یهود و نفوذ علمی در اسلام




پس در جامعه صدر اسلام نیز دشمنی یهود در قالب نفوذ علمی وجود داشته است و پیامبر با ان مقابله کردند. اما باید به بروزات سیاسی اجتماعی این نفوذ علمی نیز توجه کرد. اساسا استقرار یهود در مدینه برای ایمان آوردن به اسلام نبود بلکه برای مقابله با آن و جلوگیری از حرکت پیامبر به سوی قدس بود.



پایگاه صهیون پژوهی خیبر، تاریخ امری ایستا نیست بلکه گذشته چراغ راه آینده است. اگر از گذشته عبرت نگیریم آینده را از دست خواهیم داد. آینده از آن کسانی است که اشتباهات گذشته را تکرار نمی‌کنند.

نفوذ فرهنگی و استقلال سیاسی

برای کسب عزت و بزرگی باید دشمن را خوب بشناسیم و راه‌های نفوذ و توطئه آن را شناسایی و تحلیل کنیم. از این جهت در این نوشتار به دنبال بررسی تاریخچه نفوذ علمی در صدر اسلام هستیم؛‌ نفوذی که منجر به نفوذ سیاسی و اجتماعی نیز شد. بر این اساس تاریخ نشان می‌دهد که نفوذ علمی دشمنان، در بستر خودباختگی فرهنگی و عدم خودباوری به داشته‌های علمی روی می‌دهد و نفوذ سیاسی اجتماعی حاصل از آن زمینه از بین رفتن استقلال کشور را فراهم می‌کند.

«مقام معظم رهبری» به خوبی انواع نفوذ و ارتباط آن‌ها را با یکدیگر بیان کردند:
امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور؛ دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البته کم‌اهمیت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است؛ و ممکن است که جزو کم اهمیت‌ترین نفوذ امنیتی باشد. نفوذ امنیتی چیز کوچکی نیست امّا در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمیت است.

نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی

در جای دیگر توجه همه را به نفوذ سیاسی جلب می‌کنند. ایشان در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ ۹۴/۶/۲۵ فرمودند:
نفوذ سیاسی هم این است که در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد تصمیم‌سازی، نفوذ بکنند. وقتی دستگاه‌های سیاسی و دستگاه‌های مدیریتی یک کشور تحت تأثیر دشمنان مستکبر قرار گرفت، آن وقت همه تصمیم‌گیری‌ها در این کشور بر طبق خواست و میل و اراده مستکبرین انجام خواهد گرفت… هدف این است که در مراکز تصمیم‌گیری نفوذ کنند، اگر نتوانستند در مراکز تصمیم‌سازی نفوذ کنند؛ زیرا جاهایی هست که تصمیم‌سازی می‌کند.

نفوذ علمی یهود در صدر اسلام

رسول الله به طور کلی از تشبه به یهود نهی می‌فرمود یعنی حتی مسلمانان را نهی می‌کردند که وضع ظاهرشان را مانند یهود قرار دهند. افزون بر این پیامبر به شدت از مطالعه و مراجعه به کتب یهود نهی می‌کردند. ایشان حتی در مقابل استنساخ از کتاب‌های یهود نیز به شدت نهی می‌فرمودند. ایشان حتی اجازه نمی‌دادند مسلمانان به تورات مراجعه کنند و یا اینکه مسائل خود را از یهود بپرسند.

برای فهم این روایات و فضای اجتماعی که این روایات در آن بیان شده است باید به این نکته توجه کرد که در جامعه صدر اسلام یهود دارای یک هیمنه علمی و فرهنگی بود و اعراب به شدت در مقابل آن‌ها از جهت فرهنگی دچار خود باختگی بودند. یهود به دلیل بهره‌مندی از تورات و مفاهیم آن و وجود مکتب‌خانه‌های آموزشی از یک غنای علمی و فرهنگی نسبت به اعراب بادیه‌نشین بی‌سواد برخوردار بود. این هیمنه علمی سبب اقتدار فرهنگی-اجتماعی یهود شده بود و سبب شده بود که برخی از اعراب فرزندان خود را برای آموزش خواندن و نوشتن به مدارس یهود بفرستند.

نباید فراموش کنیم که یهود در شبه جزیره عربستان یک اقلیت بود لذا برای حفظ حریم و هویت فرهنگی و تشخص هویتی خود تلاش می‌کرد. از این رو در انتقال معارف دینی خود و با تمرکز بر تورات عمل می‌کرد در حالی که در مقابل، اعراب شبه جزیره به جز شعر و شعرخوانی، بهره‌ای از علم و فرهنگ نداشت و به شترچرانی و جنگ‌افروزی مشغول بودند.

بروزات سیاسی اجتماعی نفوذ علمی یهود در صدر اسلام

پس در جامعه صدر اسلام نیز دشمنی یهود در قالب نفوذ علمی وجود داشته است و پیامبر با آن مقابله کردند. اما باید به بروزات سیاسی اجتماعی این نفوذ علمی نیز توجه کرد. اساسا استقرار یهود در مدینه برای ایمان آوردن به اسلام نبود بلکه برای مقابله با آن و جلوگیری از حرکت پیامبر به سوی قدس بود.

بر این اساس یهودیان در زمان پیامبر نتوانستند برنامه‌های انحرافی خود را اجرا کنند ولی نفوذ فرهنگی سیاسی خود را از طریق مختلف پس از پیامبر اجرا کردند. بخش مهمی از این نفوذ از طریق نفوذ علمی روی داد. بخشی از این نفوذ علمی در قالب مسلمانانی بود که در مراکز یهودی درس خوانده بودند. امروزه نیز این موضوع در قالب بورسیه دانشجویان یا اعزام دانشحویان انجام می‌شود که با عنوان دیپلماسی آموزشی تحلیل و بررسی می‌شود. یکی از این افراد «زید بن ثابت» است. او پس از پیامبر به مناصب مهمی دست یافت.

در جریان سقیفه، بین انصار و مهاجرین نزاع افتاد، یکی گفت خلیفه از ما باشد؛ دیگری گفت از ما باشد، و در حالی که «سعد بن عباده» با «ابوبکر» بیعت نکرد و به همین خاطر انصار هم از بیعت او سر پیچی می‌کردند، زید بن ثابت اولین کسی بود که دست ابوبکر را گرفته و بیعت کرد و به انصار گفت:

او صاحب شماست، او خلیفه رسول خداست با او بیعت کنید.  این بیعت باعث شد دیگران نیز با ابوبکر بیعت کنند.

به نظر می‌رسد، این خدمت زید به تثبیت خلافت خلفا، بی‌پاسخ نمانده و لذا برای او جایگاه بلندی در حکومت خلفاء داده شده است:

•    در دوران ابوبکر زید کاتب وی بود.
•    در زمان عمر، زید منصب قضاوت را نیز بر عهده داشت و عمر برای وی حقوق معینی را در نظر گرفته بود.   زید چنان نزد عمر مقرب بود که در نامه‌ها نیز نام زید را بر نام خود مقدم می‌کرد و چنین می‌نوشت: «به زید بن ثابت از عمر»  در حالی که این بر خلاف معمول بوده است. هنگامی که عمر به مسافرت می¬رفت، زید جانشین عمر در مدینه بود  و کمتر سفری بود که عمر از آن برگشته و به زید باغی از نخل به زید نداده باشد. .
•    در زمان عثمان از طرف وی امور بیت‌المال،  کتابت قرآن،  قضاوت  و دیوان  را بر عهده داشت و در نبود عثمان جانشین وی در مدینه بود.  زید در سال ۳۴ هجری هنگامی که معترضان قصد کشتن عثمان را داشتند به همراه ابو اسید ساعدی و کعب بن مالک و حسان بن ثابت به دفاع از عثمان پرداختند.

زید بن ثابت در میان اصحاب به یهودی بودن متهم بوده که زبان عبری نیز می‌دانسته است. مهم‌‌ترین دلیل یهودی بودن زید به آموزش او در مراکز یهود و بهره‌مندی او از علومی است که یهودیان از آن مطلع بودند و این در حالی است که یهودیان در جامعه‌ای بسته زندگی می‌کردند و غریبه‌ها، به ویژه مسلمانان را درون خود راه نمی‌دادند، پس چگونه ممکن بود کسی که مسلمان بوده، در مکتب یهودیان درس بخواند و با کودکان آنان بازي کند.

زمانی که به «عبداللّه بن مسعود» اعتراض می‌شود که چرا مانند زید قرائت نمی‌کند، پاسخ می‌گوید:

زمانی که من ۷۰ سوره قرآن را از دهان رسول الله (ص) فرا گرفتم، زید بن ثابت با موهای بافته شده در مکتب‌خانه درس می‌خواند.

«ابی بن کعب» نیز درباره زید می‌گوید:

زمانی که من قرآن می‌خواندم، زید کودکی بود که با موهای بافته شده در مکتب با یهودی‌ها بازی می‌کرد.

موهای بافته شده کنایه‌ای از یهودی بودن است. چنانکه اکنون در میان یهودیان مرسوم است موهای سر را بافته و از دو طرف آویزان می‌کنند.

«میخائیل لکر» در رابطه با شخصیت زید بن ثابت و آموزش یافتن وي توسط یهودیان می‌نویسد «من اطمینان دارم که براي یک دوره‌ای نامشخص زمانی ـ در حدود شش یا هفت سال که این فاصله در حدود سال‌هاي مرگ پدر زید در نبرد بعاث و هجرت بوده است ـ زید تحت تعلیم یهودیان قرار داشته و احتمالاً همانند یک فرزند یهودي رشد یافته است»  به نظر او اعراب مدینه در مکتب یا مدراس یا ماسکه یهودیان به تحصیل می‌پرداختند و از آنجا که باسوادان یهود باید از روي عهد عتیق، به آنها عربی می‌آموختند، تلاش می‌کردند تا دانش‌آموزان را به دین خود برگردانند که به نظر می‌رسد مورد زید بن ثابت یکی از این موارد بوده است.

یهودیان دیگری مانند زید بن ثابت داریم که با عنوان و تابلوی عالم و علم پس از پیامبر در بدنه سیاسی اجتماعی نظام اسلامی نفوذ کردند و در صدد اشاعه عقاید انحرافی یهود برآمدند به طوری که امروزه با عنوان مهمی به نام اسرائیلیات مواجهیم که به عنوان گزاره‌های غلط و انحرافی در حدیث و تفسیر تبیین می‌شود. مهم‌ترین این یهودیان نفوذی که نفوذ علمی را ابزار انحراف‌گری فرهنگی و سیاسی در جامعه اسلامی قرار دادند عبارتند از: «کعب الاحبار»، «ابوهریره» و «عبدالله بن سلام».

جالب است بدانیم هیچ یک از این افراد با امام علی علیه السلام بیعت نکردند و پس از قتل عثمان مدینه را ترک کردند و نزد معاویه و به شام رفتند. در روایات نیز این افراد همواره رد شده و مورد انتقاد شدید قرار گرفته‌اند.

امام علی علیه السلام ویاران خاص ایشان نیز در دوران خلفا با این افراد مقابله کردند و به رسواسازی آنها می‌پرداختند ولی آنها از حمایت نظام سیاسی حاکم برخوردار بودند.

رسول الله هیچ گاه به این افراد میدان و مجال نداد و صریحا آنها را از صحنه خارج کرد. البته برخی از آنها پس از پیامبر ایمان آوردند، اما نظام سیاسی اجتماعی پس از پیامبر این رویه را ادامه نداد و زمینه بروز و فعالیت آنها را فراهم کرد.

دیپلماسی علمی-فرهنگی و نفوذ در دوران معاصر

فرایندی که در صدر اسلام روی داد بسیار شبیه فرایندی است که امروزه با عنوان دیپلماسی عمومی از آن یاد می‌شود. بخشی از دیپلماسی عمومی این است که کشورهای غربی به هدف تاثیر بر جریان نخبگان یک کشور، با اعطای بورس‌های تحصیلی آن‌ها را به کشورشان می‌آورند و تحت نظام آموزشی خودشان تربیت می‌کنند. طبیعی است یا این افراد در کشورهای غربی باقی می‌ماند و یا اینکه به کشورشان باز می‌گردند. در هر صورت آن‌ها تربیت شده کشورهای غربی و در فضا و فرهنگ و نظام ارزشی آن‌ها رشد کرده و به نوعی نیرو و مبلغ و مجری برنامه‌های کشورهای غربی و نظام سلطه هستند. جالب است در طول دوران تحریم ایران توسط آمریکا،‌ ایران از این جهت تحریم نبود و دانشجویان ایرانی می‌توانستند در آمریکا تحصیل کنند.

امروزه در کشورهای شرقی و اسلامی ما با یک پدیده‌ای به عنوان نخبگان و سیاستمداران غرب‌گرا مواجهیم و وقتی می‌بینیم بسیاری از کسانی که در کشورهای اسلامی در پست‌های اجرایی و مدیریتی و سیاست‌گذاری قرار دارند، تحصیل‌کرده غرب هستند، به اهمیت و تاثیر این موضوع پی می‌بریم.

نفوذ علمی

این یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ است که با عنوان نفوذ علمی می‌توان از آن یاد کرد؛ نفوذی که به عرصه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز کشیده می‌شود و نوعی استعمار فرا مدرن است.

بخش دیگری از دیپلماسی عمومی و نفوذ در قالب حضور نیروهای رسانه‌ای است که در قالب روزنامه‌نگار و خبرنگار جامعه علمی-فرهنگی و سیاسی کشور را جامعه هدف خود قرار داده و از این طریق به دنبال نفوذ در جامعه هستند. تجربه کشور در سال‌های اخیر تاییدی است بر این مدعا که از برنامه‌های سرویس‌های جاسوسی دشمنان خبر می‌دهد.

 

دکتر محسن محمدی

 

 

[۱] . ر.ک: اسد الغابة، ج ۳ ، ص ۱۸۸ ، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: ۶۳۰ق ، دار النشر، دار إحياء التراث العربي – بيروت / لبنان – ۱۴۱۷ هـ – ۱۹۹۶ م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد الرفاعي؛ تفسير ابن كثير، ج ۱، ص ۳۷۹، إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: ۷۷۴ ، دار النشر، دار الفكر، بيروت، ۱۴۰۱ق.

[۲] . مسند، احمد بن حنبل، ج۵، ص۱۸۷ و المستدرک، الحاکم النیسابوری، ج۳، ص ۷۶؛ سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج۲، ص۴۳۳٫

[۳] – السیره الحلبیه، ج۳ ص۵۰۶؛ السيرة النبوية، ابن كثير، ج ۴،ص ۴۹۴؛ تاریخ طبری، ترجمه، ج۴، ص۱۵۶۹؛ السیرة النبویۀ، ابن هشام، ج۴، ص۴۹۴، (تحقیق السقی الابیاري و شلبی، بیروت: دارالکتب العلمیه)

[۴] . تاریخ طبرى، ج۴، ص۱۵۶۹٫

[۵] . أخبار القضاة، محمد بن خلف بن حیان، ج۱، ص۱۰۸؛ التنبیه و الإشراف، مسعودی، ص۲۷۰٫

[۶] – تاریخ دمشق، ج۱۹ ص۳۱۷

[۷] . سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج۲، ص۴۳۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۵، ص۴۵۱؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۱۱۵-۱۱۶.

[۸] – تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۱۸٫

[۹] . التاریخ الکبیر، محمد بن اسماعیل بخاري، ج۸، ص۳۷۳ (بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۹۸ق)

[۱۰] – تاریخ دمشق، ج۴، ص۳۳۶٫

[۱۱] . أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج۲، ص۱۲۷؛ طبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۲۷۵؛ تاریخ یعقوبى، ج۲، ص۶۲؛ تاریخ طبرى، ج۶، ص۲۳۲۳؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۶، ص۳۴۳٫

[۱۲] . الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۶، ص۳۴۳.

[۱۳] . أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج۲، ص۱۲۷.

[۱۴] . طبری، ج۶، ص۲۲۱۲.

[۱۵] . الایضاح، ازدی نیشابوری، ص۵۱۹؛ الدرجات الرفیعۀ، سید علی خان، ص۲۲.

[۱۶] . Lecker, Michael, Journal of Near Eastern Studies, p259, The University of Chicago, Stable. 1997, Vol. 56, No. 4.

[۱۷] . Lecker, Michael (1997), Journal of Near Eastern Studies, Vol  ۵۶, No. 4, P. 259 The University of Chicago, Stable, 1997.

……………………………….

پایان مطلب/ کد ۱۰۱