یهودی ستیزی بهانه ای برای سرودن دوباره تاریخ - خیبر

یهودی ستیزی بهانه ای برای سرودن دوباره تاریخ

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۰۶:۲۵

شاید در زمان‌های گذشته چنین بوده باشد ولی در دنیای مدرن امروز این یهودیان هستند که از بهترین جایگاه‌های اجتماعی برخوردارند. آنها بر انواع رسانه‌های شنیداری و دیداری حکومت کرده و تاثیرگذارترین افراد بر مردم جهان هستند. آن‌ها با تکیه بر مظلوم‌نمایی حاصل از تاریخ ادعا کردند که هیچ‌گاه نتوانسته‌اند یک ملت و کشوری برای خود داشته باشند. آن‌ها به همین بهانه فلسطین را اشغال کرده و هزاران نفر را قتل عام کردند.

به  گزارش سرویس تاریخی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، یهودیت از جمله ادیان ابراهیمی با قدمت طولانی است که اگرچه در گذشته یک مذهب بود ولی به مرور زمان با تحریف و نوع عملکرد مذهبی متدینین آن، بیش از آنکه یک مذهب باشد به یک نژاد یا قوم مبدل شده است. تاریخ در بسیاری از موارد صحبت از ظلم و ستم یهودیان به میان آورده تا آنجا که نه تنها خود یهودیان بلکه بسیاری از مردم جهان به این امر معتقد شده‌اند که در طول تاریخ یهودیان مورد ظلم قرار گرفته‌اند.

شاید در زمان‌های گذشته چنین بوده باشد ولی در دنیای مدرن امروز این یهودیان هستند که از بهترین جایگاه‌های اجتماعی برخوردارند. آنها بر انواع رسانه‌های شنیداری و دیداری حکومت کرده و تاثیرگذارترین افراد بر مردم جهان هستند. آن‌ها با تکیه بر مظلوم‌نمایی حاصل از تاریخ ادعا کردند که هیچ‌گاه نتوانسته‌اند یک ملت و کشوری برای خود داشته باشند. آن‌ها به همین بهانه فلسطین را اشغال کرده و هزاران نفر را قتل عام کردند.

شما در دنیای امروز می‌بینید این یهودیان که تا دیروز از انگیزیسیون و عدم آزادی عقیده شکایت می‌کردند با قدرت رسانه‌ای و جایگاه اجتماعی که دارند اجازه اظهار نظر درباره رفتار خود را به هیچ کس نمی‌دهند.آنها با برجسته کردن بخشی از تاریخ، به منتقدان خود تهمت یهودی ستیزی می‌زنند. لذا در این مقاله بر آنیم تا بعضی از موارد یهودی ستیزی در تاریخ را بررسی کنیم، تا معلوم شود این یهود ستیزی ادعا شده، واقعی است یا نوعی مظلوم نمایی؟

مساله اسارت و هجرت یهودیان

در قرن هفتم قبل از میلاد، یهود دارای حکومتی کوچک، تحت فرمان امپراطوری آشور و مصر بود. بعد از اینکه امپراطوری آشور رو به افول نهاد، ایرانیان با قبایل کلدانی و سامی متحد شده، به فرماندهی بخت النصر علیه این دو امپراطوری شوریدند.

جالب است بدانید بخت النصر به هنگام تصرف بابل، اصلاً متعرض دولت یهود نشد و تنها این دولت باید از این پس به جای مصر به بابل خراج خود را پرداخت می‌کرد. دولت یهود تحت فرمان شخصی به نام «یهویاقیم» از نسل داوود بود که بیش از سه سال تابع حکومت بخت النصر نبود.

او به دلیل دلبستگی که به دولت مصر و فرهنگ آن داشت به فرمان دولت مصر طغیان کرد. بخت النصر نیز در تاریخ ۵۹۸ ق.م به فلسطین لشکر کشی کرد و سران یهود و فرزند «یهویاقیم» را از حکومت خلع کرده و به بابل تبعید نمود. در این داستان هیچ مظلوم نمایی صورت نگرفته است، چرا که اولاً این رفتار بخت النصر به دلیل بد عهدی خود یهودیان بوده، ثانیاً یهودیان ادعا می‌کنند که بخت النصر یهودیان را اسیر و مجبور به مهاجرت به بابل کرده است.

این درحالی است که طبق برخی از منابع تاریخی بخت النصر تنها اشراف و زرسالاران صاحب منصب را به بابل تبعید کرده نه همه یهودیان را. علاوه بر این هجرت همراه با عزت و احترام و تشریفات بوده نه با اسارت و خفت و خاری. جدای از این مطالب اگر یهودیان مجبور به هجرت شده بودند چرا بعد از فتح بابل به دست کوروش، همه آنها به سرزمین مادری خود بازنگشته و تنها عده کمی از آنها تصمیم به بازگشت گرفتند.

 

 انگیزیسیون یا دادگاه تفتیش عقاید

یکی دیگر از موارد تاریخی که یهودیان از آن برای مظلوم‌نمایی استفاده می‌کنند دستگاه تفتیش عقاید کلیسا، در زمان حاکمیت کلیسا است. اما در ابتدا باید درباره علت تشکیل این دادگاه صحبت کنیم. طبق آنچه که در برخی منابع تاریخی آمده است، با گسترش دین مسیحیت در اروپا و غرب، جو اجتماعی و حکومتی حاکم باعث شد تا پیروان سایر ادیان برای خلاصی از فشارهای حکومتی و اجتماعی مجبور به تقیه یا تغییر مذهب خود شوند.

در این بین برخی یهودیان با مسیحی شدن توانستند به برخی از جایگاه‌های اجتماعی و حکومتی که تا قبل اجازه دسترسی به آن را نداشتند برسند. بعد از مدتی بزرگان کلیسا متوجه شدند این یهودیان که تا دیروز در اجتماع جایگاه ویژه‌ای نداشتند، اکنون در کنار آنها قرار گرفته‌اند و عده زیادی از آنها واقعاً تغییر مذهب نداده و ظاهراً مسیحی شده‌اند. لذا برای شفاف سازی این نوکیشان چنین دادگاهی به راه انداختند. این کار باعث شد تا تعداد زیادی از یهودیان مجبور به مهاجرت شده  و یا زنده در آتش سوزانده شوند.

اما حقیقت داستان چیست؟

برای پرده برداری از این حقیقت یا دروغ ساختگی باید گفت که کسی اولین بار ایده انگیزیسون یا دادگاه تفتیش عقاید را مطرح کرد، یک کشیش یهودی الاصل به نام «آلفونسو اسپینا» بوده است. حتی مسئولیت رسیدگی به این دادگاه‌ها بر عهده دو فرد یهودی، به نام‌های «توماس تورکوئه مدا» و«دیه گو مزا» بود که  مسیحی شده بودند. شاید بپرسید این افراد طبق دین جدید خود رفتار کرده و یا اصلاً اگر آنها به دین خود وفادار بودند، چرا هم‌کیشان خود را کشتند؟

در پاسخ باید بگویم با توجه به فشار جامعه مسیحی بر یهودیان که برگرفته از برخی رفتارها و عقاید جامعه یهودی بود، برخی از آنها تغییر مذهب داده و به ظاهر مسیحی شدند. این امر به قدری واضح است که حتی در «جودائیکا»۱ یا دایرة المعارف یهود چنین آمده است: «بخش مهمی از مارانو‌ها،۲ یهودیان مخفی بودند که به شدت به یهودیت وفادار بودند.» همین یهودیان وفادار به مرور زمان در دربار و کلیسا نفوذ کرده و دادگاه تفتیش عقاید را به راه انداختند. اما سوال اینجاست که چرا علیه هم‌کیشان خود؟

اگر کسی به آمار افراد کشته شده و کسانی که مجبور به مهاجرت شده‌اند دقت کند، متوجه می‌شود که اغلب آنها مسلمان هستند نه یهودی. طبق نقل دایرة المعارف یهود، تعدا قربانیان دادگاه تفتیش عقاید چیزی حدود ۳۱ هزار نفر می‌باشد که با توجه به اختلاف زیاد آمار مسلمانان با یهودیان، چیزی حدود سه تا چهار هزار نفر یهودی در این ماجرا قربانی شدند.

با توجه به عقاید تحریف شده یهودیان و دشمنی دیرینه آنها با مسلمانان جای تعجبی ندارد که  چرا این کار را با مسلمانان انجام داده‌اند اما چرا با یهودیان هم کیش خود اینگونه رفتار کردند؟ در آن دوران در میان یهودیت جریانی با عنوان «قرائیون» آغاز شده بود که با سنت‌های انحصاری یهود و عدم ارتباط با بیگانگان مخالف بود. آن‌ها تنها به عهد عتیق و متون اصلی خود پایبند بودن و کتاب تلمود و سنت شفاهی را انکار کرده و با آن مخالف بودند.

زرسالاران و اشراف یهود که این جریان را مخالف مطامع و اهداف خود می‌دیدند بر ردّ عقیده آن‌ها چند کتاب نوشتند و در نهایت با برپایی این دادگاه‌ها آنان را از میدان خارج کردند. در نهایت زرسالان و الیگارشی یهود به هدف خود رسیدند یعنی؛ هم با اسلام در شبه جزیره ایبری مقابله کرده و هم با کشتن «قرائیون» مظلومیت آن‌ها را به نفع خود مصادره کردند.

گتو؛ زندان یا حصر خودساخته

«گتو» به محله‌هایی می‌گفتند که ساکنان آن از یک قوم یا مذهب باشند. در اروپا بر محله‌های یهودی نشین، چنین اسمی می‌گذاشتند. اولین گتو در شهر «ونیز» ایتالیا در تاریخ ۱۵۳۶م شکل گرفت. ولی چرا برای یهودیان همچنین محله‌هایی را در نظر گرفته بودند. بنابر آنچه یهودیان از تاریخ نقل می‌کنند؛ یهودیان همواره انسان‌های با استعدادی بودند که به سرعت در مسائل اقتصادی و مناصب اجتماعی رشد می‌کردند و این امر باعث حسادت دیگران نسبت به آنها می‌شد.

از طرف دیگر دنیای مسیحی به دلیل دخالت آن‌ها در مصلوب کردن حضرت مسیح و همچنین برخی عقاید و شایعه‌پراکنی‌ها که علیه آنان صورت می‌گرفت از آنان متننفر بودند. همچنین عامل دیگر اخذ ربا توسط یهودیان بود که باعث انزجار ببیشتر مسیحیان نسبت به آنان می‌شد. یهودیان در این مورد مدعی هستند که اخذ ربا به دلیل تحریم اقتصادی پاپ و کلیسا بوده و آنان چاره‌ای جز این کار نداشتند.

در ردّ این مظلوم‌نمایی و دروغ تاریخی باید گفت؛ در زمان احداث گتوها، وضعیت اقتصادی آن‌ها با هم متفاوت بود. برخی دارای مردمی ثروتمند و مرفه بودند و برخی دیگر فقیر، علاوه بر آن در همین زمان عده‌ای از یهودیان دارای مناصب حکومتی در دربار آن زمان بودند. پس نتیجه می‌گیریم یهودیان آنقدر هم که درتاریخ اغرار گویی شده، تحت فشار نبوده‌اند.

اما درباره عقاید آن‌ها که نشات گرفته از کتب دینی آن‌هاست باید گفت آنان طبق کتاب تلمود معتقدند؛ غیر یهودیان فرزندان شیطان هستند. در جنگ غیر نظامیان راباید کشت و آنان با سگان برابرند. گناه زنا تنها با زنان یهودیست نه با غیر یهودیان. ربا تنها با یهودیان حرام است و گرفتن آن از غیر یهودیان بلا اشکال بلکه واجبست. آنان فرزندان و قوم برگزیده خدا هستند و خلقت سایر انسان‌ها برای خدمت به یهودیان می‌باشد. این عقاید خشم جامعه مسیحی علیه یهودیان را برمی‌انگیخت.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=2089

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *