پروفسور لوری برند - خیبر

شماره بیست و دوم:

پروفسور لوری برند

۲۴ دی ۱۳۹۷ ۱۹:۴۵

پروفسور برند مسبب مناقشات بین اسرائیل و فلسطین را فقط اسرائیل می‌داند. او گفت: «هیچ صلحی بدون عدالت وجود ندارد و هیچ عدالتی در زیر چتر تجاوز [اسرائیل] وجود ندارد» و این امر به‌منزله نادیده گرفتن این واقعیت است که حضور نظامی اسرائیل در غزه و کرانه غربی از سه حمله‌ای که توسط کشورهای عربی از طریق آن گذرگاه‌ها انجام می‌شد ناشی می‌شود.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، مدتی قبل کتابی تحت عنوان “صد و یک پروفسور خطرناک” در آمریکا منتشر شد. موضوع این کتاب معرفی صد و یک پروفسور دانشگاهی است که جرم شان سخن گفتن درمورد هولوکاست و یهود در کلاسها و کتابهایشان است. در کنار انتشار این کتاب به اساتید دانشگاه‌های دیگر هشدار داده شده که چون این افراد از خط قرمزها عبور کرده‌اند نباید از آثار آنها استفاده کنید. در مجموع وقتی آزادی نامحدود شود خودش مشکلاتی به وجود می آورد که نهایتاً محدودش خواهد کرد. متن ذیل معرفی «پروفسور لوری برند» یکی از صد و یک پروفسوری است که نویسنده کتاب به آن پرداخته است.

 

پروفسور لوری برند

دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

– استاد روابط بین‌الملل، دانشگاه جنوبی کالیفرنیا

– رئيس سابق انجمن مطالعات خاورميانه

پروفسور لوری برند پیش از پیوستن به جمع اساتید دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در موسسه مطالعات فلسطین (یک سازمان عربی به‌منظور ترویج دیدگاه فلسطینیان درمورد منازعه خاورمیانه) فعالیت داشت. جای تعجب نیست که کار علمی پروفسور برند و فعالیت سیاسی با انگیزه فلسطین قابل‌تمایز نیست.

پروفسور برند مسبب مناقشات بین اسرائیل و فلسطین را فقط اسرائیل می‌داند. او گفت: «هیچ صلحی بدون عدالت وجود ندارد و هیچ عدالتی در زیر چتر تجاوز [اسرائیل] وجود ندارد» و این امر به‌منزله نادیده گرفتن این واقعیت است که حضور نظامی اسرائیل در غزه و کرانه غربی از سه حمله‌ای که توسط کشورهای عربی از طریق آن گذرگاه‌ها انجام می‌شد ناشی می‌شود. در سال ۲۰۰۲، زمانی که اسرائیل برای دفاع از خود در مقابل یک سری از بمب‌گذاری‌های انتحاری و حملات تروریستی طی انتفاضه دوم بوده، پروفسور برند به گروهی از دانشگاهیان ضد اسرائیلی برای امضای یک نامه رسواگرایانه نسبت به اسرائیل و به نیت اینکه بدون هیچ شواهدی، تروریست‌های مهاجم فلسطینی را تبرئه کند، پیوسته بود: “آمریکایی‌ها نمی‌توانند در وضعیتی که جنایات وحشیانه‌ای قتل‌عام قومی به‌صورت علنی موردحمایت قرارگرفته است، ساکت بمانند. ما از دولت خود می‌خواهیم که به‌صورت صریح به دولت اسرائیل مکاتبه کند که حذف مردم به دلایلی مانند نژاد، مذهب یا ملیت، نوعی جنایت علیه بشریت است و تحمل نخواهد شد. ” این پیش‌بینی واقعیتی بود که نتوانست تحقق یابد (اسرائیل خروج یک‌جانبه از غزه را اعلام کرد) که ماهیت ایدئولوژیکی موضع نویسندگان را به نمایش گذاشت.

نگرش پروفسور برند نسبت به کشور خود، به نسبت متعادل‌تر است. پروفسور برند، در زمان جنگ در عراق بود و به خیابان‌ها آمد تا اعتراض خود را نسبت به اقدامات برنامه‌ریزی‌شده برای حذف صدام حسین از قدرت انجام دهد؛ سپس به‌طور موقت در لبنان کار می‌کرد که او حتی نامه‌ای در اعتراض به کالین پاول وزیر امور خارجه نوشت که او فوراً به سفارت ایالات‌متحده در بیروت فرستاده شد. این نامه که توسط ۷۰ آمریکایی امضاشده بود، ادعا می‌کرد که از طرف “آمریکایی‌هایی که در لبنان زندگی می‌کنند ” صحبت می‌کند، تعدادی از استدلال‌های ضد جنگی را در گستره‌ای از استدلال‌های مغرضانه (“تغییر رژیم تحمیل‌شده از بیرون، در نوع خود کاملاً غیر دموکراتیک است “) تا استدلال‌های مضحکانه (بیش از یک‌میلیون عراقی می‌توانند به دلیل آسیب‌های ناشی از جنگ به منابع آب عراق، جان خود را از دست بدهند) لیست کرده بود. نتیجه‌گیری این شد: ” ما حاضر به تماشای منفعلانه نسبت به اینکه ایالات‌متحده به دنبال سیاست‌های تهاجمی و نژادپرستانه نسبت به مردم اطراف ما است، نیستیم. ما ادعای شمارا مبنی بر این‌که اقدامات را از طرف ما انجام می‌دهید را رد می‌کنیم. نه به نام ما!”

پروفسور براند در کنفرانسی که در سفارت آلمان در بیروت در ژوئیه ۲۰۰۳ برگزار شد، این مفهوم را که ایالات‌متحده قصد دارد دولت دموکراتیک را در عراق تقویت کند، رد کرد. او گفت تا آنجا که دموکراسی به دولت آمریکا مربوط می‌شد، این بود که آن را در ایالات‌متحده نابود کند. او گفت، دولت، مقصر “نادیده گرفتن سیستماتیک نهادها و ارزش‌های دموکراتیک ” است. خشم پروفسور برند نسبت به دولت بوش آن‌چنان موجه نبود، بخصوص در اکتبر ۲۰۰۴ و زمانی که به “گروهی بی‌طرف از متخصصان امور خارجی ” برای امضای نامه‌ای مبنی بر اینکه “جنگ در عراق از زمان ویتنام تاکنون بزرگ‌ترین اشتباه بوده است “، پیوسته بود. در این نامه استدلال شده است که “حتی ازنظر اخلاقی، مورد بحث برانگیزی برای جنگ بود ” و “نتایج این سیاست برای منافع ایالات‌متحده به‌شدت منفی بوده است.”

در ماه بعد، پروفسور برند به انجمن مطالعات خاورمیانه، انجمن حرفه‌ای دانش‌پژوهان خاورمیانه، راه پیدا کرد. این “بورس تحصیلی در سایه امپراتوری ” نامیده شد. در آن، او اصرار داشت که سیاست‌های دولت بوش در عراق، “شکست‌های مفتضحانه‌ای ” بود که این ادعای بود که او با تمسک جستن به اختیارات پل کروگمن، مقاله‌نویس جناح چپ نیویورک‌تایمز، به دنبال ثابت کردن آن بود. اگرچه او به‌طور واضحی در خصوص کلیت تروریسم اسلام‌گرا و دیکتاتورها، خصوصاً امثال صدام حسین، سکوت کرده بود، اما پروفسور برند به‌ندرت می‌تواند خشم خود را درمورد آنچه وی به‌عنوان منبع اصلی نزاع در خاورمیانه می‌داند (ایالات‌متحده)، نادیده بگیرد. او گفت: ” اما با فرض وضعیت فعلی منطقه به‌ویژه در عراق و فلسطین / اسرائیل و نقش ایالات‌متحده در این درگیری‌ها، من نمی‌توانم بازه بخصوصی را به یاد بیاورم که چه زمانی تا این حد خشمگین بودم.”

خشم او؟ چه نوع زیر بار مسئولیت نرفتنی، بیشتر از این است که به‌عنوان شهروند و محقق، در مواجهه با گوانتانامو، ابوغریب و فلوجه ساکت مانده است؟ بدیهی است، برند تنها برای “قربانیان ” متهم به تروریسم در عملیات‌های آمریکا برآشفته می‌شود. پروفسور برند، درمورد افراد بی‌گناه واقعی در فلوجه که زرقاوی تروریست به مرگ محکوم کرد و آن‌ها را سر برید، در سکوتی محتاطانه ‌ماند.

همچنین نگاه کنید به: استادان اندرسون، انیجار، بینین، ماساد

تحقیق: یعقوب لاکسین

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=17539

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *