یهود شناسی تاریخی (5) - خیبر

دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی:

یهود شناسی تاریخی (۵)

۰۷ آذر ۱۳۹۷ ۱۸:۴۰

شما سیر تاریخ را که ببینید: نوعاً پزشکان سلاطین، یهودی‌ها بودند و می‌دانید پزشک سلطان چقدر درآمد دارد. نوعاً ادویه‌گران و داروگران یهودی بودند و می‌دانید تجارت دارو چه تجارت پرسودی است. نوعاً بازار طلای دنیا دست این‌ها بود. واقعا کسی هم اصلا روی ثروت موجود یهود مطالعه نمی‌کند، چون نمی‌گذارند. شما گزارش‌هایی که درباره این برج‌های دوقلو که در نیویورک منفجر شد را ببینید، این برج‌ها برج‌های تجاری آمریکا بود و در آنجا می‌خواستید هر جنسی را تهیه کنید در آنجا دفتر داشتند، گفتند ۸۰ یا ۹۰ درصد این برج برای یهودی‌ها بوده است. بسیاری از کشورها این روزها از اینکه با ما همکاری می‌کنند حراسشان از این است که می‌گویند ثروت‌های ثروتمندان یهودیان در اینجاست و اگر ثروت‌هایشان را از اینجا ببرند برای ما سخت می‌شود.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، اولین دوره صهیونیسم شناسی که تابستان سال ۱۳۹۷ در قم با حضور طلاب و فضلای علاقه‌مند و با تدریس برجسته‌ترین اساتید این حوزه برگزار گردید یکی از بهترین دوره‌ها در این زمینه است که ماحصل آن در مطلب ذیل تقدیم علاقه‌مندان می‌گردد. امیدواریم با مطالعه این مطلب مسائل روز مبتلابه جمهوری اسلامی و جهان تشیع و بلکه جهان اسلام با دشمن قدّار صهیونیسم بر همگان روشن گردد و با توجه ویژه به امر خطیر دشمن شناسی، نقشه‌های شوم دشمنان را از قبل تشخیص داده و نسبت بدان موضع‌گیری‌های جدی و کارآمد صورت گرفته و با اخذ تصمیمات درست و موضعگیری‌های صحیح و به‌هنگام از هرگونه نفوذ و ایجاد انحراف در مسیر حق جلوگیری گردد. متن حاضر مباحثی است که «حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی طائب» در دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی در تابستان ۹۷ ایراد فرمودند:

 

استدلال بر اینکه بنی‌اسرائیل یک نماد و یک آیینه برای مؤمنین است
به خاطر اینکه در آنجا خداوند متعال بارها و بارها فرمودند: به این‌ها گفتیم اگر مؤمن باشید این‌گونه است. معلوم می‌شود شما را با این ایمان قبول داشته است. حضرت موسی (علیه‌السلام) بارها و بارها به این‌ها گفتند: ایمان بیاورید! حضرت موسی (علیه‌السلام) بارها و بارها این‌ها را سرزنش کردند به خاطر اینکه ایمان نمی‌آوردند و بالاترین آیه آن است که خداوند متعال فرمودند: موسی به آن‌ها گفت «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ »، دقت کنید بازهم اینجا خطاب با قوم است. می‌گوید به قوم داده بودم الآن این حرف‌ها را می‌زنند که می‌گویند آقا خودتان در قرآن گفتید که خدا در قرآن گفته است حضرت موسی (علیه‌السلام) به این‌ها بگو: «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ » برای شما قوم نوشته است. خب در اینجا اگر تتمه را دقت کنند متوجه می‌شوید که اینجا مراد قوم به‌عنوان قوم نبوده است بلکه به‌عنوان مؤمن بوده است. چرا؟ «وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ» برنگردید و تمرد از دستور الهی نداشته باشید.

«فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» اگر برگردید زیانکار می‌شوید. زیانکار در این عالم کیست؟ زیانکار در این عالم کسی است که به حرف خدا عمل نکند. پس معلوم می‌شود شما به‌عنوان ایمانتان این موقعیت نصیبتان شده بود؛ و الا اگر بازگردند چرا فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ و چرا شهر را از دست می‌دهند؟ خب حالا یهود خطاب به حضرت موسی (علیه‌السلام)، «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا» ای موسی ما نمی‌آییم. حضرت موسی (علیه‌السلام) گفت خدایا نمی‌آیند. من و برادرم هستیم می‌خواهی؟! خداوند گفت نه. حضرت موسی (علیه‌السلام) به خداوند گفت پس من را از این‌ها بگیر چون دیگر نمی‌خواهند مؤمن باشند، وقتی‌که نمی‌خواهند مؤمن باشند من با بنی‌اسرائیل کاری ندارم من با مؤمنین کاردارم. همین‌که قرآن می‌گوید «فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ» معلوم می‌شود مخاطب حضرت موسی (علیه‌السلام) بنی‌اسرائیل به‌عنوان نژاد نبوده است بلکه بنی‌اسرائیل به‌عنوان این‌که این‌ها بخواهند ایمان بیاورند، وقتی می‌گویند ما به تو ایمان نمی‌آوریم، می‌گوید شما را به خیر و ما را به‌سلامت! گفت «فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ». خدای متعال فرمودند: «قالَ فَإنّها مُحَرّمَةٌ عَلَيهِم أربَعينَ سَنَةً يَتيهُونَ» گفت چهل سال عقب افتادید. اگر برای این قوم بود چرا چهل سال عقب افتاد؟ اگر برای قوم بود. معلوم می‌شود برای قوم نیست برای این قوم به صفت ایمان است. چون به ارتداد افتادن ورود هم عقب افتاد.

 

تفاوت فلسفه گروه یهود با کافران
در خود زبورشان هست. یهودیان قبل از اینکه ورود در قرآن کنند این افکار را برای خودشان درست کرده بودند. پس بنابراین یهود کل الارض را می‌خواهند. خب حالا ما غیر از یهود جریانی داریم که کل الارض را بخواهند؟
ما غیر از یهود جریانی داریم که کل الارض را بخواهند؟ آیا می‌توانیم بگوییم مشرکین کل الارض را می‌خواهند؟ آیا مشرکین کتابی دارند که ما خواسته‌هایشان را از داخل آن دربیاوریم؟ مشرکین مکه کتاب داشتند؟ مشرکین مکه، مکه را هم به‌زور ادعا داشتند! مشرکین در هند چطور؟ در هند کتابشان چیست؟ اوپانیشادها. آیا شما در اوپانیشادهاهیچ جایی می‌بینید که گفته باشد زمین مال شماست و باید بروید و آن را بگیرید؟ اصلاً. مثلاً مگر این ادیان شرک گونه در هند باکسی دعوا دارند؟ اصلا آن‌ها اهل دعوا هستند یا اهل گوشه‌گیری و ذکر و…؟ ما جایی که شرک یک جریان مدون و مبین و حساب‌شده ارائه بدهد نداریم. پس بنابراین ما این شرک را چطور بشناسیم؟ از طریق قرآن. قرآن درباره‌ی مشرکین چی می‌گوید؟ این سوره‌ی کافرون کجا نازل‌شده؟ زمانی که پیغمبر با یهودیان حرف می‌زد یا زمانی که با مشرکین حرف می‌زد؟ با مشرکین مکه. «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ. لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ. وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ. لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» درباره‌ی این است که آمده‌اند و گفتند بیایید نصف نصف. نصف تو نصف ما. شما بت‌های ما را قبول کنید و ما هم خدای تو را قبول می‌کنیم. نصف لی و نصف له. پیامبر پاسخ داد که این حرف‌ها نیست و من تمامیت می‌خواهم. تو هم نمی‌توانی نصف نصف؛ یعنی آن‌ها فعلا ادعای کل را ندارند. ولی ما می‌بینیم که یهود نصف نصف ندارد و یهود می‌گوید همه مال من است و تو باید از بین بروی. برای همین خداوند اول یهود را می‌گوید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ» اولین مطلبی که ما باید از یهود می‌شناختیم چه بود؟ هدفشان.

دشمن‌شناسی و طبقه‌بندی انواع دشمن
در حقیقت واژه «ناس» را کل کسانی که بر روی زمین زندگی می‌کنند در نظر گرفته شده است. شما می‌خواهید دشمنی این‌ها علیه مؤمنین را طبقه‌بندی کنید. شما بر روی زمین دشمن دارید و می‌گویید اشد آن‌ها کدام است؟ اول یهود. شما اگر یهود را بزنید از زمین نابود کنید چراغ مشرکین هم خودبه‌خود خاموش می‌شود. شما اگر جنگ‌های صدر اسلام را ببینید تمام آن‌ها اکثراً به تحریک یهود انجام‌شده است. چراغ جنگ را آن‌ها روشن نگه می‌داشتند به همین جهت می‌گوید این مشرکین ابزاردست قوی این‌ها هستند.

شدیدترین دشمنان
وجه شدت را می‌گویم وگرنه شدیدتر بودنش را که فهمیدیم. وجه اشّدیت چیست؟ ببینید ما دشمن‌شناسی داریم. اولویت‌بندی غیر دشمن‌ نیز داریم. اصل دشمنی را باید تبیین کنیم. دشمن کیست؟ دشمن کسی است که یا نابودی اصلت را بخواهد یا متوجه منافع تو باشد. یک دشمن‌داریم می‌خواهد اصلاً من را از بین ببرد. یک دشمن‌داریم نمی‌خواهد من را اصلا از بین ببرد. بلکه می‌خواهد منافع من را از بین ببرد ولی من را می‌خواهد نگهدارد؛ خب دشمن این است و حالا اگر ما دریکجایی آمدیم مواجه شدیم و دیدیم یک تیپی از دشمن هست ولی توان مقابله با همه‌ی این‌ها را ما الآن نداریم باید چه کنیم؟ اینجا می‌گویند بیایید اولویت‌بندی کنیم. کدام‌یک اولی هستند فعلاً نقطه مقابله را با او بگذاریم و مابقی را با رفتارهایی سرکار بگذاریم. از این فارغ شدید آنگاه سراغ دیگری بروید. ما بر چه اساسی اولویت‌بندی کنیم. عقلا می‌گویند دشمن را در چهار مقوله ارزیابی قرار دهید. هرکدام در این چهار مرحله عدد بالاتری آوردند.
این چهار مقوله چه هستند؟۱-هدف ۲-امکانات ۳-آموزش ۴-انگیزه. بیاید در این چهار مقوله دشمن را ارزیابی کنید و هرکدام نمره‌ی بالاتری آورد اول سراغ او بروید. اولی می‌خواهد تو را از صفحه‌ی زمین بردارد. دومی می‌خواهد پول‌های جیبت را بزند. سومی می‌خواهد تو را فحشت بدهد. چهارمی می‌خواهد یک سیلی بزند تو گوشت و فرار کند.

نمره می‌دهیم. می‌گویم اولی ده است. اگر مال از جان مقدم نباشد. خوب بعضی‌ها اموالشان براشون ارجح است. اولی می‌خواهد مارا بکشد.‌ آن یکی می‌خواهد جیب ما را بزند. یکی دیگر می‌خواهد با چوب به سر ما ضربه وارد کند. آن‌ یکی هم می‌خواهد ما را فحش دهد. این می‌شود هدف.
دوم امکانات: این‌ها هرکدام چی دارند. کسی که می‌خواهد مارا بکشد امکاناتش را دارد یا نه؟ به پول هم نمره می‌دهیم.
سه: دشمن آموزش دیده یا نه، امکانات دارد می‌تواند از این امکانات استفاده کند. برای مثال نگاه ‌کنید یکی می‌خواهد تو را بکشد و یک مسلسل هم‌ در دستش گرفته است اما نمی‌فهمد سروته مسلسل کجا است؟ لوله را گذاشته است بر روی قلب خودش و قنداقِ را سمت شما گرفته است. البته همیشه هم این‌جور نیست! زمانی می‌بینیم که یک نفر تفنگ در دست گرفته است و بلد نیست و کسی که بلد است از جلوی آن‌کسی که بلد نیست فرار می‌کند، چون کسی که بلد است دقیق می‌زند ولی آن‌کسی که بلد نیست هدف نمی‌گیرد.

برای اولویت‌بندی چهار ملاک وجود دارد؛
۱٫ هدف کلی که هدف خاص است، ۲٫ امکانات، ۳٫ آموزش و ۴٫ انگیزه.
خیلی مواقع کسی دشمن ماست و دارای هدف عمیق و دارای امکانات و آموزش است ولی فعلاً انگیزه‌ای برای اقدام ندارد. در این چهار زمینه شما نمره می‌دهید و هرکسی بر اساس نمره، دشمن برتر می‌شود. وقتی خداوند متعال نام یهود را بین اَعدا اول می‌آورد در حقیقت اینجا در بیان اصل دشمنی نیست، بلکه در بیان اولویت‌بندی است. در سوره مائده، دلیل تاکید بر دشمنی را اینگونه بیان می‌کند «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ» ولی در ادامه می‌فرماید: «وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا» شما این آیه را در کنار آیات سوره بقره بگذارید، «وَ لَنْ‌ تَرْضَى‌ عَنْکَ‌ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَى‌ حَتَّى‌ تَتَّبِعَ‌ مِلَّتَهُمْ‌» یهود و نصارا از تو راضی نمی‌شوند مگر زمانی که شما تابع آن‌ها آنجا می‌گوید آن‌ها هرگز راضی نمی‌شوند ولی در اینجا می‌گوید بهترین دوست برای تو «وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا» تناقض نیست؟ ازیک‌طرف می‌گوید این‌ها اعدا هستند و از شما راضی نمی‌شوند «لن ترضی» و از طرفی دیگر می‌گویید «أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا »؛ جمع بین این دو آیه چیست‌؟ این‌که آن آیات در بیان اصل دشمنی یهود، درزمینهٔ دشمن‌شناسی است. بدانید دشمنانتان در جهان چه کسانی هستند؛ یهود، نصارا، مشرکین، این سه گروه دشمن هستند و دلیلش این است. دلیل دیگر این است که این سه را در یک کلمه جمع کرده است به‌عنوان الذین کفروا! در کجا جمع کرده است؟ در آن آیه‌ای که گفت: «مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ…» الذین کفروا را آمد تبیین کرد، الذین کفروا چه کسانی هستند؟ اهل کتاب که یهودی‌ها و مسیحی‌ها می‌شوند، وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا که این‌ها هم مشخص هستند، در آیه سوره نساء فرمود «وَدَّ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْكُم مَّیْلَةً وَاحِدَةً» در آن آیات در بیان اصل دشمنی است، در بیان اصل اهداف است.

تفاوت سبک دشمنی با یهودیان، با دشمنی با مسیحیان
در سوره مائده به دنبال اولویت‌بندی است، من گفتم که این‌ها دشمن هستند اما در دشمنی درجه اول یهود است، به دنبال یهود مشرکین، «جاء زیداً و عمرواً» آن‌قدر دشمنی این دو گروه بالا است که اگر قیاس کنید، دشمنی مسیحیان یعنی نصارا نسبت به این‌ها دوستی محسوب می‌شود. چون مدل دشمنی آن‌ها مدلی هست که اگر قیاس به این‌ها بگیرید آن دوست هست، می‌توانید رامش کنید الآن عملیات انجام ندهید، ذات و پیکره این‌گونه است، ذات و پیکره طوری ست که فعلاً هدف آن جنگ ‌و دعوای بالفعل نیست که اگر نسبت به آن‌هم از سلاح و مهمات غافل شوید نابود می‌شوید. یک ظرافتی را در اینجا دقت کنید، سلاح و مهمات در برابر مسیحیان به‌عنوان مسیحی، از سلاح و مهماتی که در برابر یهود نیاز دارید متفاوت است، شما اگر بروید در بین مسیحیت و شروع کنید از امام حسین گفتن و از اینکه مظلومانه شهید شد، می‌توانید این‌ها را همچنین رام کنید، چون ذات و پیکره تعالی‌شان محبت است و هرچقدر به کربلا و امام حسین نزدیک‌تر شوید غرق در محبت او می‌شود و تغییر هویت می‌دهد؛ اما اگر پیش یهود از امام حسین بگویید هرچه که بگویید او بدتر می‌شود، مگر اینکه یک حادثه‌ای چیزی، پیش بیاید.

یهودشناسی امروز، مقدمه‌ای بر صهیونیسم شناسی
پس بنابراین، خداوند متعال فرمود که یهود اشد اعدا است و آن‌ها را باید در چهار محور بررسی کنید: ۱- یهود چه چیزی می‌خواهد؟ ۲- یهود به چه میزان امکانات دارد؟ ۳-یهود چقدر بلد است؟ ۴- چقدر انگیزه دارد؟ اگر می‌خواهید صهیونیست ‌شناسی کنید؟ برسید به یک مبنای صهیونیسم‌ شناسی درست؛ اول باید یهودشناسی درست کنید و اگر یهودشناسی درست انجام دهید آن‌وقت متوجه می‌شوید چرا باید در این روز صهیونیست از صفحه روزگار محو شود.
۱٫هدف: در باب هدف گفته شد که هدف این‌ها کل عالم است؛ در کتابخانه بزرگ اورشلیم ۱۲۰ تلمود وجود دارد به شکل متفاوت که تفسیر تورات است و نه در خود تورات موجود به معنی الاعم و الاخص. بروید ببینید که راجع به قدس و قدس الاقداس چه می‌گوید؟ چه تکلیفی بر دوش این‌ها می‌گذارد؟

راجع به سرزمین‌ها چه قضاوتی می‌کنند؟ کلمه نیل تا فرات در تورات هست یا نیست؟ کلمه لبنان در این تورات به‌کاررفته یا نه‌؟ بروید ببینید این‌ها در آنجا فراخوان شده است، در همان‌جا گفته شد یهودیان باید این کار را کنند.
۲٫امکانات: منتها از طرف قدرت، امکانات این‌ها چقدر است‌؟ چقدر برای این اهداف امکانات جمع کرده‌اند؟ یهودیان تلاش بر این دارند که اهداف‌شان‌همیشه پنهان بماند، همیشه تلاش داشتند که امکاناتش آن‌هم پنهان بماند و قومی ضعیف و قومی نالان و قومی درمانده معرفی شوند. همیشه قیافه آن‌ها قیافه فقیر است، درحالی‌که ازنظر امکانات بسیار دارا هستند. شما تاریخ مدینه را وقتی می‌خوانید می‌بینید بازار طلای مدینه دست یهودیان بود، غنی‌ترین و پردرآمدترین کار برای طلا است. وقتی خیبر فتح می‌شود چقدر از خیبر پول می‌آورند که اوضاع اقتصادی مدینه را متحول می‌کند؟! شما درباره فدک چی می‌گویید؟ این کشت و صنعت با آن عظمت برای یهودیان است! شما تقریباً در آن زمان یکجایی که کشت به این وسعت و با این نظم داشته باشد در تاریخ نمی‌بینید!
شما سیر تاریخ را که ببینید: نوعاً پزشکان سلاطین، یهودی‌ها بودند و می‌دانید پزشک سلطان چقدر درآمد دارد. نوعاً ادویه‌گران و داروگران یهودی بودند و می‌دانید تجارت دارو چه تجارت پرسودی است. نوعاً بازار طلای دنیا دست این‌ها بود. واقعا کسی هم اصلا روی ثروت موجود یهود مطالعه نمی‌کند، چون نمی‌گذارند. شما گزارش‌هایی که درباره این برج‌های دوقلو که در نیویورک منفجر شد را ببینید، این برج‌ها برج‌های تجاری آمریکا بود و در آنجا می‌خواستید هر جنسی را تهیه کنید در آنجا دفتر داشتند، گفتند ۸۰ یا ۹۰ درصد این برج برای یهودی‌ها بوده است. بسیاری از کشورها این روزها از اینکه با ما همکاری می‌کنند حراسشان از این است که می‌گویند ثروت‌های ثروتمندان یهودیان در اینجاست و اگر ثروت‌هایشان را از اینجا ببرند برای ما سخت می‌شود.
شما امروز، رسانه در کل عالم، چه تکنولوژی و چه نرم‌افزار دست کیست؟
رسانه‌ها تعیین‌کننده نقل‌وانتقال ثروت هستند. شما با رسانه می‌توانید یک جنس بی‌ارزش را در دنیا بفروشید، رسانه دست آن‌هاست! هم نرم‌افزار آن و هم سخت‌افزار، یک‌دفعه می‌بیند در اخبار می‌گویند فلان دانشمند در فلان کشور کشف کرده که خوردن روزانه ۴ چایی برای قلب خوب است! چون یک‌دفعه می‌بینید تمام رسانه‌‌‌های دنیا این را می‌گویند، می‌بینید چایی روی دست تجار آن‌ها مانده است و چقدر از آن ساختند و بردند و تمام دنیا را به خوردن چایی وادار کردند تا اینکه چایی‌شان را فروختند. یک روز می‌بینید که کشف می‌شود فلان دارا ضرر دارد و از رده خارج می‌شود، آن دست از تجارت پیشه آن‌ها داروی جدیدی آورده و داروی جدید سود بیشتری دارد و به دفعه نقص این را رسانه‌ای می‌کند و می‌رود وکنارگذاشته می‌شود و داروی جدید به فروش می‌رسد.
‌۳. آموزش: غول رسانه دست این‌هاست، با تجارت دنیا به ‌آسانی بازی می‌کنند درحالی‌که شما نگاه می‌کنید می‌بینید که این‌ها نوعا به‌عنوان فقرا مطرح هستند. آموزش! خیلی بلد هستند! قرآن شاید به چند فقره‌اش اشاره‌کرده و ما دقت نکرده‌ایم «وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً» یعنی چی چیزی؟ یعنی وقتی این عصا را زد از دوازده جانب این سنگ آب شروع به پمپاژ کردن کرد، گفت بروید آب بخورید، گفت نه از هر مسیر برای یک دسته است، این حق دارد از اولی بخورد ولی دیگری حق ندارد از دیگری بخورد.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=15638

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *