معرفی کتاب آیا قرن آمریکا به پایان رسیده است؟ - خیبر

معرفی کتاب آیا قرن آمریکا به پایان رسیده است؟

۱۸ بهمن ۱۳۹۷ ۰۹:۰۶

این کتاب که نخستین‌‏بار در سال ۲۰۱۵ انتشار یافت، درصدد یافتن پاسخی به این سوال مهم برمی‌‏آید که جایگاه آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانی، تا چه ‏زمانی ادامه خواهد یافت؟ آمریکا به‏ مدت بیش از یک قرن، قدرت اقتصادی شماره‌‏ یک جهان بوده است. هم‌‏اکنون تحلیل‌گران پیش‏‌بینی می‏‌کنند که کشور چین به‏ زودی جایگاه آمریکا را از آن خود خواهد کرد. آیا این برآورد صحیحی است؟

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه صهیون پژوهی خیبر؛ کتاب «آیا قرن آمریکا به پایان رسیده است؟» نوشته «جوزف نای» توسط ایوب فرخنده ترجمه شده و نشر دنیای اقتصاد آن را به چاپ رسانده است.

این کتاب که نخستین‌‏بار در سال ۲۰۱۵ انتشار یافت، درصدد یافتن پاسخی به این سوال مهم برمی‌‏آید که جایگاه آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانی، تا چه ‏زمانی ادامه خواهد یافت؟ آمریکا به‏ مدت بیش از یک قرن، قدرت اقتصادی شماره‌‏ یک جهان بوده است. هم‌‏اکنون تحلیل‌گران پیش‏‌بینی می‏‌کنند که کشور چین به‏ زودی جایگاه آمریکا را از آن خود خواهد کرد. آیا این برآورد صحیحی است؟ آیا ما در یک جهان پسا آمریکایی زندگی می‏‌کنیم؟ آیا بازی قدرت، به زودی به جنگ سرد دیگری میان دو قدرت جهانی منجر خواهد شد؟ جوزف نای در این کتاب به تشریح وضعیت کنونی ایالات متحده‏‌ آمریکا و سیاست‌‏های خارجی آن پرداخته و به این سوالات پاسخ می‌‏دهد.

شناسنامه کتاب

مولف: جوزف نای

مترجم: ایوب فرخنده

ویراستار: جواد قربانی آتانی

ناشر کتاب: دنیای اقتصاد

تعداد صفحات: ۱۳۵

درباره نویسنده

جوزف نای (Joseph Nye) زاده ۱۹ ژانویه ۱۹۳۷، یک دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا است. وي استاد دانشكده علوم سياسي دانشگاه هاروارد است كه پيش از اين رياست اين دانشگاه را نيز به عهده داشته است. رياست شوراي اطلاعات ملي، دستيار وزير دفاع و دستيار معاون وزير خارجه برخي از مناصب دولتي است كه پيش از اين ناي بر عهده داشته است. وي علاوه بر همكاري با روزنامه نيويورك تايمز، واشينگتن پست و وال‌استريت ژورنال، چندين كتاب از جمله «پارادوكس ابرقدرتي امريكا در جهان» و «قدرت نرم: ابزارهاي موفقيت در سياست‌هاي جهاني»  نگاشته است. اصطلاح قدرت نرم به نام او به ثبت رسیده است. وی معتقد است که فرهنگ آمریکائی با جاذبه بالای خود یکی از ستون‌های قدرت آمریکا و یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ قدرت آن کشور در صحنه بین‌المللی است.

از میان دیگر آثار جوزف نای می‌‏توان به موارد زیر اشاره نمود:

آینده‌‏ قدرت (۲۰۱۱)

بازی قدرت (۲۰۰۴)

قدرت رهبری (انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۸)

قدرت نرم و سیاست خارجه‏‌ی آمریکا (۲۰۰۴)

پارادوکس قدرت آمریکایی (۲۰۰۲)

فهرست مطالب

فصل ۱: شکل‌گیری قرن آمریکایی

چه زمانی این قرن آغاز شد؟

آیا این بدین معنا است که ما شاهد پایان قرن آمریکایی هستیم؟

افسانه هژمونی آمریکا

نیمه‌هژمونی

یادداشت‌ها

فصل ۲: افول آمریکایی؟

درس‌هایی از تاریخ

یادداشت‌ها

فصل ۳: رقیبان و افول نسبی

اروپا

ژاپن

روسیه

هند

برزیل

یادداشت‌ها

فصل ۴: ظهور چین

قدرت اقتصادی

قدرت نظامی

قدرت نرم

استراتژی چین و واکنش‌های آمریکا

واکنش‌های آمریکا

یادداشت‌ها

فصل ۵: افول کامل: آیا آمریکا مانند روم است؟

فرهنگ و جامعه

اقتصاد

نهادهای سیاسی

نتیجه‌گیری

یادداشت‌ها

فصل ۶: جابه‌جایی قدرت و پیچیدگی جهانی

پیچیدگی بیشتر

جهان در سال ۲۰۳۰

انقلاب اطلاعات و اشاعه قدرت

یادداشت‌ها

نتیجه‌گیری

ارزیابی نهایی و موازنه قدرت

گزینه‌های استراتژی

یادداشت‌ها

منابع برای مطالعه بیشتر

ستایش صاحب‌نظران از این کتاب

نمایه

مروری بر کتاب

محور مباحث این کتاب، نقاط قوت و ضعف ایالات متحده آمریکا در عرصه جهانی است. حتی اگر ایالات‎متحده در وضعیت افول کامل نباشد، قرن آمریکایی ممکن است با ظهور دیگر قدرت‌ها به پایان برسد. ممکن است کشوری از آمریکا قدرتمندتر شود، چنان‌که بریتانیا از هلند کامیاب در قرن هفدهم قدرت بیشتری پیدا کرد. در پایان قرن نوزدهم، خیزش همزمان آلمان و روسیه در اروپا، ژاپن در اقیانوسیه و ایالات‎متحده در نیمکره غربی، بریتانیا را مجبور به توافق با آمریکا در مسائل مختلف و محدود کردن دکترین دریایی خود (داشتن ناوگانی بزرگ‎تر از مجموع ناوگان دو کشور در رتبه‌‌های بعدی) در آب‌های نزدیک اروپا کرد. شاید هیچ کشوری نتواند بر ایالات‎متحده پیشی بگیرد، اما اتحاد میان دیگر دولت‌ها ممکن است بر برتری آمریکا و قابلیتش در تنظیم نظم بین‌المللی نقطه پایانی بگذارد.

در بریده‌ای از این کتاب می‌خوانیم: «ابتدا باید منظور خود را از عبارت «قرن آمریکایی» روشن کنیم. چه زمانی این دوره آغاز شد؟ زمانی که ایالات‌متحده به بزرگ‌ترین قدرت صنعتی دنیا تبدیل شد می‌تواند مبدا احتمالی پایان قرن نوزدهم شمرده شود. با آغاز قرن بیستم، این کشور تقریبا یک چهارم اقتصاد جهانی را در دست داشت. این وضعیت در آستانه جنگ جهانی دوم همچنان پایدار بود. از آنجا که این جنگ، هم‌زمان با تقویت اقتصاد آمریکا، تمام اقتصاد‌های برتر در آن زمان را نابود کرد، بلافاصله پس از جنگ اقتصاد ایالات‌متحده مبدل به نیمی از اقتصاد جهان شد.

همچنان که دیگر اقتصادها، به کمک سیاست‌های ایالات‌متحده، تا حدودی احیا شده و گام در مسیر رشد گذاشتند، تدریجا سهم غیرطبیعی ایالات‌متحده از اقتصاد جهانی به همان میزان یک چهارمی پیش از جنگ بازگشت که تا پایان قرن بیستم همین وضعیت پابرجا ماند. این «بازگشت به وضع طبیعی» طی دوره ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۰ به معنای تنزل سهم ایالات‌متحده در اقتصاد جهانی بود و منجر به ارائه پیش‌بینی‌هایی مبنی بر افول ایالات‌متحده شد.»

چین قدرت برتر جهان

در سال‌های اخیر، نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که در ۱۵ کشور از ۲۲ کشور مورد بررسی، اغلب مخاطبان گفته‌اند که چین در حال حاضر به عنوان قدرت برتر جهان جانشین آمریکا شده، یا به‌زودی به این جایگاه دست خواهد یافت. نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در سال ۲۰۱۴ نشان داد که تنها ۲۸ درصد از آمریکایی‌ها بر این عقیده بودند که کشورشان کماکان قدرت برتر جهان است، در حالی‌که سال ۲۰۱۱ این میزان ۳۸ درصد بود. با این حال، شاید به قول مارک تواین: «در گزارش‌های مرگ من بیش از حد اغراق کرده‌اند.»


پس از استقلال آمریکا در قرن هیجدهم، سیاستمدار انگلیسی، هوراس والپول با اظهار تأسف بیان کرد که بریتانیا تا حد ساردنی تنزل یافته است.


در دومین قرن پس از انقلاب صنعتی، بریتانیا می‌رفت تا به قدرتی جهانی تبدیل شود. در اواسط دهه ۱۹۸۰، یک اقتصاددان دانشگاه اِم.‌آی.‌تی این سوال را مطرح کرد که با توجه به اینکه امپراتوری انگلیس به مدت دو قرن دوام داشت، آیا ما پس از حدود نیم قرن رو به افول هستیم؟ در آستانه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، که آمریکا را در جایگاه تنها قدرت برتر جهان قرار داد، کتاب‌های پرفروش وضعیت آمریکا را با زوال حکومت فیلیپ دوم در اسپانیا مقایسه می‌کردند. و بعد از آنکه آمریکا به تنها ابرقدرتِ جهان تک‌ قطبی تبدیل شد، یک دانشمند سیاسی برجسته پیش‌بینی کرد که این وضعیت دوام چندانی نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:

اژدهای اقتصاد چین چگونه از خواب بیدار شد

همچنان که دیگر اقتصادها، به کمک سیاست‌های ایالات‌متحده، تا حدودی احیا شده و گام در مسیر رشد گذاشتند، تدریجا سهم غیرطبیعی ایالات‌متحده از اقتصاد جهانی به همان میزان یک چهارمی پیش از جنگ بازگشت که تا پایان قرن بیستم همین وضعیت پابرجا ماند. این «بازگشت به وضع طبیعی» طی دوره ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۰ به معنای تنزل سهم ایالات‌متحده در اقتصاد جهانی بود و منجر به ارائه پیش‌بینی‌هایی مبنی بر افول ایالات‌متحده شد.

اگر بخواهیم این عبارت را با لحاظ کردن ایالات‌متحده به‌عنوان بزرگ ترین اقتصاد دنیا به‌کار بریم، قرن آمریکایی تقریبا با قرن بیستم مقارن شده، در نیمه‌ این قرن به اوج خود رسیده و در دهه سوم قرن بیست‌ویکم یا زمانی که تحلیلگران پیش‌بینی‌ می‌کنند که چین از آمریکا پیشی گرفته و مبدل به بزرگ ترین اقتصاد جهانی می‌شود، پایان خواهد پذیرفت. یکی از اعضای بانک جهانی با استفاده از معیار «برابری قدرت خرید»، بر این باور است که چین در مجموع تولید ناخالص داخلی (GDP) از آمریکا سبقت گرفته است.

سعید ابوالقاضی

آنهایی که باید بخوانید :

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=18260

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *