منافع ملی و الزامات جهانی مسئله فلسطین




منافع ملي يك كشور، فقط در مرزهاي جغرافيايي آن محدود نمي‌شود. لذا دولتها به ميزان هزينه‌هايي كه در كشورهاي ديگر مبذول مي‌دارند، از توان و قدرت تصميم گيري و تأثيرگذاري بيشتري نيز در آينده آن كشور و معادلات منطقه‌اي برخوردار مي‌باشند.



به گزارش سرویس فلسطین و مقاومت پایگاه صهیون پژوهی خیبر، مدت زماني است كه در جامعه اسلامي ايران توسط ابزارهاي رسانه‌اي و دستگاه‌هاي تبليغاتي غرب و نظام سلطه جهاني تبليغ مي‌شود كه با توجه به اوضاع نابسامان اقتصادي مردم ايران و تورم فزاينده‌اي كه در آن وجود دارد چرا جمهوري اسلامي ايران با وجود اين گونه مشكلات خود به مردم فلسطين كمك مالي و حتي از نهضت آن حمايت تسليحاتي مي‌كند،القاء اين نوع تبليغات به مردم ايران هر چند هدفي جز تأمين امنيت پايدار رژيم جعلي صهيونيستي و تداوم سياست‌هاي توسعه طلبانه تروريستي و تجاوزكارانه اين رژيم در منطقه از سوي نظام سلطه جهاني و جلوگيري از پيام جهاني انقلاب اسلامي ايران در بيداري ملل مسلمان منطقه ندارد اما بر بخشي از مردم ناآگاه به مسائل منطقه و يا جريان‌هاي سياسي غربگرا در ايران تأثيراتي داشته است. به جهت تبیین و توضیح این مسئله از استاد دکتر مجید صفاتاج نویسنده، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه درخواست کردیم ایشان به عنوان یکی از پژوهشگران مطرح «مسئله فلسطین» زمانی را به ما اختصاص بدهند تا در رابطه با موضوعات مطرح شده با استاد گفتگویی داشته باشیم؛ ایشان نیز در کمال تواضع درخواست ما را پذیرفتند و کمال همکاری را با پایگاه صهیون پژوهی خیبر داشتند. مصاحبه پیش‌رو یکی از نتایج گفتگوهای این پایگاه با استاد مجید صفاتاج می‌باشد.

 

بخش اول مصاحبه:

چرا جمهوري اسلامي ايران از فلسطين حمایت مي‌كند؟

 

خیبر؛ به نظر شما دولت در جمهوری اسلامی ایران با وجود مسئولیت‌ها و مشکلات فراوانی درونی نظام آیا موظف است وقت، فکر و هزینه خود را در مسائلی مانند موضوع فلسطین صرف کند؟

استاد صفاتاج؛ وجود پاره‌اي از مشكلات و معضلات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و… در سطح كشور، امري واقعي و غيرقابل انكار است كه براي برون رفت از اين وضعيت و دستيابي به وضعيت مطلوب‌تر، تلاش‌هاي مضاعفي لازم است.

در كنار واقعيت فوق، بايد واقعتي ديگر را نيز در نظر گرفت و آن توجه به ساير مسئوليت‌هاي ديني و ملي دولت و نظام اسلامي است. به عبارت ديگر حيطه و گسترة وظايف و مسئوليت‌هاي دولتها، فقط در درون مرزهاي آن كشور محدود نمي‌شود؛ بلكه دولتها جهت دستيابي به اهداف خود در سطح داخلي و بين المللي (از قبيل تأمين امنيت و منافع ملي و تحقق آرمان‌هاي ايدئولوژيك) ناچارند تا محدوده عملكرد و اقدامات خود را به بيرون از مرزهاي بين المللي، گسترش داده و در عرصه معادلات و رقابت‌هاي بين الملل شركت فعال داشته باشند.

امروزه به دليل گسترش ارتباطات و تكنولوژي، جهاني شدن اقتصاد و… كه مرزهاي ملي كشورها را درنورديده است ديگر نمي‌توان حيطه عملكرد و وظايف دولتها را در محدودة مرزهاي آن كشور، تعريف نمود؛ بلكه بر عكس دولتي از توانايي بيشتر در سامان دادن به مسائل داخلي و تأمين امنيت و رفاه در سطح جامعه و تعقيب آرمان‌هاي ايدئولوژيك خود، بهره‌مندتر است كه به صورت فعال، در در مناسبات، معادلات و رقابت‌هاي بين المللي حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سياست خارجي خويش، نقش مؤثري را در تأثيرگذاري بر تحولات منطقه‌اي و بين المللي ايفا كند و از موقعيت‌ها و فرصت‌هاي بين‌الملل، به بهترين نحو جهت پيشبرد اهداف سياست خارجي خود استفاده نمايد.

عوامل شكل‌گيري سياست خارجي كشورهای مختلف

  • ارزش‌ها و اعتقادات
  • زمينه‌هاي تاريخي و فرهنگي
  • ساختار نظام بين‌الملل
  • مشكلات و نيازهاي داخلي

دولت‌ها جهت تحقق اهداف سياست خارجي خود، از ابزارها و تكنيك‌هاي گوناگوني بهره مي‌گيرند؛ ابزارهايي نظير ديپلماسي، حربه‌هاي اقتصادي، نظامي و فرهنگي استفاده صحيح و به موقع از اين تكنيك‌ها، در ميزان موفقيت واحدهاي سياسي بسيار مؤثر است.

درسطح بين‌الملل، سياست خارجي كشوري موفق‌تر و از توانايي بيشتري در پيشبرد اهداف بين‌المللي و تـأمين منافع ملي خود برخوردارتر است كه از توانايي بيشتري در كاربرد تمامي اين ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نياز جهت دسترسي به اهداف خود، از آنها بهره گيرد.

خیبر؛ با توجه به سخنان حضرتعالی حمایت از فلسطین یک مسئولیت و وظیفه بین‌المللی است، آیا دولت موظف است این موضوع را در تمام جوانب پوشش بدهد؟

استاد صفاتاج؛ بخشي از اين حمایت‌ها (مانند مواد غذايي، دارو، پوشاك و…) در شرايط فعلي، حياتي بوده و از مسئوليت‌هاي فراملي دولت اسلامي محسوب مي‌شود.

با توجه به نيازهاي ضروري و حياتي مردم فلسطين و امكانات نسبتاً خوب كشورمان، كمك‌ها محدود بوده و تأثير منفي در روند آباداني و حل مشكلات اقتصادي و معيشتي ما بر جاي نمي‌گذارد. به علاوه نتايج مثبتي را در كوتاه مدت و طولاني مدت، در سطح منطقه‌اي و بين‌الملل، براي كشورمان به ارمغان مي‌آورد. ميزان كمك‌ها وقتي در سطح افراد نگريسته شود، زياد به چشم مي‌آيد (مثلاً صد كاميون)؛ اما همين ميزان در سطح كلان بسيار اندك است، يعني، ارزش مادي آن كمك‌ها براي آحاد ملت، رقم بزرگي است؛ ولي در سطح يك كشور يك رقم جزئي است كه اگر بخواهند همان ميزان كمك را در داخل بين همه مردم آن كشور تقسيم كنند، بسيار ناچيز است.

خیبر؛ با وجود فشارهای اقتصادی بسیاری که هم ‌اکنون وجود دارد آیا این مواضع همچنان باقی می‌مانند؟

استاد صفاتاج؛ فشارها و مشكلات جامعه هراندازه زياد باشد، در برابر وضعيت پيش آمده براي برادران و خواهران آواره فلسطيني و… اصلاً قابل قياس نيست.

مسلمين امت واحده و داراي سرنوشت مشتركي‌اند. استعمارگران همواره در پي جداسازي و تفرقه ميان ملت‌هاي مسلمان‌اند تا از اين رهگذر، سلطه خود را بر جهان اسلام بيشتر استوار سازند. بنابراين اگر ما دست از ياري برادران مظلوم مسلمان خود برداريم، در واقع به پاره سازي امت واحد اسلامي ـ كه هدف دشمنان است ـ كمك كرده‌ايم.

بر اساس روايات اسلامی، همان طور كه كمك‌هاي فردي موجب افزايش نعمت و بركات الهي است، كمك‌هاي اجتماعي نيز چنين است.

از سوی دیگر کمک و حمایت مالی از مردم مظلوم جهان مختص جمهوری اسلامی ایران نیست کما این که ایران در آمار و رتبه بندی کمک مالی به فلسطین جزء بیستمین کشور جهان است؛ امروزه در تمام جهان سرمايه‌هايي براي كمك به جوامع محروم اختصاص داده مي‌شود و در اين حركت انسان دوستانه مسلمانان و جمهوري اسلامي، بايد جلودار باشند.

خیبر؛ حمایت از مردم فلسطین چه اثر مثبت و ملموسی در منافع ملی ما دارد؟

استاد صفاتاج؛ انجام حمايت‌هاي اقتصادي، سياسي و تبليغاتي در حد وسع و توان از ملتهاي مسلمان ديگر ـ خصوصاً فلسطين ـ نه تنها با منافع ملي ما تعارض ندارد؛ بلكه در راستاي تأمين منافع ملي ايران به حساب مي‌آيد؛ زيرا:

اولاً، منافع ملي يك كشور، فقط در مرزهاي جغرافيايي آن محدود نمي‌شود. لذا دولتها به ميزان هزينه‌هايي كه در كشورهاي ديگر مبذول مي‌دارند، از توان و قدرت تصميم گيري و تأثيرگذاري بيشتري نيز در آينده آن كشور و معادلات منطقه‌اي برخوردار مي‌باشند.

ثانياً، حفظ موجوديت، استقلال و تماميت ارضي و امنيتي ملي كشور كه از عناصر كليدي و حياتي تشكيل دهنده منافع ملي است نيازمند صرف چنين هزينه‌ها و كمك به ملت‌هايي است كه در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعيت آن است كه مردم مظلوم و مبارز فلسطين، از ما نيز دفاع مي‌كنند و ما كمترين وظيفه خود (تداركات و پشتيباني) را انجام مي‌دهيم. رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فرمود: «اگر صهيونيست‌هاي افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون ترديد براي سيطره بر مصر و سوريه و لبنان و ديگر كشورهاي خاورميانه وارد عمل مي‌شوند.»[۱]

هسته‌هاي مقاومت و نهضت‌هاي آزادي بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان يكي از مهم‌ترين اهرم‌هاي قدرت براي جمهوري اسلامي است كه ابرقدرت‌ها را ترسانده و موجب بازدارندگي آنها از عملي كردن اقدامات امپرياليستي آنان مي‌گردد و كمك به اين مردم مبارز، به معناي استحكام بخشيدن به سنگرهاي دفاعي خود است.

آينده نگري و تأمين منافع بلند مدت، خود بهترين دليل بر انجام چنين اقداماتي است؛ زيرا آرمان‌ها و اهداف توسعه‌طلبانه رژيم صهيونيستي، هرگز به فلسطين محدود نيست؛ بلكه آنان آرزوي سيطره بر جهان اسلام و خصوصا ام‌القراي آن (جمهوري اسلامي ايران) را در سر مي‌پروراند.

در نتیجه حمایت های جمهوری اسلامی ایران از فلسطین يكپارچگي ما را بهتر حفظ مي‌كند و قدرت جمعي ما را بر دشمنان افزون مي‌سازد و براي مصونيت خود ما از خطرات دشمن مفيد است.

ارسال اين قبيل كمك‌ها مختص ايران نيست؛ بلكه كشورهاي بزرگ جهان (مانند آمريكا) به رغم وجود بسيار مشكلات داخلي، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود، كمك‌هاي بسيار زيادي را به اسرائيل ـ كه واقعاً هيچ بهره‌اي براي ملت آمريكا ندارد ـ ارسال مي‌نمايند. حال آيا روا است كه كشورهاي اسلامي از انجام كمترين وظايف ديني و انساني خود در قبال مشكلات مردم فلسطين و ساير جهان اسلام دريغ ورزند؟

از طرف ديگر با توجه به واقعياتي چند  از قبيل وجود مرزبندي‌هاي بين‌المللي، حفظ و تقويت نظام جمهوري اسلامي ايران، ارائه الگويي نمونه بر اساس اصول و ارزش‌هاي اسلامي و…توجه به نيازهاي داخلي نيز حائز اهميت است. حال اگر زماني بين نيازهاي داخلي و خارجي، تزاحم به وجود آمد؛ رعايت اصول اهم و مهم، ضروري مي‌نمايد؛ مثلاً اگر در كشورهاي ديگر، مسلماناني نيازمند به ضروري‌ترين نيازهاي حياتي (از قبيل غذا، دارو، پوشاك و…) باشند؛ بدون شك نمي‌توان نيازمندي‌هاي غير حياتي و كم اهميت‌تر داخلي را اولويت داد؛ چون مسأله زندگي و حفظ جان مسلمانان در ميان است.

به بيان ديگر، حاكم اسلامي با كمك گرفتن از متخصصان و كارشناسان و با درك شرايط و مقتضيات زماني و مكاني، بايد مشخص كند كه اولويت با رفع نيازهاي داخلي است و يا نيازهاي خارجي یا اين كه نسبت به هر يك، چه مقدار بايد اهتمام ورزيد و براي ان سرمايه گذاري كرد.

از ديگر سو مردم ما كه با واقعيات و الزامات جهاني، روش‌هاي پيشبرد اهداف سياست خارجي و تأمين امنيت و منافع ملي و… آشنايي دارند و از همه مهم‌تر وفاداري عميقي به تعهدات ديني دارند مثبت بودن اعطاي چنين كمك‌ها و سرمايه‌گذاري‌ها را تصديق مي‌كنند و در اين زمينه همكاري و مساعدت جدي با دولت به عمل مي‌آورند. بنابراين در ضمن تلاش جدي براي رفع مشكلات داخلي، بايد توجه داشت كه اين قبيل مشكلات و معضلات، نمي‌تواند توجيه كننده كناره‌گيري و بي توجهي ايران، از وضعيت نابسامان ساير مسلمانان و اهداف سياست خارجي خود باشد؛ بلكه همراه با انجام وظيفه برون مرزي خود، بايد به حل مشكلات درون نيز پرداخت.

[۱]  دیدار فرماندهان سپاه با فرمانده کل قوا ۲۴/۶/۱۳۸۲

 

تهیه و تنظیم: مجید رحیمی