نفوذ نئولیبرالیسم در ایران (3) - خیبر

دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی:

نفوذ نئولیبرالیسم در ایران (۳)

۲۲ دی ۱۳۹۷ ۱۱:۲۹

کسانی که قائل‌ به مشکل‌گشا بودن رابطه با آمریکا هستند، چرا وضعیت مصر این‌گونه است، مطابق آماری که در سال ۲۰۱۷ منتشرشده است که ۵۰ درصد آن‌ها زیرخط فقر هستند. مصر حیاط‌خلوت آمریکا است. مردم مصر نه از دیوار هیچ سفارتی بالا رفتند، نه پرچم کسی را آتش زدند، نه مرگ بر کسی گفتند. اولین کشوری که با اسرائیل پیمان‌نامه بست و سفارت باز کرد مصر بود؛ اما چرا وضع آن این‌گونه است؟

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، اولین دوره صهیونیسم شناسی که تابستان سال ۱۳۹۷ در قم با حضور طلاب و فضلای علاقه‌مند و با تدریس برجسته‌ترین اساتید این حوزه برگزار گردید یکی از بهترین دوره‌ها در این زمینه است که ماحصل آن در مطلب ذیل تقدیم علاقه‌مندان می‌گردد. امیدواریم با مطالعه این مطلب مسائل روز مبتلابه جمهوری اسلامی و جهان تشیع و بلکه جهان اسلام با دشمن قدّار صهیونیسم بر همگان روشن گردد و با توجه ویژه به امر خطیر دشمن شناسی، نقشه‌های شوم دشمنان را از قبل تشخیص داده و نسبت بدان موضع‌گیری‌های جدی و کارآمد صورت گرفته و با اخذ تصمیمات درست و موضعگیری‌های صحیح و به‌هنگام از هرگونه نفوذ و ایجاد انحراف در مسیر حق جلوگیری گردد. متن حاضر مباحثی است که «دکتر شهریار زرشناس» در دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی در تابستان ۹۷ ایراد فرمودند:

ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه چیست؟ در ابتدا حرکتی عدالت خواهانه است که گروهی از مردم آن را انجام می‌دهند و روحانیت رهبری آن را بر عهده دارد. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که ماسون‌ها آن روحانیت بیدار و آگاه و هوشیار، ازجمله آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری را منزوی کردند؛ و بعد روحانیت را با خودشان همراه می‌کنند. با همین کار پرفشار رسانه‌ای و با حضور همین عوامل ماسونی در عرصه قدرت عملاً جریان به یک سمت دیگری می‌رود. این‌ها چه توان رسانه‌ای از همان اول داشتند؟ چگونه می‌توانستند فضا را ترسیم کرده و فضاسازی کنند، جنگ روانی راه بیندازند و صحنه را طوری طراحی کنند که بتوانند عده‌ی زیادی را فریب دهند.

حرکت مشروطه را اگر نگاه کنید، ۱۲۸۵ شمسی تا ۱۲۸۸، اعتراضات مردمی با حضور روحانیون است، اما برآیند را شما نگاه می‌کنید می‌بینید که ته خط ماجرای سفارت است. ماجرا چیست؟ آن فرمانی که صادر می‌شود و آن فرمان، فرمان مشروطه است که درواقع فرمان مشروعه نیست و فرمان عدالت‌خانه‌ هم نیست. روحانیونی که فریب این‌ها را نخوردند افراد معدودی هستند؛ الآن خیلی شاهکار نیست شما بیایید درباره مدرنیته حرف بزنید و بگویید ماهیتش چیست و اخلاقش به کجا می‌انجامد، آن زمان فهم این چیزها مشکل بود ولی امثال آیت‌الله فضل‌الله نوری آن زمان این را متوجه شد. درنتیجه شما می‌بیند که وقتی اعضای لژ ماسونی تهران را می‌گیرند و بر آنجا مسلط می‌شوند به‌هیچ‌وجه دنبال این‌که مثلاً بیاییم تهران و جلوی استبداد بایستیم و در برابر کسانی که خون ریختند قیام کنیم، نبودند.

عین الدوله‌ که این‌قدر خون ریخت به او هم کاری ندارند و کنارش می‌ایستند و با او عکس یادگاری می‌اندازند، ولی شیخ فضل‌الله را اعدام می‌کنند. این‌ها فهمیدند که چه کسی فهمیده و چه کسی جلوی‌شان ایستاده، می‌آیند آن جریان مقاوم استقلال‌طلب، آگاه، دین‌خواه و هویت مدار را سرکوب می‌کنند، ولی کنار عین الدوله می‌ایستند و عکس یادگاری می‌گیرند، اگر این عکس را ببینید تمام سران ماسونی‌ها و بختیاری‌ها هستند. عین الدوله تعداد بسیاری را در موضع ضدمشروطه از بین برد؛ اما با او کاری ندارند، چراکه ماسون است و برادر خودشان است.

از سال ۱۲۸۸ تا ۱۲۹۹ جماعتی که روی کار آمدند، فرماندهی واحد ندارند و دچار اختلاف می‌شوند. انگلیس نقشه را عوض می‌کند و ۱۲۹۹ کودتا می‌کنند و رضاخان را می‌آورند تا با اراده، نظامی‌گری و خشونت کار را پیش ببرد. سال ۱۲۹۹ وقتی دولت پهلوی‌ سرکار می‌آید، یک پروژه دارد و وظیفه‌ آنها این است که فراماسونی یا غرب‌زدگی شبه‌مدرن را در ایران حاکم کنند. کاری که از ۱۲۸۸ خواستند انجام دهند ولی در آن یازده سال نتوانستند اجرایی کنند، زیرا که دچار درگیری و اختلاف شدند. فردی مانند رضاخان که بی‌سواد،نظامی و حرف‌گوش‌کن است را در رأس قرار می‌دهند و آن عده‌ دیگر مانند فروغی را کنار او قرار می‌دهند که ادامه راه را پیش ببرند. از فروغی تا علی‌اکبر سیاس آمدند و با زور و خشونت شروع به اجرایی کردن مدرنیته کردند.

می‌خواستند شبه مدرنیته را بر ایران حاکم کنند؛ که چه شود؟ که زمانی که ایران شبه‌مدرن شد، ایران جزئی از آن نظام جهانی و یک عنصر پیرامونی در آن نظام جهانی شود و در آن محدوده‌ای که آن‌ها می‌خواهند، عمل کند. نفت تولید کند، نفت خام را بفروشد، بازار مصرف باشد و ازنظر سیاسی این عملیات را انجام بدهد. نمونه آن را در واگذاری برخی از بخش‌های کشور به دست رضاشاه را شاهد هستیم. دوران محمدرضاشاه هم دقیقاً عملیات مطابق خواسته آن‌ها پیش می‌رود.

صورت‌بندی غرب‌زدگی شبه مدرن

شبه مدرنیته که می‌آید، من اسمش را فرماسیون می‌گذارم، فرماسیون واژه فرانسه «صورت‌بندی» است و فارسی بخواهیم بگوییم صورت‌بندی می‌گوییم. این صورت‌بندی سه ساختار اصلی دارد:
۱- ساخت سیاسی‌
۲- ساخت اقتصادی
۳- ساخت فرهنگی

رژیم پهلوی ساخت سیاسی است. هم پهلوی اول و هم پهلوی دوم قرار است آن دو ساخت دیگر را به‌آرامی معماری کند. به‌محض این‌که رژیم پهلوی شروع به کار می‌کند، ساخت اقتصادی شبه‌مدرن ایران را ایجاد کرد و اقتصاد ماقبل شبه‌مدرن و سنتی را به‌صورت سامانمند زیر فشار قرارداد.

از سال ۱۳۰۴ این فشار به‌منظور دگرگون کردن ساخت اقتصاد سنتی ایران شروع می‌شود، هرچند که قبل از آن بوده اما نه به‌صورت سامانمند. با انقلاب سفید کذایی ۱۳۴۱ به نقطه عطف می‌رسد. با انقلاب سفید سال ۱۳۴۱ تیر آخر به اقتصاد سنتی ایران زده می‌شود؛ بساط کشاورزی کاملاً جمع می‌شود و ایران تبدیل به یک اقتصاد وابسته می‌شود. می‌خواهند برای ما یک ساخت اقتصادی و یک ساخت فرهنگی شبه‌مدرن درست کنند و ساخت سیاسی هم این‌ها را مدیریت می‌کند.

کوتاه می‌پردازیم به ساخت اقتصادی و ساخت فرهنگی تا ببینیم چه نتایجی به بار آورد؟ چه شد که جامعه‌ی ایران در برابر این فرماسیون شبه‌مدرن انقلاب کرد؟ انقلاب اسلامی رستاخیز ظرفیت‌های عالم ایرانی اسلامی مقابل فرماسیون غرب‌زدگی شبه‌مدرن است.

چه شد که این جامعه انقلاب کرد؟ ساخت اقتصادی و ساخت فرهنگی چه نتایجی را به بار آورد؟ نخست به ساخت اقتصادی می‌پردازیم زیرا کمک‌ می‌کند که مشکلات امروزمان را بفهمیم، چون دقیقاً مشکلات روز ما برخاسته از همین ساخت اقتصادی است. بعد از انقلاب این ساخت را دگرگون نکردیم و ساخت اقتصاد شبه‌مدرن باقی ماند.

این ساخت اقتصادی را که رضاشاه پی‌‌ریزی کرد و محمدرضاشاه تا سال ۱۳۵۷ ادامه داد چه چیزی است؟ اگر بخواهیم بدانیم فهرست‌وار ساخت اقتصاد شبه‌مدرن ایران چه ویژگی‌هایی دارد؛ چنین می‌توان گفت: در فرایند شبه مدرنیته نوعی ساخت اقتصادی‌ برای ایران می‌سازند که اولین ویژ‌گی آن این است که توازن ساختاری ندارد. بخش مولّد آن با بخش غیر مولّد، فاصله عظیمی از هم دارند؛

یعنی ساخت اقتصادی برای ایران درست کردند که بخش مولّد آن بی‌نهایت ضعیف است و بخش غیر مولّد آن بسیار قوی است و قوی‌تر هم می‌شود. اقتصادی که از همان لحظه‌ی تولد بیمار است.

ساختی که ساختار نامتوازن داشته باشد نمی‌تواند به‌راحتی ادامه‌ی حیات بدهد. همیشه یک تعادلی بین عناصر ساختاری یک ساخت لازم است.ما یک ساخت داریم که به آن نظام و سیستم هم می‌گوییم و یک ساختار داریم که مفهوم دیگری است. به‌عنوان‌مثال بدن انسان یک ساخت است.

این ساخت، اجزا و عناصری دارد، به‌عنوان‌مثال بدن انسان دو کلیّه، قلب، معده و کبد و چند ریزسیستم دارد. ریزسیستم گردش خون و اعصاب و… مجموع این‌ها را می‌گوییم ساختار.

پس یک ساخت داریم و یک ساختار، هر نظام و دستگاهی ساختاری دارد، ساختار وقتی نامتوازن باشد یک ‌جایی ساخت را متلاشی می‌کند یا از نفس می‌اندازد یا آن را دگرگون می‌کند. ساخت نمی‌تواند روی ساختارهای نامتوازن بنا شود.

این ساخت که منظور ماست، ماده و صورت فلسفی نیست. ساخت یک نظام است و فراتر از ماده است، ساخت یک نظام تألیفی است که همه‌چیز را دارد اما شکل یک مفهوم فلسفی دیگری است. در اینجا بحث فرم نیست که البته فرم با شکل هم فرق دارد و شکل بیشتر به امر بیرونی نسبت داده می‌شود، ما اینجا درواقع چیدمان درونی اجزای یک سیستم را می‌گوییم.

ویژگی‌های اقتصاد شبه‌مدرن

۱- اولین ویژگی آن نامتوازن بودن ساختاری است.
غربی‌ها نظام جهانی را برای ایران طراحی‌ می‌کنند و نظام پهلوی آن را اجرایی‌ می‌کند. این نفوذ فقط در ایران رخ نداده است، برای مصر، اندونزی، مالزی، فیلیپین، شیلی، مکزیک، آرژانتین، پرو و هر جا که می‌توانستند این غرب‌زدگی شبه‌مدرن را آنجا رواج دادند. با توجه به شرایط آن سرزمین یک اقتصاد نامتوازن تولید کردند. اولین ویژگی این اقتصاد این است که بخش مولّد آن ضعیف و بخش غیر مولّدش قوی است.

نسخه‌ی اقتصاد مقاومتی که امام خامنه‌ای آن را ارائه کردند را اگر نگاه کنید و به دستورات آن‌ دقت کنید همه معطوف به این است که این عدم توازن ساختاری را از بین ببرد. کسانی که این نسخه را طراحی کردند به‌درستی دریافته‌اند که عله العلل و قلب مشکلات اقتصادی ایران در حوزه کارکرد و در حوزه تولید ثروت کجا است؛ درک کردند که مشکلات امروز ایران ناشی از کارکرد ساختار اقتصادی است. در مشکل مربوط به بحث عدالت نیاز به بازتوزیع ثروت داریم؛

اما در حوزه‌ی اقتصاد، آن چیزی که اقتصاد ما را از نفس می‌اندازد عدم توازن ساختاری‌ آن است. این عدم توازن ساختاری تعمداً نهادینه‌شده و اقتصاد ما با این عدم توازن ساختاری بی‌جان شده است. نسخه‌ی دستورالعمل اقتصاد مقاومتی می‌خواهد این عدم توازن ساختاری را از بین ببرد و از تمام ظرفیت‌های اقتصاد در مسیر تولید بخش مولّد بهره‌برداری کند؛ که این بخش مولّد نیرومند شود و بخش غیر مولّد، فربه‌ای‌‌ خود را از دست بدهد و این اقتصاد بتواند نفس بکشد و کار کند.

۲- دومین ویژگی‌ آن تک‌محصولی بودن است.
هرجایی که استعمار غرب مدرن تلاش کرد تا مدل شبه مدرنیته را اجرایی کند، اقتصادهای شبه‌مدرن تک‌محصولی شدند. شیلی و مکزیک نمونه‌ای از کشورهایی هستند که این نوع اقتصاد در آن‌ها اجراشده است و تا منتهی‌الیه آمریکا جنوبی شما می‌توانید پیدا کنید. اقتصاد تک‌محصولی در ایران معطوف به نفت شد و علت این امر هم آن بود که در انقلاب صنعتی ابزاری را ساختند که برای کار کردن نیاز به مواد نفتی داشت. و نفت مهمات و قدرت برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد، به‌عنوان‌مثال در جنگ جهانی اول آلمان کشور مستعمره نفت نداشت ولی انگلیس داشت و این‌یکی از دلایل پیروزی انگلیسی‌ها بود.

اقتصاد ایران تبدیل به اقتصاد استخراجی شده بود و کل نیرویی که در حوزه تولید نفت کار می‌کرد ۵۰ هزار نفر بود و ۹۸ درصد سرمایه تولیدی کشور را این ۵۰ هزار نفر تولید می‌کردند، به این می‌گویند عدم تعادل، یعنی یک بخش کوچک تمام اقتصاد را می‌چرخاند.

۳- ویژگی سوم اقتصاد شبه‌مدرن ایران بوروکراسی فاسد آن است.

تمام جوامع شبه‌مدرن که محصول فرآیند استعماری است تمام این ویژگی‌ها را دارند. کشورهایی که کم‌وبیش انقلاب کردند بعضاً موفق شدند و حتی توانستند صنعت‌های کلیدی در اقتصاد به دست بیاورند و حتی به قدرت نسبتاً بزرگ تبدیل شدند، مثل برزیل، آرژانتین و هند، اما این‌ها هم بوروکراسی‌های فاسد دارند و هنوز نتوانستند از دست این ماجرا خلاص شوند. اقتصاد نامتوازن، تک‌محصولی با بوروکراسی فاسد، تمام این‌ها حلقه‌ای است که می‌خواهد اقتصادی ناکارآمد و وابسته باشد و سیستم به‌گونه‌ای طراحی شود که این کشورها فقط غارت شوند، در مورد ما نفت است، در مورد شیلی مس است در مورد یکی دیگر چیز دیگری است.

از دل چنین روند اقتصادی‌ای که نامتوازن است و بوروکراسی فاسد دارد و تک‌محصولی است؛ چه چیزی درمی‌آید؟ جامعه‌ای تولید می‌شود که بخش غیر مولّد قوی‌ای دارد. بخش غیر مولّد به چه معناست؟ یعنی بخشی که یا اهل تجارت است یا اهل خدمات. این بخش بازار مصرف است که نیاز به تأمین شدن دارد؛ اما تولید داخل پاسخگوی این نیاز نیست و در این صورت اقتصاد وارد سیکل وابستگی می‌شود.

۴- ویژگی چهارم وابستگی اقتصادی است.
یعنی شما را با این اقتصاد در مدار وابستگی قرار می‌دهند. اقتصادهای شبه‌مدرن بر مدار وابستگی می‌چرخد و حرکت می‌کند و نمی‌تواند از این مدار جدا شوند. تا زمانی که در این ساخت باشد، اقتصاد وابسته می‌ماند.

۵- ویژگی پنجم رکود تورمی.
نتیجه تمام این فرایندهای اقتصاد شبه‌مدرن همیشه گرفتار تورم‌، رکود یا رکود تورمی است. عمدتاً رکورد تورمی است. بروید کتاب‌هایی که درباره کشورهای آمریکای جنوبی و کشورهای مستعمره دنیا است را مطالعه کنید. ببینید همین هندی که آقای سریع القلم بر سر ما می‌زند، اصلاً برابر با ما نیست. درست است که تولید ناخالص ملی هند از ما بیشتر است، اما توزیع عادلانه ثروتش صفر است و فقر از سرتاپای جامعه می‌بارد، فساد سامانمند بوروکراسی‌اش ویرانگر است، پلیس فاسد، قوه قضائیه در سطحی فاسد است که این بوروکراسی ایران در مقابل آن هیچ است.

کسانی که قائل‌ به مشکل‌گشا بودن رابطه با آمریکا هستند، چرا وضعیت مصر این‌گونه است، مطابق آماری که در سال ۲۰۱۷ منتشرشده است که ۵۰ درصد آن‌ها زیرخط فقر هستند. مصر حیاط‌خلوت آمریکا است. مردم مصر نه از دیوار هیچ سفارتی بالا رفتند، نه پرچم کسی را آتش زدند، نه مرگ بر کسی گفتند. اولین کشوری که با اسرائیل پیمان‌نامه بست و سفارت باز کرد مصر بود؛ اما چرا وضع آن این‌گونه است؟ نزدیک به یک‌میلیون نفر در قاهره که یک شهر بزرگ و نسبتاً پرجمعیت و جزء کلان‌شهرهای شبه‌مدرن است در گور می‌خوابند و به المقابر معروف است. ما ۵۰ تا گور خواب داشتیم که اصغر فرهادی نئولیبرال که خودش همدست این باندهای ثروت و قدرت است و فرآیند تمهید را سازمان‌یافته پیش می‌برد، به رئیس‌جمهور بدتر از خودش نامه می‌نویسد که گور خوابی… .

آقای اصغر فرهادی، خودتان دارید زیرساخت‌هایش را سازمان‌دهی می‌کنید، روحانی در اقتصاد کار می‌کند و امثال شما فرهنگ را پوشش می‌دهید، واقعاً این نامه مزخرف و تهوع‌آور است. کسی که خودش عامل کمپانی‌های نئولیبرال است و خودش در ترویج نئولیبرالیسم که عامل بدبختی ماست، نقش‌آفرینی می‌کند و به رئیس‌جمهوری که خودش نئولیبرال است و خودش مقصر تمام مفاسد و مشکلات اقتصادی است نامه می‌دهد و همدردی می‌کنند که این وضع چیست.

اگر ۵۰ تا گور خواب داریم، قاهره نزدیک به یک‌میلیون نفر دارد به‌گونه‌ای که مجبور شدند آب‌لوله‌کشی در گورستان برای گور خواب‌ها وصل کنند. اسکندریه دومین شهر بزرگ مصر است، یک شهر تاریخی و قدیمی است. این شهر را زمانی که اسکندر در ۳۳۴ قبل از میلاد حمله کرد به سمت شرق و در ۳۳۱ داریوش سوم ما را شکست داد و بعد مصر را گرفت، آن زمان اسکندریه را ساخت، شهری تاریخی است و حتی به لحاظ قدمت از خود قاهره قدیمی‌تر است و دومین شهر بزرگ مصر به‌حساب می‌آید ولی آب شرب ندارد.

ارتش‌ این کشور دست آمریکا است، دولت نئولیبرال دارد و مرگ بر آمریکا هم نمی‌گوید، اگر رابطه با آمریکا کار را درست می‌کند پس چرا وضعیت مصر این‌گونه است؟ مکزیک در بین کشورهای آمریکای جنوبی در هم تنیده‌ترین مناسبات را با آمریکا دارد چون می‌دانید، بغل‌دست تگزاس است، تگزاس برای مکزیک بود ولی آمریکا به‌زور آن را گرفتند، الآن دارند بر روی مرزهای مکزیک دیوار می‌کشند، پس چرا وضع مکزیک این است؟ من واقعاً دلم می‌خواهد این صداوسیمای بی‌عرضه، یک روز این آدم را می‌آورد تا من یک سری سؤالات از او بپرسم.

بیا جلوی دوربین ببینیم ریودوژانیرو که برای برزیل و رفیق آمریکا است، فقرش چند برابر تهران است، آب و سیستم شهرداری آنجا چقدر افتضاح است، برزیل را توی سر ما می‌زنی؟ بعد می‌گویی رابطه با آمریکا؟ جواب بده چرا مصر و مکزیک این‌طور هستند؟ این چند کشور وابسته‌ترین کشورها به فرهنگ نئولیبرال خاصه کشور آمریکا هستند.

تا زمانی که ایران در این اقتصاد شبه‌مدرن نفس می‌کشد و در چارچوب آن زندگی می‌کند و تابع آن است، رنگ استقلال، رنگ عدالت و رفاه را نخواهید دید؛ رفاه، آسایش و عدالت با این وضع موجود غیرقابل‌دسترس است، این اقتصاد باید درهم‌شکسته شود و به‌صورت زیرساختی عوض شود.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=17396

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

معرفی کتاب