همه برای صهیون، صهیون علیه همه - خیبر

همه برای صهیون، صهیون علیه همه

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۰۷:۴۸

مریکا بهشت پیوریتن‌هاست، افرادی که مسیحیت را زمینی‌تر کردند و نسبت به وعده‌های آسمانی آن واژه‌سازی نمودند. به همین دلیل است که یکی از تاریخ‌دانان مذهبی عصر جدید آمریکا معتقد است: «بنیانگذاران طریق «یپوریتن» در حقیقت از یک منظر، موسسان کشور آمریکا بوده‌اند و «پیوریتنیسم» از لحاظ خوشبختی یا بدبختی در عمل، در تمام کشورهای فدرال، پایه‌ای الهی را ایجاد کرد و به روح مذهبی رایج شکل داد؛ کشورهایی که در سال ۱۷۷۶ استقلال خود را اعلام نمودند.»

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، کتاب به خاطر صهیون نوشته فواد شعبان و به قلم یاسر فرحزادی ترجمه شده است. نشر ساقی در سال ۱۳۹۰ چاپ اول این کتاب را در چهار بخش منتشر نمود. تعلق خاطر سیاسی و مذهبی آمریکایی‌ها به امور جهان عرب هنوز بخشی از گفتمان خاورشناسی است و طی پنجاه سال گذشته افزایش چشم‌گیری داشته است. با این حال، نظرات و عقاید اصلی که این مشارکت اولیه را برمی‌انگیختند، در حال حاضر به درجات مختلفی ایفای نقش می‌کنند.

نویسنده در مقدمه تصریح دارد که افسانه سرزمین موعود چه در سطح ذهنی و چه در سطح عملی حرکت کند؛ نمونه کاملی از دو مرتبه کلامی و موضوعی نورثروپ است. این مراتب قبل از حضور آمریکایی‌ها در مشرق زمین و نوشته‌های آن‌ها در مورد سرزمین مقدس در فرهنگ آمریکا وجود داشته است. عامه مردم آمریکا از نشانه‌های دال این مراتب در اصطلاحات و نمادهای خود آگاه بودند. ادبیات کتاب مقدس جو آشنایی ایجاد می‌کرد و ادعای مالکیت در مورد اسامی مکان‌ها و شخصیت‌های سرزمین مقدس را مطرح می‌کرد.

بخش اول، کریستف کلمب در سرزمین سرخ‌پوستان

سرآغاز مطلب در باب کریستف کلمب است که درباره انگیزه‌های کشف آمریکا و به صورت کلی پیدا کردن یک سرزمین برای اسپانیا روانه دریا می‌شود که با مشاهده سخنان وی، این نکته مشخص می‌گردد که نگرش معرفتی نسبت به کشف سرزمین ناپیدا نیز وجود داشته است.

در واقع این کتاب مدعی است که اسقف کاساس رسالت خدایی کلمب را به نشانه تایید اظهار می‌کند و می‌گوید: «اما از این به بعد کاملا روشن است که خداوند در آن زمان به این مرد کلیدهای دریاهای حیرت‌آور را اعطا نمود، او و نه هیچ شخص دیگری، رازگشای تاریکی است و از این رو تمام افراد برای همیشه و تا زمانی که در فراسوی آن درهای بازشده به حیات خود ادامه می‌دهند، مدیون او خواهند بود.»

 

 

بخش دوم: صهیون در آمریکا

آمریکا بهشت پیوریتن‌هاست، افرادی که مسیحیت را زمینی‌تر کردند و نسبت به وعده‌های آسمانی آن واژه‌سازی نمودند. به همین دلیل است که یکی از تاریخ‌دانان مذهبی عصر جدید آمریکا معتقد است: «بنیانگذاران طریق «یپوریتن» در حقیقت از یک منظر، موسسان کشور آمریکا بوده‌اند و «پیوریتنیسم» از لحاظ خوشبختی یا بدبختی در عمل، در تمام کشورهای فدرال، پایه‌ای الهی را ایجاد کرد و به روح مذهبی رایج شکل داد؛ کشورهایی که در سال ۱۷۷۶ استقلال خود را اعلام نمودند.»

مردمان خداوند مفهومی بود که همواره عاملی استوار در طرز تفکر مذهبیون و نیز رهبران غیر روحانی آمریکا باقی ماند، اگر چه با گذشت زمان اشکال و رنگ و بوی مختلفی به خود گرفت تا با موقعیت‌های خاص هماهنگ شود. حتی جرج واشنگتن هم که در سلوک ترکیب دین با سیاست معروف نیست، در سخنرانی خطاب به یهودیان ساونا، وضعیت قوم اسرائیل را با مهاجرت اروپایی‌ها به آمریکا مقایسه می‌کند. واشنگتن امید خود را اینگونه بیان می‌کند:

«همانطور که خداوند قوم اسرائیل را از ظلم و ستم مصریان رهانید و آنها را در سرزمین موعود مستقر نمود (سرزمینی که نفوذ خدایی آن در ایجاد این ایالت‌های متحد به عنوان کشوری مستقل آشکارا مشهود است)، هنوز هم آنها را با شهد شراب بهشتی می‌نوشاند و ساکنان هر مذهبی را وامی‌دارد تا از موهبت‌ مادی و معنوی این قوم –که خدایشان یهود است- بهره ببرند.»

بخش سوم: مسافران آمریکایی در مشرق زمین: در جستجوی صهیون

شاعرانی همیشه حضور داشتند که نسبت به حضور در سرزمین مقدس غزل‌سرایی می‌کردند، احساس شادمانی که با قدم نهادن مسافران به سرزمین مقدس بر آن‌ها مستولی می‌شد و این سفر را بیش‌تر زیارتی جلوه می‌داد تا گردشی تفریحی.

نحوه بیان و تصویرسازی ذهنی که گزارش‌های این زائران را تحت تاثیر قرار می‌دهد، یادآور آخرین سفر نمادین مسیحیان به قلمروی پادشاهی خداوند و نیز اولین مهاجرت مهاجران انگلیسی به دنیای جدید است. جوسایا بروئر، یکی از اولین آمریکایی‌هایی است که در غالب تبلیغ دین مسیح به سرزمین مقدس پا نهاد، از زبانی مشابه بنیانگذاران زائر استفاده می‌کنند:

«قبل از ورود به سرزمین موعود، اقیانوس اطلس را همچون «پهنه بی حاصل و مخوف» اسرائیل می‌پنداشتیم که همچون رنج شکیبایی گسترش یافته است. دعای مسافر، کوته شدن ره بود و شاید بگویید کوتاه‌تر، حکایت با آن. با این حال، از آنجایی که شما خواسته‌اید تا از منفعت زیارت من سهمی داشته باشید، پس در آن فکر نباشید، اول بدون دانستن ناملایمات و دردهای پیش روی خود در این طریق، در کنار من بر روی کوه صهیون بایستید.»

 

 

بخش چهارم: نقش مذهب در زندگی آمریکایی

آیا دین در آمریکا نقش موثری دارد؟ چه دینی برای این کشور مرسوم است و تحولات مذهبی ایالات متحده بر چه مبنایی برنامه ریزی شده است؟ آلکسی دی توکویل، مسافر فرانسوی که در قرن نوزده میلادی از آمریکا دیدن کرده بود، در سال ۱۸۳۶ پی‌ می‌برد که «هیچ کشوری در جهان مانند آمریکا نیست که در آن دین مسیحیت چنان تاثیر عظیمی بر دل و جان مردم آن داشته باشد.»

توصیف دی توکویل از خیزش نوع خاصی از مذهب در آمریکا در واقع، شناخت اولیه نسبت به پدیده‌ای است که بعدها به «دین مدنی» معروف می‌شد. «در بزرگ‌ترین بخش از آمریکای انگلیسی، مردمانی ساکن شدند که بعد از رهایی از اقتدار و نفوذ پاپ هیچ برتری مذهبی را قبول نداشتند. آن‌ها با خود شکلی از مسیحیت را به دنیای جدید آوردند که تنها می‌توانم آن را دینی مردم‌سالارانه و جمهوری‌خواهانه توصیف نمایم.»

دین در آمریکا چرخشی متفاوت را نسبت به ریشه‌های اروپایی خود پیدا کرد و از این رو به طور چشمگیری متفاوت از کلیسای انگلستان و پروتستان اروپایی تحول یافت. طبق نظر پیوریتن‌ها، کلیسای انگلستان هنوز به طور کامل از بقایای کلیسای روم پاک نشده بود. هدف آنها «پالایش» کلیسای پروتستان انگلستان و اروپا بود. از این گذشته، پیوریتن‌های نیوانگلند مکتب جبر جان کالوین – همان سرنوشت مقدر از سوی خداوند – را استنتاج کرده و عنصر آمریکایی به آن افزودند.

این کتاب سنت یهودی-مسیحی رایج در فرهنگ مردمان آمریکا را نشان می‌دهد که روح تمدنی ایالات متحده را به تصویر می‌کشد. تمدنی که امروز آن سوی مرزها، قسمتی از دنیا را درگیر آشوب و جنگ نموده است و قسمت دیگر را به سوء مدیریت، سوء مصرف و عدم نمایش توان کافی برای فعالیت‌هایشان را به رخ می‌کشاند. صهیونیسم را نمی‌توان در اراضی اشغالی محصور داشت، باید دانست که کجا مظلومی نفس می‌کشد تا بدانی ظالمی هست و بی شک بهره‌ای بی تمنا از نژاد صهیون به خود گرفته است.

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=1949

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *