست، پیمان سازمان مبنی بر نابودی اسرائیل تعدیل شود و… همین­طور متضمن اعتراف اسرائیل به این­که در گفت­گوها شریک سازمان باشد.

به هر حال، می­‌توان گفت که قضیه فلسطین تا حد صرفا گفت­گوی فلسطینی- اسرائیلی تنزل کرد که در آن به مسائلی از این قبیل می­‌پرداخت: قدس، حق بازگشت، محدوده، آب­ها و امنیت.

زمانی که طرف اسرائیلی قضیه یهودیت دولت را بر آن می­‌افزود، طرف فلسطینی نیز قضیه اسیران را اضاف می­‌کرد؛ اما از جهت دیگر اعراب مبادرت به تسویه مسالمت­‌آمیز با اسرائیل کرده و خواستار خروج اسرائیل از همه زمین­‌های اشغالی و تشکیل دولت فلسطینی به پایتختی قدس شریف بودند که این در مقابل اعتراف به اسرائیل و پذیرفتن آن در محیط عربی اسلامی بود؛ لیکن با رخداد نهضت بهار عربی که مطالبه آن در دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی خلاصه می­‌شود، دیگر  قضیه فلسطین یا نزاع عربی- صهیونی از اولویت­های جهان عرب به شمار نمی­‌آید.

درباره قدس نیز هر دو طرف فلسطینی و اسرائیلی آن را پایتخت سیاسی خود می­‌دانند و از این­رو، آینده قدس یک نقطه عطف جوهری در نزاع صهیونی- عربی در دو بعد دینی و سیاسی خواهد بود. این گفت­گوها در حقیقت برای اسرائیل این قدرت و فرصت را فراهم می­‌سازد که هرچه بیشتر نسبت به یهودی­‌سازی قدس و اسکان یهودیان در آن اقدام کنند. برای مواجهه با این وضعیت باید استراتژی واحدی از سوی فلسطینیان و اعراب اتخاذ شود که مهم­ترین عناصر آن عبارتند از:

عنصر عقیدتی فکری، عنصر تربیتی روشمند، عنصر رسانه­‌ای فرهنگی، عنصر فرهنگی سازمانی، عنصر عمرانی توسعه یافته، عنصر اسلامی مسیحی و عنصر اجرایی (ابزارها و وسایل).

 

جلد۵، مقاله۱، از ص ۱ تا ص۴۰

قضیه فلسطین و یهودی­سازی قدس

و جدا کردن آن از جهان اسلام

تهیه کننده:

دکتر عزت جرادات

مدیر کل کنفرانس اسلامی بیت­المقدس- عمان- اردن

تقدیم به کنفرانس جهانی دوم

جهان اسلام، مشکلات و راه حل­ها

تنظیم کننده: رابطة العالم الاسلامی

مکه مکرمه

۱۴۳۵ه- ۲۰۱۴م

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=15353

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *