پروفسور حمید دباشی - خیبر

پروفسور حمید دباشی

۰۹ اسفند ۱۳۹۷ ۱۵:۵۵

، پروفسور دباشی، طرفداران ایدئولوژی “حق اسرائیل برای وجود داشتن” را به عنوان “جنگ افروزان” و “گشتاپو(پلیس مخفی آلمان‌ها در زمان نازی‌ها) آپاتاتیک( عضوی از یک حزب کمونیست) ” محکوم کرده است و دولت یهود را لانه آدم کشی و همچنین “دولت شوم نژادپرستی و آپارتاید” نامید که ” باید برچیده شود.” زمانی که منتقدان اظهار کردند که این سرپوش‌ها و حملاتی که به اسرائیلی‌ها می‌شود و ازلحاظ تاریخی بی‌پایه و اساس‌اند به معنای ضد یهودی بودن است.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، مدتی قبل کتابی تحت عنوان صد و یک پروفسور خطرناک در آمریکا منتشر شد. موضوع این کتاب معرفی صد و یک پروفسور دانشگاهی است که جرم شان سخن گفتن درمورد هولوکاست و یهود در کلاسها و کتابهایشان است. در کنار انتشار این کتاب به اساتید دانشگاه‌های دیگر هشدار داده شده که چون این افراد از خط قرمزها عبور کرده‌اند نباید از آثار آنها استفاده کنید. در مجموع وقتی آزادی نامحدود شود خودش مشکلاتی به وجود می آورد که نهایتاً محدودش خواهد کرد. متن ذیل معرفی «پروفسور حمید دباشی» یکی از صد و یک پروفسوری است که نویسنده کتاب به آن پرداخته است.

 

پروفسور حمید دباشی

دانشگاه کلمبیا

– استاد مطالعات اسلامی، دانشگاه کلمبیا

– رئیس گروه زبان ها و فرهنگ‌های آسیایی و خاورمیانه

– اسرائیل را به‌عنوان “پایگاه نظامی برای امپراطوری رو به رشد آمریکا” توصیف می‌کند.

 

حمید دباشی نقش حوپور کووخیان (باستان‌شناس معروف آمریکایی ارمنی) را در دانشگاه کلمبیا دارد و استاد مطالعات ایران، رئیس گروه زبان‌ها و فرهنگ‌های آسیایی و خاورمیانه و مدیر بخش کارشناسی ارشد در مرکز ادبیات تطبیقی و جامعه است. او نویسنده نه کتاب در رابطه بافرهنگ اسلامی و ایرانی است و در سال ۱۹۸۴، دکترای دوگانه درزمینهٔ مطالعات اسلامی و جامعه‌شناسی فرهنگ را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد.

ويژگي تعیین‌کننده بورس تحصيلي پروفسور دباشي، خشمش نسبت به آمريکا و اسرائيل است. پروفسور دباشی خاورمیانه را به‌عنوان یک قربانی بیچاره‌ی استعمارگران غربی به تصویر می‌کشد و این‌گونه توضیح می‌دهد که واقعیت‌های سیاسی کنونی خاورمیانه را به‌عنوان نمونه‌ای از “سوءاستفاده‌ی سرمایه از کار” می‌توان ساده کرد.

دولت اسرائیل از این دیدگاه تاریخی که خاورمیانه را به‌عنوان قربانی دائمی غرب می‌داند معاف است. پروفسور دباشی، اسرائیل را به‌عنوان یک پایگاه نظامی برای امپراطوری رو به رشد ایالات‌متحده آمریکا در نظر می‌گیرد، نه یک کشور مستقل. پروفسور دباشی در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۴ که برای هفته‌نامه مصری الاهرام نوشت، همه اسراییلی‌ها (مردان، زنان و کودکان) را به‌عنوان غاصبانی خونسرد و سرکوبگر محکوم کرد.” نیم‌قرن نابودی سیستماتیک و قتل‌عام دیگر مردم، علامت‌های عمیق خود را در چهره این مردم برجای گذاشته است، در نحوه صحبت کردنشان، در نحوه راه رفتنشان، در نحوه‌ای که مسائل را مدیریت می‌کنند، در نحوه برخوردشان با یکدیگر، در طرز نگاهشان به جهان.” پروفسور دباشی ادعا کرد که یهودیان اسرائیلی استعداد ذاتی خشونت دارند: “یک دروغ بومی‌شده در این سیستم وجود دارد، یک بدبینی شخصیتی که در عمق و ساختار استخوان فرهنگی‌شان وجود دارد.”

این امر نژادپرستی خام و آشکار است. بااین‌وجود، هیچ جوابی از مدیریت دانشگاه کلمبیا درمورد انتشار چنین دیدگاهی درباره یهودیان از طرف او ابراز نشده است. این استاندارد دوگانه و زننده‌ای برای مدیریت دانشگاهی است که اگر قضیه چیز دیگری بود، آماده بود تا به سرعت و به شدت در برابر نقض قانون “حساسیت نسبت به دیگران” عمل کند.

به همین منوال، پروفسور دباشی، طرفداران ایدئولوژی “حق اسرائیل برای وجود داشتن” را به عنوان “جنگ افروزان” و “گشتاپو(پلیس مخفی آلمان‌ها در زمان نازی‌ها) آپاتاتیک( عضوی از یک حزب کمونیست) ” محکوم کرده است و دولت یهود را لانه آدم کشی و همچنین “دولت شوم نژادپرستی و آپارتاید” نامید که ” باید برچیده شود.” زمانی که منتقدان اظهار کردند که این سرپوش‌ها و حملاتی که به اسرائیلی‌ها می‌شود و ازلحاظ تاریخی بی‌پایه و اساس‌اند به معنای ضد یهودی بودن است، پروفسور دباشی ادعا کرد که او به چیزی بیش‌تر از انتقاد به دولت اسرائیل گناهکار نیست. همان‌طور که وی در ماه ژوئن سال ۲۰۰۳ گفت: “ما باید همیشه مراقب باشیم که انتقاد مشروع از دولت اسرائیل به معنای ضد یهودی بودن نیست.” این بیانیه هم مانند مقالۀ ضد یهودی دباشی در الاهرام به‌هیچ‌عنوان اعتبار ندارد.

این‌که پروفسور دباشی بیش از یک بار کلاس‌هایی که قرار بود درکلمبیا تدریس کند را برای شرکت در راهپیمایی سیاسی ضد اسرائیلی کنسل کرده است، معیاری از شدت ضد اسرائیلی او است. در آوریل ۲۰۰۲، زمانی که نیروهای اسرائیلی وارد شهر جنین شد، که به پایگاهی برای حملات تروریستی به شهروندان اسرائیلی تبدیل شده بود، پروفسور دباشی کلاس‌ها را به حالت تعلیق درآورد و از دانشجویان خود خواست که در مراسم اعتراض به اقدامات دفاعی اسرائیل شرکت کنند. پروفسور دباشی سخنران برجسته در این تظاهرات بود، جایی که او حضور اسرائیل را در جنین به ایجاد هولوکاست توسط نازی‌ها تشبیه کرد. هنگامی‌که یکی از دانشجویان اعتراض کرد که کلاس‌ها لغو شده بود تا دباشی بتواند در یک موضوع سیاسی دخالت کند، استاد اظهار داشت: “اگر تعطیلی کلاس‌هایمان  در جهت همبستگی با قربانیان نسل‌کشی[فلسطینیان] موجب ناراحتی شما شده است عذر می‌خواهم.” به همین شکل، زمانی که رابرت چارلز شیر، مدیر هیلل در کلمبیا، از نقش دباشی در این تجمع انتقاد کرد، پروفسور با محکوم کردن شیر در روزنامه دانشگاهی برای راه‌اندازی «کمپین ترور و اطلاعات غلط که یادآور تفتیش عقاید اسپانیا (دادگاهی در سال ۱۴۸۰ که وظیفه آن تفتیش عقاید بود و توسط پاپ اداره می‌شد) است و تنها دلیل راه‌اندازی این کمپین این است که او به‌طور علنی علیه کشتار فلسطینی‌های بی‌گناه در اردوگاه‌های پناهندگان توسط اسرائیلی‌ها سخن گفته است” به او پاسخ داد. پس‌ازآن، در مقاله‌ای در اکتبر ۲۰۰۳ در مجله هفته‌نامه “مکمل آموزش عالی تایمز”، پروفسور دباشی تاکید کرد که “شواهدی که نشان‌دهنده قتل‌عام” فلسطینی‌ها در جنین توسط نیروهای اسرائیلی موجود است او را به اعتراض واداشته است. درواقع چنین شواهدی وجود نداشت و تمام عملیات اسرائیلی علیه تروریست‌ها بر اساس جستجوی خانه به خانه انجام شد تا تلفات غیرنظامیان را به حداقل برسانند (درحالی‌که ریسک آسیب دیدن نیروهای دفاعی اسرائیل به‌شدت افزایش می‌یافت).

در ماه مه سال ۲۰۰۳، پروفسور دباشی یک بار دیگر کلاس را در حمایت از یک سخن‌رانی آموزشی ضد اسرائیلی لغو کرد، که به او فرصتی برای ابراز خشم خود علیه جنگ در عراق، که به رهبری ایالات‌متحده بود، داد. سخنگوی کلمبیا به نقل از پروفسور دباشی گفت: “از آنجا که هیچ پاسخی به سؤالات ما درمورد این جنگ وجود ندارد، ما فقط عصبانی‌تر و عصبانی‌تر می‌شویم. اما اینجا جایی است که چیزی پربرکت به نام” سخن‌رانی آموزشی” به کار می‌آید. پروفسور دباشی در یک اشاره واضح به پرزیدنت بوش ادعا کرد که سخن‌رانی آموزشی “انتقام دانش آموزان” درس‌خوان با نمرات A از دانشجویان احمق با نمرات C است که به‌صورت احمقانه‌ای انگشتان خود را بر روی ماشه گذاشته‌اند.”

پروفسور متولد ایران در مخالفت با جنگ آمریکا با تروریسم ادعا کرده است که ایالات‌متحده درواقع سرکوبگرتر از رژیم‌های دیکتاتوری خاورمیانه است که مخالف آن هستند. پروفسور دباشی درمورد قوانین ضد تروریسم داخلی گفته است که آزادی‌های مدنی آمریکایی به‌طور سیستماتیک صدمه دیده‌اند، اثرات ترکیبی قانون امنیت سرزمین مادری (قانونی برای جلوگیری از حملات تروریستی داخل خاک ایالات‌متحده)، قانون پاتریوت ایالات‌متحده ( قانونی که به مقامات فدرال اجازه می‌دهد برای جلوگیری از حملات تروریستی سیستم‌های ارتباطی را شنود کنند) و قانون طنزآمیز پاتریوت قسمت دوم ( قانونی که دستگاه‌های پیشرفته نظارتی را وارد قانون پاتریوت کرد) ویرانگر هستند و شرایط سیاسی بدتر از آن چیزی که در جمهوری اسلامی (ایران) وجود دارد ایجاد می‌کنند. پروفسور دباشی همچنین معتقد است که رژیم خدامحور مانند ایران دموکراتیک‌تر از دولت ایالات‌متحده است. وی گفت: “در [ایران]، یک دولت انتخابی دموکراتیک وجود دارد. اگر از من بپرسید، [رئیس‌جمهور] خاتمی مشروعیت بیشتری نسبت به بوش دارد.”

با توجه به این که پروفسور دباشی وظیفه خود می‌داند حقایق زشت “امپریالیسم” آمریکایی را در زننده‌ترین حالت ممکن افشا کند، دونالد رامسفلد وزیر دفاع را به آتیلا هون(رهبر قوم هون که از سال ۴۰۵ تا ۴۵۳ میلادی قسمت‌هایی از اروپا را تاراج کردند) “نابودکننده تمدن” نسبت داده است. پروفسور دباشی می‌گوید: “پس از فاجعه‌ی غارت میراث فرهنگی [توسط نیروهای آمریکایی در عراق]” شما می‌فهمید که برای افراد حاضر در واشنگتن، هیچ فرهنگی وجود ندارد، تمدن وجود ندارد، هیچ میراثی وجود ندارد، نیازی به از بین بردن مؤسسات آموزشی دموکراتیک در عراق و یا جاهای دیگر نیست. تنها میدان‌های نفتی با پرچم‌هایی بر روی آن‌ها وجود دارد.” در آوریل ۲۰۰۳، او به روزنامه بوستون گلوب اطمینان داد که “شیعیان [توسط فعالیت‌های خشونت‌آمیز آمریکا] وحشت‌زده شده‌اند. نه‌تنها شیعیان و همسایگان مسلمانشان جلوی چشمانشان توسط آمریکایی‌ها به قتل رسیدند بلکه اکنون مقدس‌ترین مکان‌های دین همگانی آن‌ها توسط ارتش‌های خارجی موردحمله قرارگرفته‌اند. دفعه بعدی که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها از خود می‌پرسند «چرا آن‌ها از ما نفرت دارند؟» آن‌ها بهتر است که صحنه‌های وحشت ناک حضور ارتش‌هایشان در مکان‌های مقدس را به یاد بیاورند.” اما بدیهی است که پروفسور دباشی در اشتباه است. دو سال پس از این نظرات، شیعیان عراق به یک ستون از دولت جدید عراق تبدیل شدند.

پروفسور دباشی در یک لحظه صادقانه اذعان کرد که نفرت متعصب وی از ایالات‌متحده و اسرائیل، که  با دیدگاه سیاسی‌اش پیوند خورد، باعث از بین رفتن شهرتش به‌عنوان یک محقق سرشناس، که زمانی از آن لذت برده بود، شده است. او با حالت ضجه و زاری در یک مصاحبه در سال ۲۰۰۳ گفت: “من یک محقق بسیار محترم بودم و تمایل داشتم که فکر کنم هنوز کمی شایستگی دارم، اما مدارک تحصیلی من، تحت تأثیر شهرتی قرار گرفت که به‌عنوان یک روشنفکر عمومی به دست آوردم.” همان‌طور که از اول باید بود.

همچنین نگاه کنید به: استادان اندرسون، اکستین، لوین، ماساد

تحقیق: یعقوب لاکسین

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=19116

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *