پروفسور گرگوری داواز - خیبر

شماره سی و چهارم:

پروفسور گرگوری داواز

۲۵ فروردین ۱۳۹۸ ۱۶:۰۹

داواز از شیفتگان نویسندگانی است که از نظر او کارهای آنها به منزله جشن گرفتن دیدگاه انقلابی است. داواز در مقاله‌ای که به بررسی کار کورت وونگوت پرداخت و در سال ۱۹۹۸ منتشر شد، اشاره‌ای به آنچه که او به عنوان مشاهدۀ وونگوت توصیف می‌کند کرد «سرمایه‌داری مخلوق هیولا مانند انسان است که باید با سوسیالیسم انسانی جایگزین شود».

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، مدتی قبل کتابی تحت عنوان “صد و یک پروفسور خطرناک” در آمریکا منتشر شد. موضوع این کتاب معرفی صد و یک پروفسور دانشگاهی است که جرم شان سخن گفتن درمورد هولوکاست و یهود در کلاسها و کتابهایشان است. در کنار انتشار این کتاب به اساتید دانشگاه‌های دیگر هشدار داده شده که چون این افراد از خط قرمزها عبور کرده‌اند نباید از آثار آنها استفاده کنید. در مجموع وقتی آزادی نامحدود شود خودش مشکلاتی به وجود می آورد که نهایتاً محدودش خواهد کرد. متن ذیل معرفی «پروفسور گرگوری داواز» یکی از صد و یک پروفسوری است که نویسنده کتاب به آن پرداخته است.

پروفسور گرگوری داواز – Professor Gregory Dawes

دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی

– دانشیار ادبیات آمریکای لاتین و جهان، دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی

– مارکسیست

– معتقد است که کمونیست چین و کوبا موفق به ایجاد دموکراسی سیاسی و اقتصادی شده اند.

گرگوری داواز دانشیار ادبیات آمریکای لاتین و جهان، دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی است. او که خود را به عنوان یک مارکسیست معرفی می‌کند، دیدگاه‌های سیاسیش است که تعیین کننده چهار چوب دوره‌های آموزشی‌اش است. به عنوان مثال در یک برنامه آموزشی برای “ادبیات جهان معاصر” گفت: من تنها شاعران چپگرا و کمونیست مانند-گارسیا لورکا، برتولت برشت، پابلو نرودا، ناظم حکمت و موریل رویکیسر را معرفی می‌کنم.

به عنوان مرجع، به دانشجویان دو لیست از شاعران سیاسی که در همان دوره زندگی می‌کردند ارائه شد، یکی از آن لیست‌ها شامل نام ده‌ها تن از شاعران چپگرا و کمونیست است و دیگری شامل نام چهار متفکر “فاشیست” از جمله الیوت تی اس (که تنها توسط کمونیست چپگرا به عنوان فاشیست از او یاد شده است) و ویلیام باتلر یتس، که یک ملی‌گرای ایرلندی بود (و دو نفر دیگر، عزرا پوند و جوزپه ونارتتی که واقعا فاشیست بودند). هیچ شاعر لیبرال یا محافظه کار یا غیر سیاسی در این لیست وجود نداشت.

داواز یک مجله تحت عنوان  مهاجر سیاسی را ویرایش می‌کند که به تاریخ اجتماعی و ادبیات آمریکای لاتین از دیدگاه “جنسیت و مارکسیست” می‌پردازد. همانطور که او در مقاله‌ای، در نسخه‌ای که بمناسبت افتتاح مجله در سال ۲۰۰۳ چاپ شد توضیح داد، او مجله را برای مبارزه با آنچه که دانشکده‌های ادبیات، در ایالات متحده و اروپا درباره اصول مارکسیسم مورد اهمال قرار داده بودند، تأسیس کرد.

در نظر داواز، مشکل نظریه‌های مدرن علمی مانند پست مدرنیسم، این است که “همه آنها تا حدودی از تجزیه و تحلیل‌های طبقاتی، جنسیتی و یا نژادی اتفاقات تاریخی-اجتماعی مشتق شده‌اند، و تا جایی که من می‌دانم، مارکسیسم مدلی تفسیری است برای اشکالات بنیادین سرمایه‌داری در نادیده گرفتن اساس ذاتی بشری، بوسیله سیستم‌هایی که تساوی انسانها بصورت بیشتری در آنها دیده شده است (سوسیالیسم و کمونیسم) “.

داواز در ادامه نوشت: “این نظریات با دور کردن توجهات از اختلافات طبقاتی مانع از تلاش برای غلبه بر سرمایه‌داری و امپریالیسم شدند.” در همان مقاله، داواز برنامه های مطالعات آمریكای لاتین در دانشگاه‌های آمریكا را به این خاطر که به عنوان “یک مهاجر سیاسی(برنامه‌های مطالعات آمریكای لاتین)” با “مراكز اصلی امپریالیستی” مانند ایالات متحده همرنگ شده‌اند، شماتت کرد. در مقابل، داواز اعلام کرد، این مهاجر سیاسی باید به عنوان “جایگاهی برای چپگرایان مصمم که در حال نوشتن ادبیات و تاریخی هستند که جهان را آنگونه که هست نمی‌پذیرد” خدمت کند.

بخیه زدن سیاست‌های رادیکالی به نقدهای ادبی موضوعی تکراری در نوشته‌های آکادمیک داواز است. داواز در مجله “فرهنگ پسا مدرن” در سال ۱۹۹۱ به این نکته اشاره کرد که “از مهمترین پیشرفت‌ها در مطالعات ادبی در سال‌های اخیر به رسمیت شناختن این موضوع است که آگاهی سیاسی از جهات مختلفی با عمل زیبایی شناختی مرتبط است.”

داواز همچنین “انقلاب فرهنگی” چین و دیکتاتوری کاسترو در کوبا را که هر دوی آنها را “در ایجاد دموکراسی سیاسی و اقتصادی موفق” می داند، ستایش کرد.

داواز از شیفتگان نویسندگانی است که از نظر او کارهای آنها به منزله جشن گرفتن دیدگاه انقلابی است. داواز در مقاله‌ای که به بررسی کار کورت وونگوت پرداخت و در سال ۱۹۹۸ منتشر شد، اشاره‌ای به آنچه که او به عنوان مشاهدۀ وونگوت توصیف می‌کند کرد «سرمایه‌داری مخلوق هیولا مانند انسان است که باید با سوسیالیسم انسانی جایگزین شود».

اوج کار آکادمیک داواز با انقلاب مارکسیستی عجین است. کتاب سال ۱۹۹۳ او، “زیبایی شناسی و انقلاب: شعر نیکاراگوئه، سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰” شعریست بر اساس رساله دکترایش و در مورد مارکسیست با درون مایه ستایش اعضای گروه مارکسیستی نیکاراگوئه.

آخرین کتاب وی، “شعری علیه تاریکی: اشعار و سیاست نرودا”، ادای احترامی است به پابلو نرودا، استالینیست (طرف دار استالین) شیلیایی و کسی که در تمام عمرش کمنیست بود. در این کتاب، داواز نرودا را به خاطر باورهای کمونیستی‌اش ستایش می‌کند، مخصوصا برای “معادل کردن خودش با سرنوشت طبقات که به صورت بالقوه می‌توانست به جامعه طبقاتی پایان دهد”.

داواز علاوه بر کارش به عنوان استاد دانشگاه، فعال برجسته در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی است، که علیه سیاست خارجی آمریکا و بازار آزاد سرمایه‌داری سخن می‌گوید. در ماه مارس سال ۲۰۰۳، داواز در پیمانی علیه جنگ در عراق شرکت کرد. او حتی برای این مناسبت یک سخنرانی  تحت عنوان ” امپریالیسم ایالات متحده و پرونده عراق. ” ایراد کرد.

یک سال پیش از این نیز امپریالیسم در ذهن داواز بود. در اکتبر ۲۰۰۲ در مجمعی که توسط بخش مطالعات آفریقا در ایالت کارولینای شمالی تشکیل شده بود، داواز، که تخصص او ادبیات است، یک سخنرانی با عنوان “جهانی سازی به عنوان امپریالیسم” داشت.

همچنین نگاه کنید به: پروفسور آپتکر، دیویس، فاستر، فور، تارگ

تحقیق: یعقوب لاکسین

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=20530

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *