پروفسور خوان كول - خیبر

پروفسور خوان كول

۲۴ بهمن ۱۳۹۷ ۱۹:۱۸

دیدگاه پروفسور کول با اعتقاد بنیادی او به توطئه” نومحافظه کارانه” یهودی که سیاست ایالات‌متحده در خاورمیانه را اجرا می‌کنند، شکل می‌گیرد. بحث همیشگی او این است که یک فرقه “طرفدار لیکود” دولت آمریکا را به‌وسیله تعداد محدودی از پست‌های کلیدی در شعبه اجرایی، کنترل می‌کند. او هرگز از رهبران و سازمان‌ها پشت پرده این سازمان هوشمند و فوق سری نامی نمی‌برد، اما در لفافه آن را با سازمان‌هایی مانند کمیتۀ اقدام سیاسی اسرائیل(AIPAC) (هرچند تخمین زده می‌شود که ۸۰% اعضای AIPAC دموکرات هستند) و هر یهودی برجسته در دولت بوش مرتبط می‌کند.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، مدتی قبل کتابی تحت عنوان صد و یک پروفسور خطرناک در آمریکا منتشر شد. موضوع این کتاب معرفی صد و یک پروفسور دانشگاهی است که جرم شان سخن گفتن درمورد هولوکاست و یهود در کلاسها و کتابهایشان است. در کنار انتشار این کتاب به اساتید دانشگاه‌های دیگر هشدار داده شده که چون این افراد از خط قرمزها عبور کرده‌اند نباید از آثار آنها استفاده کنید. در مجموع وقتی آزادی نامحدود شود خودش مشکلاتی به وجود می آورد که نهایتاً محدودش خواهد کرد. متن ذیل معرفی «پروفسور خوان كول» یکی از صد و یک پروفسوری است که نویسنده کتاب به آن پرداخته است.

معرفی شخصیت

پروفسور خوان كول فعالیت‌های اجرایی و علمی زیادی را داشته است وی  استاد تاریخ، دانشگاه میشیگان (Michigan) و رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه است.

پروفسور خوان كول معتقد است که یک فرقه “طرفدار لیکود” دولت آمریکا را به‌وسیله تعداد محدودی از پست‌های کلیدی در شعبه اجرایی، کنترل می‌کند.

خوان کول، استاد تاریخ نوین خاورمیانه و جنوب آسیا در دانشگاه میشیگان ،دارای عناوین قابل‌توجهی است. وی علاوه بر جایگاه استادیش، سردبیر مجله بین‌المللی مطالعات خاورمیانه و نویسنده وبلاگ است که تمرکز آن بر روی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه است. در سال ۲۰۰۳، او به‌عنوان یکی از متخصصان برجسته خاورمیانه برای رسانه‌های اصلی (ازجمله نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست و رادیو ملی) ظاهر شد. در نوامبر سال ۲۰۰۴، خوان کول به‌عنوان رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه، برترین انجمن تخصصی درزمینهٔ ارائه عملکرد دانشگاهیان در این زمینه، انتخاب شد. انجمن مطالعات خاورمیانه پس از جمع‌آوری محققان محترم، به‌گونه‌ای ایدئولوژیک شد که درواقع به‌عنوان یک سازمان سیاسی و نه یک سازمان علمی، موردتوجه قرار گرفت. اجلاس سالانه آن می‌تواند بیشتر شبیه تظاهرات سیاسی مارکسیست‌ها و مسلمانان باشد تا سمپوزیوم متخصصین دانشگاهی.

دیدگاه علمی

دیدگاه پروفسور کول با اعتقاد بنیادی او به توطئه “ومحافظه کارانه” یهودی که سیاست ایالات‌متحده در خاورمیانه را اجرا می‌کنند، شکل می‌گیرد. بحث همیشگی او این است که یک فرقه “طرفدار لیکود” دولت آمریکا را به‌وسیله تعداد محدودی از پست‌های کلیدی در شعبه اجرایی، کنترل می‌کند. او هرگز از رهبران و سازمان‌ها پشت پرده این سازمان هوشمند و فوق سری نامی نمی‌برد، اما در لفافه آن را با سازمان‌هایی مانند کمیتۀ اقدام سیاسی اسرائیل(AIPAC) (هرچند تخمین زده می‌شود که ۸۰% اعضای AIPAC دموکرات هستند) و هر یهودی برجسته در دولت بوش مرتبط می‌کند.

در اینجا به چند نمونه اشاره می‌کنیم: ” نومحافظه کاران می‌خواستند که صدام، خامنه‌ای و اسد را از بین بروند، به این امید که این کشورها تضعیف و درگیرِ منازعات داخلی بشوند تا شارون موقعیت بدون دردسری برای دست‌یابی به رؤیاهای خود درمورد اسرائیل بزرگ داشته باشد”. ” ممکن است لیکودینیزهای قدرتمند در داخل دولت ایالات‌متحده تعمداً رکود دیپلماتیکی را در ناتو ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که پاریس و مسکو نتوانند دیدگاه خود نسبت به افراط گری های شار,ن را بر دیدگاه آمریکا (عموماً منفعل) تحمیل کنند.” رویکرد پل ولفوویتز نسبت به متحدان ناتو “آن‌چنان سبک‌سرانه و غیرحرفه‌ای است که تنها می‌توان حدس زد که چیز دیگری پشت این قضیه قرار دارد”؛ در نزد پروفسور کول، آرزوی ایجاد خصومت بین دولت ایالات‌متحده و کشورهایی که به قول پروفسور کول “دیگر به‌صورت کورکورانه از جنگ نظامی و توسعه‌گرایی اسرائیل طرفداری نمی‌کنند”، ماجرای دیگری دارد.

هنگامی‌که کارن کویتکوسکی (Karen Kwiatkowski)، سرهنگ دوم بازنشسته نیروی هوایی ایالات‌متحده که توسط گروه چپ سیاسی پشتیبانی کی شد، اهداف جنگ شبکه نومحافظه کاران را تجزیه‌وتحلیل کرد، پروفسور کول او را اشاره نکردن به توطئه یهودیان سرزنش کرد. پروفسور كول گفت: “من تعجب می‌کنم، او چیزی را که مطمئناً نگرانی اصلی نومحافظه کاران بود، که این امر این است که عراق، ایران و سوریه مانع غصب سرزمین عرب در سرزمین‌های اشغالی و به‌طور بالقوه درجاهای دیگر هستند، را نادیده گرفت”.

صلح اعراب با اسرائیل

پروفسور كول همچنین حقایق دامنه‌داری را در اظهاراتی این‌چنین عنوان كرده است: “بسیاری از جهان عرب دارای معاهده صلح رسمی با اسرائیل هستند” و “سلاح‌های شیمیایی، سلاح‌های کشتارجمعی نیستند”. کول درمورد شواهدی که حتی CBS پذیرفته است بازارگرمی خفیفی انجام می‌دهد و تصریح می‌کند که “صدام حسین هرگز به‌طور واقعی از موضوع فلسطین حمایت نمی‌کرد و به بمب‌گذاران برای منفجر کردن خود پولی پرداخت نمی‌کرد “. درحالی‌که صدام نه‌تنها ۲۵۰۰۰ دلار برای هر بمب‌گذار انتحاری اختصاص می‌داد، بلکه ۷۴ میلیون دلار مستقیماً به سازمان تروریستی حماس کمک کرد. حتی اگر صدام برای خانواده‌های این قاتلان پول پرداخت می‌کرد، کول اصرار دارد که “حمایت از یتیمان (بمب‌گذاران انتحاری مرده) درهرصورت، همان تأمین عوامل تروریستی نیست”. در دیدگاه پروفسور کول یتیم شدن این افراد را باید تروریسم دانست.

پروفسور كول قادر به خلق سفسطه‌های مخاطره انگیزی درزمینهٔ موضوع موردمطالعه خود است. پروفسور کول می‌گوید: “آیا مسلمانانی که فاشیست باشند وجود دارند؟” “مطمئناً.” اما فاشيسم اسلامي وجود ندارد، زيرا “اسلام” دارای بالاترين آرمان‌های مذهب است”. او از یک الگوی دوپهلو استفاده می‌کند، به‌گونه‌ای که اصطلاح “اسلام فاشیست” را به‌عنوان نوعی بی‌احترامی تلقی می‌کند و اصطلاح صهیونیسم را در کنار “نژادپرستی” و “فاشیست” بکار می‌برد.

زمانی که یک نظرسنجی در ماه فوریه سال ۲۰۰۴ نشان داد که ۵۱ درصد از مردم آمریکایی معتقد بودند که در آغاز جنگ، عراق دارای صلاح‌های کشتارجمعی بود (یقین مشترکی که همه سازمان اطلاعاتی بزرگ در جهان، ازجمله فرانسه و اردن به آن اذعان می‌کردند). کول پاسخ داد: “نیمی از مردم آمریکا عملاً احمق هستند”.

همچنین نگاه کنید به: پروفسورها اندرسون، باینین، برند، کلود، جی. کول، اسپوزیتو، جوزف ماساد

تحقیق: جاناتان کالت هریس

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=18391

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

معرفی کتاب