وحدت گروه‌های فلسطینی منجر شد مولود معامله قرن، مرده متولد شود




معامله‌قرن مسئله‌ای فراتر از طرح‌های صلح در گذشته است. در مذاکرات گذشته بنا بود دو پایتخت در قدس غربی و شرقی تشکیل شود؛ اما معامله قرن آنقدر مفتضحانه از اسرائیل حمایت می‌کند که محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان که همواره حامی مذاکره با رژیم اشغالگر بوده است امروز نسبت به معامله قرن اعتراض دارد.



پایگاه صهیون پژوهی خیبر، پس از آنکه دونالد ترامپ در آمریکا به قدرت رسید، سیاست خارجی کاخ سفید در خصوص مسئله فلسطین و اسرائیل را با مفهومی به نام «معامله قرن» پیوند زد. از ابتدایی که طرح معامله قرن توسط ترامپ به‌کار برده شد تاکنون جزئیاتی از آن به صورت غیررسمی و گاهاً رسمی در رسانه‌ها منتشر شده است. پس از اجرای مراحل مقدماتی معامله قرن توسط ترامپ ، کاخ سفید می‌کوشد تا طرح شیطانی خود را هرچه زودتر عملیاتی کند.

در همین راستا پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر مصاحبه‌ای با «دکتر مجید صفاتاج»، کارشناس مسائل منطقه و نویسنده چندین جلد کتاب در حوزه مسائل فلسطین و رژیم صهیونیستی ترتیب داده است. در این مصاحبه، روند مذاکرات صلح در گذشته، معامله قرن و نتیجه این طرح مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

خیبر: در جریان مطرح شدن معامله قرن از سوی کاخ سفید و تلاش واشنگتن و تل‌آویو برای اجرای کردن آن شاهد مخالفت‌ها و اظهارنظرهای گسترده از سوی گروه‌های فلسطینی هستیم. آیا در طرح‌های صلح گذشته نیز گروه‌های فلسطینی مانند امروز فعال بودند و فعالیت آنان نتیجه‌ای به همراه داشت؟

دکتر صفاتاج: یکی از مسائلی که از ابتدای شکل‌گیری فرایند صلح خاورمیانه در سال ۱۹۹۱م. تأثیر مستقیمی در طرح‌ها و پروژه‌های فریب‌سازی تحت پوشش صلح اعراب و اسرائیل داشت، شناخت ماهیت طرح‌های صلح توسط گروه‌های مقاومت فلسطینی و همچنین اعضای جریان مقاومت بوده است.

بر اساس همین بینش، مخالفت این گروه‌ها با فرایند سازش اعراب با رژیم صهیونیستی و به ویژه با مذاکرات فلسطینی – اسرائیلی که منجر به انعقاد قرارداد «اسلو» در سال ۱۹۹۳م. شد، تاکنون تأثیر مستقیمی بر آگاهی‌بخشی مردم و به شکست کشاندن طرح‌های صلح داشته است. با گذر زمان و پس از انعقاد قراردادهای «وای‌ریور ۱» و «وای‌ریور۲» نیز می‌بینیم که نظر گروه‌های مقاومت به دلیل میزان تأثیرگذاری که بر جامعه فلسطین و عربی دارند، مورد پذیرش مردم قرار گرفت.

بنابراین باید گفت طرح‌های صلحی که در گذشته مطرح شدند، توسط تلاش‌های گروه‌های فلسطینی ناکام ماندند. اساساً این گروه‌ها و به خصوص گروه‌های مقاومت در معادلات مربوط به فلسطین و اسرائیل بسیار تأثیرگذار هستند.

 خیبر: موضع گروه‌های فلسطینی را در قبال معامله قرن و نتیجه این طرح را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دکتر صفاتاج: معامله قرن مسئله‌ای فراتر از طرح‌های صلح در گذشته است. در مذاکرات گذشته بنا بود دو پایتخت در قدس غربی و شرقی تشکیل شود؛ اما معامله قرن آنقدر مفتضحانه از اسرائیل حمایت می‌کند که محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان که همواره حامی مذاکره با رژیم اشغالگر بوده است امروز نسبت به معامله قرن اعتراض دارد.

بنابراین یک وحدت موضع درخصوص معامله‌قرن میان تمام گروه‌های مقاومت نظیر جهاد اسلامی، حماس، فتح، جبهه خلق برای آزادی فلسطین، جبهه دموکراتیک و به طوری کلی همه گروه‌های چپ‌گرا، اسلام‌گرا، ناسیونالیست و تشکیلات خودگردان ایجاد شده است.

باتوجه به موضعی که تمامی گروه‌های فلسطینی نسبت به معامله قرن اتخاذ کردند می‌توان گفت این مخالفت تأثیر زیادی در شکست خوردن طرح معامله قرن خواهد داشت. درخصوص مرده به دنیا آمدن معامله قرن نیز صحبت‌هایی شنیده می‌شود؛ باید گفت آنچه موجب شد این مولود، مرده متولد شود وحدت گروه‌های فلسطینی بوده است.

خیبر: هدف از برگزاری نشست اقتصادی منامه در کشور بحرین چه بود؟ چرا آمریکا مسئله اقتصاد را برای پیش‌برد هدف خود انتخاب کرده است؟

دکتر صفاتاج: در میان کشورهای عربی، سه کشور امارات، بحرین و عربستان سعودی حامیان اصلی معامله قرن محسوب می‌شوند. طبق مذاکرات و توافقی که این سه کشور با آمریکا داشتند، بنا شد که بودجه و هزینه‌های مالی معامله قرن را امارات، بحرین و عربستان تأمین کنند.

بحرین به عنوان کوچک‌ترین کشور عربی حوزه خلیج فارس که از ثروت زیادی بهره‌مند است و زیرنظر عربستان وارد جریان معامله قرن شده است، می‌کوشد تا تأثیرگذاری خود را افزایش دهد و همچنین سران آن قصد دارند بحرین را در کنار عربستان قرار دهند.

درخصوص بحث هزینه‌های مالی معامله قرن نیز باید گفت بناست این سه کشور نفت‌خیز عربی از جیب مردم خود برای پیش‌برد طرح آمریکایی – صهیونیستی معامله قرن استفاده کنند.

خیبر: اعضای محور مقاومت برای مقابله با معامله قرن، از چه روش‌هایی در حوزه دیپلماسی و نظامی می‌توانند استفاده کنند؟

دکتر صفاتاج: همه گروه‌های فلسطینی اعم از اسلام‌گرا، ملی‌گرا و چپ‌گرا در راستای مقابله با طرح‌های صلح فلسطینی – اسرائیلی در گذشته، عمدتاً از دو ابزار بهره می‌گرفتند و هم اکنون نیز این دو ابزار را در اختیار دارند.

ابزار دیپلماسی

یک، ابزار دیپلماسی عمومی و سیاسی است که این گروه‌ها با سفرهایی که به کشورهای عربی و دیدارهایی که با مسئولان دولتی و نهضتی داشتند، تلاش کردند که توطئه آمریکایی، اسرائیلی و سعوی را خنثی کنند. هم اکنون نیز به نظر می‌رسد چنین تلاشی از سوی حماس، جهاد اسلامی و سایر گروه‌ها در حال انجام است.

تشدید عملیات مقاومت ضدصهیونیستی

اما نکته‌ای که می‌تواند در حوزه داخلی تأثیرگذار باشد، تشدید عملیات مقاومت ضدصهیونیستی به ویژه در کرانه باختری رود اردن است. طرح‌هایی که از گذشته تاکنون مطرح شده‌اند دارای این خاصیت هستند که همواره نقش مردم و گروه‌های مقاومت در پروژه‌های صلح و مذاکرات نادیده گرفته شده است. گروه‌های مقاومت نیز با انجام عملیات‌های استشهادی، پارتیزانی و گروهی و دیگر عملیات‌ها موفق شدند طرح‌های صلح را نقش برآب کنند.

در حقیقت هرچند به دست آوردن زمین برای فلسطینی‌ها تبدیل به سراب شد، اما در نقطه مقابله عملیات گروه‌های مقاومت فلسطینی نیز نتایج صلح عربی – اسرائیلی را برای طرف اسرائیلی به سراب تبدیل کرد. هدف رژیم صهیونیستی از مذاکره و برقراری صلح با فلسطینی‌ها تأمین امنیت است و هنگامی که امنیت اسرائیل تأمین نشود، طبیعتاً اصل ماجرا نیز از بین خواهد رفت.

به عنوان مثال، سال ۱۹۹۱م. مذاکرات عربی – اسرائیلی شروع و در سال ۱۹۹۳م. نیز قرارداد «اسلو» محقق شد. اما رژیم‌صهیونیستی در سال ۲۰۰۵م. به دلیل تشدید علمیات گروه‌های مقاومت مجبور شد از غزه خارج شود.

اکنون نیز وضعیت به همین صورت است. گروه‌های مقاومت امروز در غزه دارای پایگاه اصلی هستند و تمامی اراضی اشغالی را در تیررس خود قرار داده‌اند؛ اما چنانچه گروه‌های مقاومت فلسطینی عملیات‌های خود را به سمت کرانه باختری رود اردن منتقل کنند، قطعاً علاوه بر اینکه مذاکرات صلح و معامله قرن با شکست مواجه خواهند شد، فروپاشی رژیم صهیونیستی نیز هرچه زودتر محقق خواهد شد.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر: بسیار ممنون و سپاسگزاریم از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

آنهایی که باید بخوانید :