مناطق اشغالی سرزمین فلسطین - خیبر

مناطق اشغالی سرزمین فلسطین

۱۶ آبان ۱۳۹۷ ۱۸:۲۵

اولين اسکان يهوديان معاصر در سرزمين فلسطين در سال ۱۸۷۰ اتفاق افتاد و به دنبال آن در پايان قرن نوزدهم ميلادي ديگر يهوديان و از جمله يهودياني که از نسل کشي و يهودي کشي از کشور هاي لهستان و روسيه جان سالم به در برده بودند، به اين سرزمين آمدند. در سال ۱۸۹۷ اولين کنفرانس صهيونيسم در شهر بازل سوئيس برگزار شد و بر اساس طرح يک يهودي مجارستاني تبار به نام تئودور هرتزل، جنبش صهيونيسم ماموريت خود را براي ايجاد يک کشور يهودي نشين در منطقه ی خاور میانه را آغاز نمود.

به گزارش سرویس تاریخ پایگاه صهیون پژوهی خیبر، سرزمين بابل به دست پادشاه ايران فتح شد و او اجازه داد تا يهوديان به سرزمين اصلي خود باز گردند، در اين دوره بود که يهوديان دومين معبد خود را نيز در اين سرزمين بنا نهاده و به عنوان کشور يهودي دوم شناخته شدند. در سال ۳۲۲ پيش از ميلاد مسيح، اسکندر [۱] ايراني ها را شکست داد و کنترل سرزمين رژیم صهیونیستی را نيز در دست گرفت. در فاصله بين سال هاي ۳۲۲ تا ۱۶۰ پيش از ميلاد، سرزمين رژیم صهیونیستی چندين مرتبه به تسلطّ حاکمان مختلف يوناني و سوريه اي در آمد. در سال ۱۶۰، يهودا مکابي[۲] نهضتي را بنا نهاد که به  واسطه ی آن يهوديان شهر اورشليم را باز پس گرفتند و امروزه هنوز هم يهوديان در جشنواره ی موسوم به هانوکا[۳] اين پيروزي بزرگ خود را جشن مي گيرند. در سال ۱۴۱ پيش از ميلاد، کشور يهوديه به يک کشور مستقل تبديل شد.

در سال ۳۷ پيش از ميلاد، هرود[۴], کشور يهوديه را تسخير کرد و تحت حکومت او در سال ۱۹ پيش از ميلاد، معبد اعظم کشور بازسازي شد. اولين شورش بزرگ بر ضد حکومت روميان در سال ۶۶ ميلادي اتفاق افتاد اما با اين حال شهر اورشليم در سال ۷۰ ميلادي بار ديگر به تصرّف روميان درآمد؛ در اين ایام بود که معبد اعظم تخريب شد و تعداد زيادي از يهوديان در نقاط مختلف جهان پراکنده شدند.

در فاصله بين سال هاي ۳۱۳ تا ۶۳۵ ميلادي، بيزانسي­ها[۵] (رومي هاي شرقي) حکومت اين سرزمين را در دست داشتند و در پايان دوره حکومت آنها و از سال ۶۱۴ تا۶۲۹ ميلادي، يهوديان تحت لواي پادشاه ايران، حکومت شهر اورشليم را در دست گرفتند. در فاصله بين سال هاي ۶۲۲ تا ۶۳۲ ميلادي، دين اسلام توسط حضرت محمد (ص) معرّفي شده و در سال ۶۳۸ ميلادي بود که اعراب مسلمان شهر اورشليم را به تسخير خود در آورده و تا سال ۱۰۷۸، يعني زماني که ترک ها آن را تصرف کردند، حکومت اين سرزمين را در دست داشتند. جنگ جويان صليبي اولين بار در سال ۱۰۹۹ اين شهر را تصرف کردند و در سال ۱۱۸۷ صلاح الدين ايوبي[۶] که پادشاه کرد تبار مصر بود، شهر اورشليم را فتح کرد. در سال ۱۵۱۶ سرزمين فلسطين به تصرف ترک هاي عثماني درآمده که براي مدت چهارصد سال در اين منطقه حاکم بودند. در سال ۱۷۹۹، ناپلئون[۷] تلاش نمود تا اين منطقه را به تصرف خود در آورد اما در نهايت ناکام ماند.

اسکان يهوديان معاصر در سرزمين فلسطين

اولين اسکان يهوديان معاصر در سرزمين فلسطين در سال ۱۸۷۰ اتفاق افتاد و به دنبال آن در پايان قرن نوزدهم ميلادي ديگر يهوديان و از جمله يهودياني که از نسل کشي و يهودي کشي از کشور هاي لهستان و روسيه جان سالم به در برده بودند، به اين سرزمين آمدند[۸]. در سال ۱۸۹۷ اولين کنفرانس صهيونيسم[۹] در شهر بازل[۱۰] سوئيس برگزار شد و بر اساس طرح يک يهودي مجارستاني تبار به نام تئودور هرتزل[۱۱]، جنبش صهيونيسم ماموريت خود را براي ايجاد يک کشور يهودي نشين در منطقه ی خاور میانه را آغاز نمود.

اعلاميه ی بالفور

اعلاميه ی بالفور[۱۲] که در سال ۱۹۱۷ صادر شد از تشکيل کشور يهودي در سرزمين فلسطين حمايت   مي کرد. انگليسي ها در سال ۱۹۲۰ بيانيه ی شوراي ملل[۱۳] را به عنوان مجوّزي براي حکومت بر اين منطقه مورد استفاده قرار دادند و در طول دوران حکومت آنان بود که ريشه هاي دشمني ميان اعراب فلسطيني و يهوديان به وجود آمد. انگليسي ها مهاجرت يهوديان به اين سرزمين را محدود کرده بودند و حتي يهودياني که تحت تعقيب دولت روسيه قرار داشتند و يا کساني که بعد ها از دست حکومت آلمان نازي فرار مي کردند نيز اجازه ورود به اين سرزمين را نداشتند. در فاصله بين سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ اعراب به شورشي نافرجام بر ضد انگلستان دست زدند و در طول همين دوره بود که تنش ميان اعراب و يهوديان نيز رو به وخامت نهاد؛ در اين زمان چندين شورش ضد يهود نيز شکل گرفت.

از زمان به قدرت رسيدن هيتلر[۱۴] در سال ۱۹۳۳ تا آغاز جنگ جهاني دوم در سال ۱۹۳۹، تعداد زيادي از يهوديان آلماني تبار به رغم محدوديت هاي اعمال شده از سوي دولت انگلستان، به سبب افزايش آزار و اذيت رژيم نازي، به اين سرزمين مهاجرت کردند. در فاصله ی سال هاي ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ بيش از شش ميليون يهودي در واقعه اي موسوم به هولوکاست[۱۵] کشته شدند، اين واقعه ی وحشتناک کم کم به جنبشي براي تشکيل يک کشور يهودي تبديل شده و همين عامل بود که باعث شد تا کشور هاي اروپايي مشروعيت اين ادعا را به رسميت بشناسند[۱۶]. در کشور فلسطين تا پايان جنگ جهاني دوم بين اعراب و نيروهاي انگليسي آتش بس اعلام شده بود، اما به محض خاتمه ی جنگ جهاني دوم، نزاع ميان اعراب و يهوديان و انگليسي ها مجدداً بالا گرفت. در سال ۱۹۴۷، سازمان ملل متحد، به تقسيم فلسطين به دو کشور يهودي و عرب نشين رأي داد که البته   فلسطيني ها اين طرح را نپذيرفتند[۱۷].

در چهاردهم ماه مِي سال ۱۹۴۸، کشور رژیم صهیونیستی استقلال خود را اعلام کرد اما اين اعلام استقلال با عکس العمل فلسطيني ها و ارتش هايي از مصر، اردن، سوريه، لبنان و عراق مواجه شد؛ اين جنگ که در نهايت به شکست اعراب انجاميد تا سال ۱۹۴۹ طول کشيد. مهاجرت عظيم يهوديان از اروپا و کشورهاي عربي در طول اولين سال هاي استقلال رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد و در اين زمان بود که اقتصاد آنان نيز رو به شکوفايي نهاد؛ در اين دوره بسياري از فلسطيني ها براي خود هويتي به عنوان يک شهروند رژیم صهیونیستیي برگزيدند و تعداد زيادي از آنان نيز به سمت کرانه باختري و نوار غزه حرکت کرده و يا اين که در ساير کشور هاي عرب آواره شدند[۱۸].

حمله‌ی نظامي به صحراي سينا

زماني که دولت مصر در سال ۱۹۵۶، حاکميت بر کانال سوئز[۱۹] را از انگليس و فرانسه باز پس ستاند، رژیم صهیونیستیي ها از بيم افزايش قدرت دشمن همسايه ی خود نقشه ی يک حمله ی نظامي به صحراي سينا[۲۰] در مصر را طراحي کردند، چند روز بعد از آغاز جنگ، انگلستان و فرانسه نيز به نيروهاي متخاصم پيوستند. در اين ميان سازمان ملل نيز نيروي هاي حافظ صلح خود را به اين منطقه رهسپار نمود که تا سال ۱۹۶۷ در اين منطقه باقي ماندند. زماني که نيروهاي حافظ صلح از اين ناحيه خارج شدند دولت مصر ارتش خود را به صحراي سينا فرستاد تا از اين طريق مسير بندر ايلات[۲۱] رژیم صهیونیستی را که راه نفوذ به مصر بود را مسدود نمايند و رژیم صهیونیستی نيز با يک حمله ی متقابل در تاريخ ۵ ژوئن به اين حرکت دولت مصر واکنش نشان داد. سوريه، اردن و عراق نيز براي دفاع از مصر به اين کشور ملحق شدند اما در اين نبرد تمامي آنها شکست خوردند. اين جنگ که به جنگ شش روزه[۲۲] معروف شده است، نه تنها برتري رژیم صهیونیستی در صحراي سينا را رقم زد، بلکه نوار غزه و بلندي هاي جولان را نيز به تسخير آن کشور در آورد؛ اين جنگ هم چنين باعث شد تا يهوديان کرانه ی باختري را نيز به اشغال خود در آورده و شهر اورشليم بار ديگر به شهري واحد تبديل شود (اين شهر پيش از آن ميان يهوديان و اعراب تقسيم بندي شده بود).

اتحادیه عرب[۲۳] موکداً اعلام نمود که اين موقعيت پابرجا نخواهد ماند و تلاش خواهد کرد تا رژیم صهیونیستی را محاصره کند. در سال ۱۹۷۳, در روز “يوم کيپور”[۲۴] که مقدس ترين روز در آيين يهود به شمار مي آيد، مصر و سوريه حمله اي غافل گير کننده عليه رژیم صهیونیستی در کانال سوئز و بلندي هاي جولان ترتيب دادند؛ در اين نبرد رژیم صهیونیستی هر دوي اين کشورها را شکست داد، اما در مجموع اين نبرد باعث برهم زدن ثبات در منطقه شد. در سال۱۹۷۷ انور سادات[۲۵]، رئيس جمهور مصر، براي مذاکره با مناخیم بگين[۲۶]، نخست وزير رژیم صهیونیستی، عازم اورشليم شد و يک سال بعد، جيمي کارتر[۲۷] رئيس جمهور ايالات متحده واسطه شد تا پيمان کمپ ديويد[۲۸] ميان اين دو کشور به امضا رسد[۲۹]. سادات و بگين، در سال ۱۹۷۸ به دليل تلاش هايشان براي برقراري صلح و دوستي، مشترکاً جايزه صلح نوبل[۳۰] را به دست آوردند و در سال ۱۹۷۹، رسماً پيمان صلح را در شهر پاريس امضا کردند.

در سال ۱۹۸۲ رژیم صهیونیستی با واگذاري صحراي سينا موافقت نمود و در همين سال به کشور لبنان حمله کرد. اما در سال ۱۹۸۵، رژیم صهیونیستی حضور خود در اين منطقه را به يک باريکه در طول نوار مرزي جنوب این کشور محدود نمود[۳۱].

قيام فلسطيني ها موسوم به انتفاضه[۳۲] از سال ۱۹۸۷ آغاز شد. فلسطيني ها به پرتاب سنگ به سوي سربازان اشغالگر رژیم صهیونیستی در نوار غزه و کرانه ی باختري اقدام کردند و واکنش رژیم صهیونیستی در برابر آنها باعث وخامت اوضاع شده و در نهايت به کشته شدن صد ها تن انجاميد. در سال ۱۹۸۹، رژیم صهیونیستی پيشنهاد صلح را ارائه نمود و در همان سال موج عظيم مهاجرت يهوديان از شوروي آغاز شد.

گفتگو و مذاکرات صلح

اولين گفت و گوهاي صلح ميان رژیم صهیونیستی و اعراب فلسطيني که نمايندگي آنان را ياسر عرفات[۳۳] از سازمان آزدي بخش فلسطين[۳۴] بر عهده داشت، در اکتبر سال ۱۹۹۱ در شهر مادريد[۳۵] برگزار شد و نتيجه ی اين مذاکرات توافق نامه اي بود که بر اساس آن مسئوليت نوار غزه و شهر اريحا[۳۶] به فلسطيني ها واگذار شد.

بیشتر بخوانید:

سناریوی صلح از منظر مقام معظم رهبری

 

در سال ۱۹۹۳ دور ديگري از مذاکرات ميان اسحاق رابين[۳۷]، نخست وزير رژیم صهیونیستی و عرفات برگزار شد که ماحصل آن واگذاري نوار غزه و بخش هايي از کرانه ی باختري به دولت ملي فلسطين[۳۸] بود[۳۹]. اين روند باعث شد تا فلسطيني ها نيز در نهايت ايده ی تشکيل کشور فلسطين را در پيش گيرند. يکي ديگر از نتايج به دست آمده در اين مذاکرات حلّ مسئله ی اسکان رژیم صهیونیستیي ها در کرانه ی باختري، نوار غزه و هم چنين تعيين وضعيت شهر اورشليم (بيت المقدس) بود. عرفات سلاح هاي غير مجاز را از ميان فلسطيني ها جمع آوري نمود و هر دو طرف اجازه ی دسترسي و محافظت از اماکن مقدسه را به دست آوردند؛ اين پيمان که به پيمان اِسلو[۴۰] نيز معروف است (شهري که اولين دور مذاکرات در آن برگزار شد) اقدامي تاريخي در مسير برقراري صلح بود و برآيند آن عقد پيمان کمپ ديويد بود که بر اساس آن عرفات و رابين، پیمان صلح بين نيروهاي دو طرف را امضاء نمودند[۴۱].

در سال ۱۹۹۴رژیم صهیونیستی تلاش براي عقد پيمان صلح با اردن و نيز اجراي مذاکرات با سوريه را آغاز نمود؛ اما در هر حال به رغم پيشرفت هايي که در اين روند در سطح مقامات ارشد به دست آمده بود،   خشونت ها هم چنان ادامه مي يافت. در سال ۱۹۹۵، رابين نخست وزير رژیم صهیونیستی در يک راه پيمايي صلح آميز در تل آويو[۴۲] ترور شد، قاتل وي يک يهودي بسيار محافظه کاری بود که مواضع اتخاذ شده از سوي رابين را تسليم شدن در برابر فلسطيني ها مي دانست.

در اکتبر سال ۱۹۹۸، کنفرانس واي ريور[۴۳] در ايالت مريلند آمريکا منجر به توافق سازمان آزادي بخش فلسطين براي خلع سلاح گروه هاي مقاومت، جمع آوري سلاح هاي غير مجاز و به زندان انداختن نیرو هاي مقاومت داخلي در ازاي دست يابي به مناطق بيشتري از کرانه ي باختري شد. اين نشست ها تشکيل کميته ی سه جانبه ی رژیم صهیونیستی ـ آمريکا ـ فلسطين را نيز در پي داشتند که وظيفه ی آنها برگزاري چندين نشست در طول هر ماه براي جلوگيري از مقاومت و بررسي وضعيت روابط اين کشور ها بود. در سپتامبر سال ۲۰۰۰، آتش خشونت يکبار ديگر شعله ور شد و صلح ناپايداري که بر اساس پيمان اسلو به دست آمده بود فروپاشيد. در پايان ماه نوامبر همين سال بيش از ۲۸۰ نفر که بيشتر آنها فلسطيني بودند کشته شدند و پس از آن ديگر هيچ اميدي به پايان درگيري ها وجود نداشت.

 

[۱] Alexander the Great

[۲] Judas Maccabee

[۳] Hanukkah

[۴] Herod

[۵] Byzantines

[۶] Saladin

[۷] Napoleon

[۸] واقعه هولوکاست و یا همان کشتار شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم، به دست نیروهای آلمان نازی، مستمسکی برای انتقال یهودیان از اروپا و دیگر نقاط جهان به فلسطین شد که اولاً تعداد کشتار بسیار کمتر از این تعداد بوده و ثانیاً این که کشته شدگان جنگ جهانی دوم از همه   قومیت ها و ملیت های درگیر بوده است و حتی به فرض کشتار وسیع یهودیان دلیلی نمی شود که یک قوم و یک ملت را از خانه و کاشانه خودشان آواره کنند و به هر جنایت و سبوعیتی دست بزنند.

[۹] First Zionist Conference

[۱۰] Basel

[۱۱] Theodor Herzl

[۱۲] Balfour Declaration

[۱۳] League of Nations

[۱۴] Hitler

[۱۵] Holocaust

[۱۶] اصل تأسیس رژیم نامشروع صهیونیستی توسط آمریکا و انگلستان و دیگر کشورهای سطه جو صورت گرفت و از مهم ترین اهداف آنها این بوده است تا در قلب دنیای اسلام، پایگاه مستحکمی را ایجاد کند تا بتواند از این پایگاه علیه مردم مسلمان منطقه سوء استفاده کنند و نبض و حیات حرکت اسلامی منطقه را به کنترل خود درآورند.

[۱۷] چرا که قطع نامه ای ظالمانه بود و هیچ ملتی، سرزمین خود را به بیگانه تحویل نمی دهد.

[۱۸] از دروغ های تاریخی می باشد؛ رژیم صهیونیستی مردم فلسطین را به زور از خانه و کاشانه شان اخراج نمود.

[۱۹] Suez Canal

[۲۰] Sinai Desert

[۲۱] Eilat.

[۲۲] Six-Day War

[۲۳] Arab League

[۲۴] Yom Kippur

[۲۵] Anwar Sadat

[۲۶] Menachem Begin

[۲۷] Jimmy Carter

[۲۸] Camp David

[۲۹] اولین کشور مسلمانی که با رژیم صهیونیستی معاهدۀ صلح امضاء نمود، کشور مصر بود و زمینه ساز ورود دیگر کشورهای عربی به صلح با اسرائیل بود. انورسادات به خاطر این خیانت، توسط خالد اسلامبولی به هلاکت رسید.

[۳۰] Nobel Peace Prize

[۳۱] رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی از لبنان تا منطقه جنوب آن کشور شد و مقاومت نیروهای رزمنده این کشور به خصوص حزب الله لبنان در این عقب نشینی مفتضحانه بی بدیل بود، رژیم صهیونیستی در نهایت، در سال ۲۰۰۰ میلادی، از تمام خاک لبنان، به جز مزارع شعبا، عقب نشینی کرد.

[۳۲] Intifadah

[۳۳] Yasser Arafat

[۳۴] Palestinian Liberation Organization (PLO),

[۳۵] Madrid

[۳۶] Jericho

[۳۷] Yitzhak Rabin

[۳۸] Palestinian National Authority

[۳۹] نتیجه مفتضحانه ای که حق طبیعی مردم فلسطین بر دارا بودن تمام سرزمین خود را تنها به چند درصد از سرزمین خویش محدود نمود. (مناطق کرانه باختری رود اردن و نوار غزه)

[۴۰] Oslo Accords

[۴۱] رژیم حیله گر صهیونیست حتی به این توافق نامه های ظالمانه علیه فلسطینی ها نیز پایبند نبوده است و بارها به نقض این قراردادهای به اصطلاح صلح زده است.

[۴۲] Tel Aviv

[۴۳] Wye River

منبع: دائره المعارف فرهنگ ملل

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=14376

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *