نفوذ نئولیبرالیسم در ایران (4) - خیبر

دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی:

نفوذ نئولیبرالیسم در ایران (۴)

۰۲ بهمن ۱۳۹۷ ۱۵:۱۲

موج اول انقلاب صنعت انگلستان در سال ۱۹۶۰ معطوف به استثمار اموال هند است. اگر استعمار هند محقق نمی‌گشت؛ نمی‌توانستند انقلاب صنعتی راه بیندازند. پیش از جدایی هرات و افغانستان از ایران، ما همسایه هند بودیم. مستعمران می‌خواستند از ایران یک دیوار حائلی بسازند برای در امان ماندن خودشان، بنابراین باید ایرانیان را با هندیان پیوند می‌دادند. خواستند ما را با هندیان پسرعمو کنند و بعد ایران و هند را هم پسرعموی اروپاییان کنند، سپس نتیجه‌ی این عمل می‌شود پیوند با اروپایی‌ها. هدف نهایی این پیوند جدایی ایران از اعراب و مسلمانان بود. همان انقطاعی که می‌خواهند بین ایرانیت و اسلامیت ایجاد کنند. هدفشان از ساخت این تئوری این بود که ایران از اعراب و مسلمانان جدا شود.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، اولین دوره صهیونیسم شناسی که تابستان سال ۱۳۹۷ در قم با حضور طلاب و فضلای علاقه‌مند و با تدریس برجسته‌ترین اساتید این حوزه برگزار گردید یکی از بهترین دوره‌ها در این زمینه است که ماحصل آن در مطلب ذیل تقدیم علاقه‌مندان می‌گردد. امیدواریم با مطالعه این مطلب مسائل روز مبتلابه جمهوری اسلامی و جهان تشیع و بلکه جهان اسلام با دشمن قدّار صهیونیسم بر همگان روشن گردد و با توجه ویژه به امر خطیر دشمن شناسی، نقشه‌های شوم دشمنان را از قبل تشخیص داده و نسبت بدان موضع‌گیری‌های جدی و کارآمد صورت گرفته و با اخذ تصمیمات درست و موضعگیری‌های صحیح و به‌هنگام از هرگونه نفوذ و ایجاد انحراف در مسیر حق جلوگیری گردد. متن حاضر مباحثی است که «دکتر شهریار زرشناس» در دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی در تابستان ۹۷ ایراد فرمودند:

فرهنگ شبه مدرن در ایران
رکن دیگر شبه مدرن، فرهنگ شبه‌مدرن است. فرهنگ شبه‌مدرن چه ویژگی‌هایی دارد؟ فرهنگ شبه‌مدرن حاکم در کشور ایران در صد سال اخیر چند خصوصیت بارز دارد.
اولین ویژگی آن این بود که این فرهنگ کاملاً در مسیر زدودن هویت دینی اسلامی ایرانی بود و از دوره‌ی مشروطه و از زمانی که روشنفکرهای ایران دست‌به‌قلم می‌شوند شروع به فعالیت می‌کند؛ روشنفکران نسل اول مثل میرزا ابوالحسن خان ایلچی و میرزا افشار و میرزا صالح شیرازی و فرخ دین غفاری، خیلی دست‌به‌قلم نیستند و به طور کل افراد تئوریکی ندارند و تئوریک‌ترین آدم آن‌ها حسین قلی‌آقا و میرزا صالح، پدر ژورنالیست بود، که این افراد رسماً تئوریک نیستند.

نسل دوم آن‌ها که از حدود سال‌های ۱۲۶۰ هجری قمری وارد عرصه‌ی نگارش می‌شود؛ چه در عرصه‌ی مطبوعات و چه در عرصه‌ی کتاب، مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی، میرزا ملکم خان، میرزا حسن خان اعتماد و میرزا حسین‌خان مستشارالدوله تبریزی شروع می‌کنند و دست‌به‌قلم می‌شوند.

به‌صورت سامانمند، فرهنگی را در ایران پیش می‌برند و یک ایدئولوژی محوری هم دارند. باید خاطرنشان کرد که تمام دوره روشنفکری ایران، ایدئولوژی ناسیونالیسم باستان گرا نیست، اما ایدئولوژی ناسیونالیسم باستان گرا، ایدئولوژی اصلی است. افرادی ازجمله میرزا ابوالحسن خان سپه‌سالار، میرزا حسین‌خان سپه‌سالار، میرزا ملک خان ناظم الدوله، فتحعلی آخوندزاده و… به روش سامانمند سعی می‌کردند یک هویت جعلی بر محور ناسیونالیسم باستان گرا بیاورند و جایگزین هویت اسلامی-ایرانی که ریشه حداقل ۱۰۰۰ ساله دارد، کنند. ما ایرانی‌ها هویت اسلامی بیش از ۱۰۰۰ ساله داریم.

این هویت، فرهنگ و ادبیات تولید کرده است، این هویت، بزرگ‌ترین ظرفیت شعری دنیا را تولید کرده است. شوخی نیست ادبیات شعری ما در دنیا بی‌نظیر است یعنی حجم و کیفیت شعری که ما تولید کردیم در همین زبان فارسی دری و در روندی که از نیمه دوم قرن سوم هجری با اولین شاعران ما شروع می‌شود که عبارت انداز: حنظله باد قیسی، ابسلیک گرگانی، فیروز مشرقی و… . شاعرانی که از آن‌ها چند بیت بیشتر در دست نداریم؛ تا می‌رسد به رودکی و فردوسی و تا متأخرین؛ این بزرگ‌ترین ادبیات شعری دنیا است و ازلحاظ نثر هم به‌شدت دارای محتوا است؛ یعنی فرهنگ اسلامی ایرانی توانسته ادبیاتی غنی تولید کند، توانسته آثار حکمی تولید کند، در فلسفه ورود پیدا کند، در کلام آثار تولید کرده، در فقه انبوهی از مطالب بیان کرده و هویت ایرانی اسلامی در این تاریخ ساخته‌شده است. جریان روشنفکری در حیطه فرهنگ که می‌خواهد فرهنگ شبه‌مدرن به وجود بیاورد، هویت اسلامی را به‌صورت سامانمند موردحمله قرار می‌دهد. نخست تلاش می‌کند یک انقطاعی بین ایران قبل از اسلام و بعد اسلام ایجاد کند.

سعی می‌کند ایران قبل از اسلام را بزرگ و برجسته جلوه دهد و از ایران قبل از اسلام را بهشتی بسازند که در ایران بعد از اسلام این بهشت از بین رفته است. شروع می‌کند به تخفیف و تحقیر کردن دین و داستان این آریایی‌ها و مهاجرت آنها و آن بهشتی که این‌ها در ایران باستان ساخته‌شده را بزرگ جلوه می‌دهند. درصورتی‌که حرف‌هایی که در مورد ایران قبل از اسلام می‌گویند، سرتاپا دروغ است. روشنفکرهای دوره دوم که دوره زمینه‌ساز مشروطه است یک داستان برای ایران ساختند و بعد این داستان رسمی شد و رضاشاه که به سلطنت رسید، دستور داد کتاب‌های تاریخ را بر این اساس بنویسند.
من ماجرا را از ابتدا برایتان می‌گویم که این داستان از کجا می‌آید.

پارسیان هند یکی از مراکز ماسونی و ترویج ماسون باستان گرا در ایران‌ بودند و یکی از خط دهندگان جریان ۱۲۹۹ شمسی بودند، یعنی یکی از حمایت‌کنندگان کودتا رضاخان، سر فرمانداری هند بود، چون در انگلستان آن زمان دو خط بود یکی خط لرد کورزون انگلیستان ۱۲۹۹ است که در وزارت خارجه است و می‌گوید که ما باید همچنان قرارداد ۱۲۱۵ را اجرایی کنیم و یک خط دیگر خط سر فرمانداری هند که آن زمان در سلطه انگلستان است. خیلی از منورالفکران ما از خط سر فرمانداری هند، خط می‌گرفتند.

آن خط معتقد است که ایران تحت الحمایة شده خوب نیست و باید یک آدم بومی بیاوریم؛ این خط همان خطی است که کودتای رضاخان را سازمان می‌دهد، همان خطی است که برای ارتش ریپورتر می‌فرستد و آن جریانات به‌اصطلاح ناصبی را ایجاد می‌کند، همان خطی است که فروغی را برجسته می‌کند و بغل‌دست رضاشاه می‌نشاند، همان خطی است که آیرون سیاد را برمی‌گمارد که با رضاخان (که اسمش آن زمان رضا ماکسیم بود) مصاحبه کند و برای کودتا انتخابش کند. پارسیان هند به یکی از کانون‌های ترویج ناسیونالیسم باستان گرا تبدیل می‌شوند و روشنفکرهایی مثل جلال‌الدین میرزا که از شاهزاده‌های قاجار و فراماسون است که در سال ۱۲۸۹ هجری قمری فوت کرد و از نوادگان فتحعلی شاه است و هدایت زمانی تحت تأثیر ناسیونالیسم باستان گرا قرار می‌گیرند. هدایت زمانی به آنجا می‌رود و با آن‌ها آشنا می‌شود. ملک المتکلمین هم یک آخوند است و به آنجا می‌رود و تحت تأثیر آن‌ها قرار می‌گیرد و ماسون می‌شود و بعداً بابی می‌شود. این جریان یک داستان با راهبری فکری از پارسیان هند می‌سازد و رضاخان آن را برجسته می‌کند.

فرایند ایجاد شکاف بین ایران و اسلام
سرآرتور جونز در خاطرات خود می‌نویسد وقتی به ایران می‌آیند؛ می‌خواهند انفکاکی بین ایران قبل از اسلام و ایران بعد از اسلام ایجاد کنند. ایران قبل از اسلام را یک نمونه اعلی زندگی ترویج می‌کنند و می‌خواهند بین ایرانیت و اسلامیت شکاف بیندازند. ایرانیت را دست‌مایه یک نوع ناسیونالیسم باستان‌گرا قرار بدهند، از آن‌طرف اسلامیت را تضعیف کنند که این عالم ایرانی اسلامی را، این فرهنگ ایرانی اسلامی را بشکنند و بتوانند هویت جعلی ناسیونالیستی خودشان را حاکم کنند.

داستان‌هایی ساختند که آن‌قدر در کتاب‌های درسی گفته‌شده و ما نیز باورمان شده است. این‌ها مدعی شدند که قومی به نام آریایی‌ها در یک منطقه‌ای در ایران سکونت پیدا کردند. آمدند یک داستانی ساختند به نام قوم آریایی و مدعی شدند این قوم در یک منطقه وسیعی زندگی می‌کردند (از دریاچه ارس در شمال ایران تا دریاچه آرال سیبری تا وسط اروپا). این‌هایی که می‌گویم عین واقعیت است بروید وصفی را که رضا شعبانی، رضازاده شفق و زرین‌کوب که عده‌ای از مروجان این عقیده در ایران‌اند، توصیفی که از این قوم می‌کنند را ببینید که تا چه اندازه وصفشان خنده‌دار است، اصلاً وصف خطابی شاعرانه و بی‌پایه و اساس است.

اصلاً امکان ندارد که یک قوم این‌طور باشد، این‌گونه وصف می‌کنند که آریایی‌ها از آن منطقه‌ای که معلوم نیست کجا بود، مهاجرت کرده‌اند.

بحث این است که مردم آریایی‌ مردمی بودند زیبا، بلندبالا، شجاع، هوشمند و…، حدوداً ۹ وصف زیبا را بیان می‌کنند. با قومی روبه‌رو هستیم که هم زیبا هستند، هم خوب می‌جنگند، هم باهوش‌اند، هم شرافت دارند. مگر شرافت قومی است؟ چنین مسئله‌ای امکان‌پذیر نیست و این فقط برای جذب عقاید ایرانی‌ها بیان‌شده است. بروید مختصری از تحولات اجتماعی سیاسی عبدالله صفا را بخوانید و ببینید قوم آریایی را چگونه توصیف می‌کند، تو از کجا این‌ها را میدانی و از کجا فهمیدی که این‌ها هم زیبا، هم باهوش‌، هم جنگاور، هم شریف‌ و هم شجاع‌ هستند؟ این‌ قوم برای ۳ هزار سال پیش است؟ هزاره سوم ایران آمدند؟ تو از کجا فهمیدی که وقتی به ایران آمدند، مهاجرت به یونان و هند هم داشتند؟ یعنی ما و هندی‌ها و یونانی‌ها پسرعموی یکدیگر هستیم؟ این آریایی‌هایی که مهاجرت کردند یک پادشاهی به نام ماد در ایران تأسیس می‌کنند. سپس یک پادشاهی به نام پارس ایجاد می‌کنند. پادشاهی پارس پادشاهی ماد را شکست می‌دهد و ایران را متحد می‌کند و سردمدار پادشاهی پارس کوروش است و پس‌ازآن بهشتی از ایران درست می‌کنند. ایران باستان می‌شود ایران ایده‌آل و در دوره‌ی مشروطه مدعی می‎‌شوند که باید برگردیم به آن دوره. سپس می‌گویند چه کسی آمد بهشت باستان ایران را خراب کرد؟ اعراب. نمی‌گویند مسلمانان، می‌گویند اعراب. با حمله به اعراب می‌خواهند مسلمانان را بکوبند. اعراب ایران باستان را نابود کردند. ما آنجا عالی بودیم، در بهشتی بودیم، خوب بودیم، ابرقدرت بودیم، شریف بودیم، پاک بودیم، زیبا بودیم، شجاع بودیم سپس اعراب با حمله به ایران نابودمان کردند.

به علت قدرت گرفتن تفکر ناسیونالیسم باستان‌گرا در ایران، طی چند سال آینده قطعاً ائتلافی بین ناسیونالیسم باستان‌گرا و نئولیبرالیسم ایدئولوژیک، صورت خواهد پذیرفت. اگر علیه‌ این پاسارگاد بازی‌ها روشنگری نکنیم، من نمی‌گویم با چماق چون چماق بحث امنیتی آن است و همین‌طور در کتاب‌های درسی به آموزش آن ادامه بدهیم و صداوسیما در خواب باشد و اهمیتی به این مسائل ندهد، در چند سال آینده با طرفداران کوروش در خیابان باید درگیر شویم. ده سال دیگر باید جلوی طیف باستان‌گرا را، در کف خیابان بگیرید. مجله سیاست‌نامه‌ای که قوچانی و سید جواب طباطبایی می‌نویسند را ملاحظه کنید، تمام حرف جواد طباطبایی احیای مجدد ناسیونالیسم باستان‌گراست که در پیوند مستقیم با کارگزاران سازندگی است. کارگزاران سازندگی نماد و نماینده تجسم نئولیبرالیسم ایرانی است و نشریه این‌ها و امثال قوچانی که از اعضای آنها است، اندیشه‌ی ناسیونالیسم باستان‌گرا را ترویج می‌کند.

سؤال: پشت این جریان چه کسی یا گروهی بودند؟
پشت این جریانات یک نفر نیست. جریان استعمار انگلیس است. از زمان سرجیمز موریه و سرهارفورد جونز بریجز و… است و بعد داخل ایران روشنفکرانی مثل میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزاخان کرمانی و تا حدی میرزاعبدالحریم طالبوف است. این جریان ادامه پیدا می‌کند و خیلی قوی می‌شود و حتی رمان تولید می‌کنند. (اولین رمان فارسی من داستان‌های رمان واره را نمی‌گویم، شما می‌توانید حکایت خان فریب‌خورده‌ی و یا حکایت یوسف شاه، آخوندزاده را اولین رمان واره بدانید یا مثلاً سیاحت‌نامه‌ی ابراهیم بیگ مراغه‌ای را رمان واره بدانید. من رمان واره را نمی‌گویم اولین رمان فارسی به نام «شمس و طغری» را میرزا باقر خسروی نوشت.)

بعد از این‌ها شیخ ابراهیم زنجانی، قاضی دادگاه شیخ فضل‌الله نوری است. کسی که شیخ فضل‌الله نوری را به اعدام محکوم می‌کند شیخ ابراهیم زنجانی آخوند است. لباس آخوندی دارد و ماسون هم می‌باشد. او قبل از این‌که رضاشاه سرکار بیاید، کتابی تحت عنوان «شهریار هوشمند» می‌نویسد. بعد ترویج ایده ناسیونالیسم باستان‌گرا می‌کند ترویج روشنفکری و تجدد می‌کند، ترویج این ایده تحت عنوان شاه هوشمند و شاهی که باید روشنفکر باشد را می‌کند. این ایده، ایده‌ی گروهی از روشنفکران قرون ۱۹ فرانسه است. در فرانسه، دوران موسوم به روشنگری که عین ظلمات است، در آن دوره روشنفکر فرانسوی که چند سردسته اصلی دارد ولتر، ژان ژاک رسو، دیدرو و هلبیسیوس، اولدباخ و شارل منتسکیو که روشنفکران ما همه عاشق و پیامبر این‌ها هستند. ولتر معتقد به شاه مستبدانه است، شاهی که بیاید بر اساس روشنفکری استبدادی عمل کند؛ یعنی رضاشاه، شاهی که بیاید مستبد و خون‌ریز باشد، اعمال اراده با زور کند ولی برای حاکم کردن تجدد!

ایرادهایی بر تاریخ آریایی
این بحث چند سؤال تاریخی دارد که این‌ها سؤال‌های من هم نیست و سؤال‌های کسانی است که منتقد این حرف هستند، کسانی مثل خانم سارا پومری و چندین نفر دیگر که اروپایی هم هستند و این تئوری را قبول ندارند. ایرادهایی که می‌گیرند چیست؟ چند ایراد اساسی به تاریخ آریایی‌ها گرفته‌شده است.

۱٫نخستین ایراد این است که می‌گویند این قومی که شما می‌گویید موقعیت جغرافی مشخصی ندارد. نمی‌شود بگویید که از وسط اروپای بالکانی تا آن‌طرف سیبری، منطقه به این وسعت جایگاه این‌ها است.

۲٫ایراد دوم این است که برای چه آنجا نماندند؟ آنجا داشتند زندگی می‌کردند، اصلاً برای چه مهاجرت کردند؟ خود این مورخان طرفدار تئوری می‌گویند، چون دچار خشک‌سالی شدند، زمین‌لرزه رخ داد؛ درصورتی‌که منتقدان می‌گویند، هم ما خشک‌سالی و هم زمین‌لرزه را می‌توانیم با زمین‌شناسی بشناسیم؛ کدام گواه زمین‌شناسی دارید که نشان می‌دهد که در هزاره دوم و سوم قبل از میلاد آن منطقه‌ای به آن وسعت که شما می‌گویید دچار خشک‌سالی و زمین‌لرزه شد؟

۳٫سؤال سوم این است که این‌ها اگر مهاجرت کردند، به سرزمین لم‌یزرع که نیامده بودند، عده‌ای به هند رفتند، عده‌ای به ایران آمدند وعده‌ای هم رفتند یونان و تمام این مکان‌ها از قبل ساکنینی داشتند؛ چه شد که این‌ها آمدن ترکیب نژادی و هویتی و اجتماعی و فرهنگی ساکنین همه عوض شد؟ قاعده این است که یک آمیزشی بین این‌ها باشد، جمعیت مهاجرین قاعدتاً از بومی‌ها کمتر است، چطور است که می‌روند و بومی‌ها همه نابود می‌شوند و مهاجرین می‌مانند.

۴٫دو دانشگاه در انگلستان است که یکی از آن‌ها گلسکو است که پژوهش ژنتیکی انجام دادند، گفتند که اگر مردم ایران، هند و اروپا همه آریایی شدند، پس ساختار ژنتیکی این‌ها باید باهم یکی باشد. در ایران اجسادی بسیار قدیمی داریم که یکی از آن‌ها جسد مرد نمکی است و حدود هشت هزار سال قدمت دارد.

برخلاف ادعای غرب که می‌گوید ایران دارای قدمتی دو هزار و پانصدساله است، تاریخ سکونت در این سرزمین حداقل به ده هزار سال پیش برمی‌گردد. شهر سوخته داریم، در زابل تمدن داشتیم، در ایلام تمدن داشتیم. این مهاجرت آریایی‌هایی که می‌گویند اشتباه است. این اصلاً در هزاره اول و دوم است. با انجام آزمایش DNA نتایجی به دست آوردند و به ساختار ژنتیکی مرد نمکی دست یافتند. سپس از ژنتیک مردم ایران در نواحی مختلف، نمونه گرفتند. همین آزمایش نیز از مردم کشورهای هند و یونان گرفته شد. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از این بود که ساختار ژنتیکی ۷۰ درصد مردم فلات ایران حدوداً ۱۰ هزار سال است که ثابت است. این نتیجه یعنی اینکه تقریباً ساکنین فلات ایران ۱۰ هزار سال است که ساختار ژنتیکی آن‌ها دست‌نخورده است. نکته دوم، ساختار ژنتیک مردم ایران با ساختار ژنتیکی یونانی‌ها و هندی‌ها فرق دارد.

۵٫سؤال بعدی این است که اگر این مهاجرت شکل‌گرفته است پس چرا ما بیشتر شبیه عرب‌ها هستیم تا اینکه بیشتر شبیه به هندی‌ها باشیم؟ اگر قرار بود که هندی‌ها پسرعمویی‌های واقعی ما باشند. علت اینکه هند را بیشتر موردتوجه قرار داده‌اند این است که می‌خواستند ایرانی‌ها را پسرعموی هندی‌ها و اروپاییان قرار دهند تا آن‌ها را علیه عراق و مسلمانان متفق کنند. هند چون کانون ارتزاق و حیات انگلیس بود، قبل از روزهایی که بخواهند هند را استعمار کنند، هند یک تمدن بسیار پررونق و بزرگی داشت که آن زمان امپراتور مسلمان بر آن حکم می‌راند.

موج اول انقلاب صنعت انگلستان در سال ۱۹۶۰ معطوف به استثمار اموال هند است. اگر استعمار هند محقق نمی‌گشت؛ نمی‌توانستند انقلاب صنعتی راه بیندازند. پیش از جدایی هرات و افغانستان از ایران، ما همسایه هند بودیم. مستعمران می‌خواستند از ایران یک دیوار حائلی بسازند برای در امان ماندن خودشان، بنابراین باید ایرانیان را با هندیان پیوند می‌دادند. خواستند ما را با هندیان پسرعمو کنند و بعد ایران و هند را هم پسرعموی اروپاییان کنند، سپس نتیجه‌ی این عمل می‌شود پیوند با اروپایی‌ها. هدف نهایی این پیوند جدایی ایران از اعراب و مسلمانان بود. همان انقطاعی که می‌خواهند بین ایرانیت و اسلامیت ایجاد کنند. هدفشان از ساخت این تئوری این بود که ایران از اعراب و مسلمانان جدا شود.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=17764

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *