یهود بر لبه پرتگاه - خیبر

سلسله نشست‌های مطالعات و بررسی‌های راهبردی 6:

یهود بر لبه پرتگاه

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۱۲:۳۷
طائب/یهود/انقلاب/امید/خیبر

یهود نه تنها در دوران پیامبر بلکه در دوران ائمه نیز مخفی بودند و کار خود را به صورت مخفیانه انجام می‌دادند. اینکه امامی نتوانست به مردم بفرماید که این کسی که مرا به شهادت می‌رساند باتوجه به این آیه قرآن یا یهود یا مشرک است، مردم آن زمان اصلا قدرت پذیرش این حرف را نداشتند ولی خداوند به ما عنایت فرمود و یهود را آشکار کرد. امروزه یهود توسط شیعیان و مسلمانان غافل‌گیر شده‌اند و آتش را برسرمان بی‌امان می‌ریزند درچنین شرایطی باید به نیروهای خودی امید واقعی داد.

به گزارش سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، حجت الاسلام و المسلمین طائب در نشستی که موسسه بعثت در مسجد حضرت زینبس برگزار کرد، به سخنرانی پرداخت. متن زیر بخش دوم از این سخنرانی پیرامون مسئله تاریخ دشمن شناسی خدمت مخاطبین محترم تقدیم می‌گردد. (برای مشاهده بخش اول کلیک کنید)

این آیه به‌طور صریح فرموده است: «لتجدن اشدا الناس عداوه للذین آمنوا الیهود» امام صادق در زمان خود مصداق «للذین آمنوا» است و بدترین کسی که در مقابل امام، ایشان را به شهادت رسانده، منصور دوانقی است. اگر ما فکر کنیم منصور دوانقی مسلمان بوده است یعنی اینکه آیه «لتجدن» دروغ است. در زمان امام کاظم، ایشان مومن واقعی بوده است و دشمن‌ترین انسان‌ها نبست به امام کاظم – که ایشان را به شهادت رساند – هارون بوده است.

این هارون چه کسی بوده است؟ آیا امام کاظم می‌توانست بگوید؛ این هارون مسلمان نیست و طبق آیه یهود یا کافر است؟ مردم آماده نبودند. مردم یهود را نمی‌دیدند. اما این را هم باید گفت که امروزه نیز بیایید و بگویید که هارون، منصور و… یهودی هستند یا کافر، عده‌ای می‌گویند که آقا اینها که نماز می‌خواندند. مسئله دیگر، مسئله نفوذ است. الحمدالله امروز می‌توان تا حدودی از نفوذ صحبت کرد.

اگر از کسی نام ببریم یا خط نفوذ را شرح دهیم، باز عده‌ای بلند می‌شوند و می‌گویند؛ آقا اینکه نماز می‌خواند. مگر می‌شود نفوذی باشد. ولی در دوران ائمه و پیامبر اصلا مسئله نفوذ به فکر مردم هم نمی‌رسید چه برسد که مطرح شود. یک مورد از این نفوذ را برایتان بگویم؛ بنده خدایی بود که در زندان خودکشی کرد، در حالی که ده سال از بهترین اساتید در دانشگاه امام صادق بوده است. آمد و در زندان خودکشی کرد. خوب سوال می‌شود چرا این استاد دانشگاه امام صادق، خودکشی کرده است؟ کمی که نخ این قضیه را بگیریم و جلو برویم می‌بینیم بله، ایشان جاسوس اسرائیل بوده است. پدرش سناتور و رفیق شاه بوده است.

در اینجا مهمترین مسئله که باید حل شود، این نیست که چه پیامی بعد از خودکشی به دستگاه‌های جاسوسی فرستاده است. مسئله مهم این است که چگونه چنین فردی وارد دانشگاه امام صادق شده است و تربیت جوانان را به‌دست او سپرده‌اند؟ حالا هرچه قدر هم می‌خواهد درجه یک و نمازخوان باشد، باید به سوابق زندگی او نگاهی انداخت. از باب تسامح است که ما نمی‌توانیم زیاد زندگی افراد و خود افراد را بالا و پایین کنیم. این دلسوزی هست دیگر.

امروزه با این همه پیشرفت و تجربه سیاسی و… باز عده‌ای راه نفوذ را پیدا می‌کنند. دوران پیامبر و ائمه که مردم هیچ تجربه نفوذ و ضربه خوردن از یهود را نداشتند و قبول اینکه کسی نماز می‌خواند، می‌تواند یهودی نیز باشد، سخت بود. دیگر هیچ، نفوذ به راحتی صورت می‌گرفت. این لطف خدا بوده است که در دوران ما یهود آشکار و نمایان است و در اسرائیل متمرکز شده‌اند.

 

طائب/یهود/انقلاب/امید/خیبر

 

مهار یهود

با این اوصاف اگر ما بخواهیم «للذین آمنوا» را از ظلم و ستم یهود و کافران برهانیم، باید «اشدا الناس» را مهار کنیم. یک نکته‌ای که باید عرض کنم، آن است که ما در مهار «اشدا الناس» آنها را به لبه پرتگاه رساندیم. یعنی در کل تاریخ از این نزدیک‌تر به مهار و نابودی «اشدا الناس» نرسیده بودیم. و این موضوع را خودشان با تمام وجود احساس کرده‌اند، پس بنابراین آتش حملاتشان بیشتر شده است.

خوب بنده جبهه رفته بودم و تجربیاتی به ما افزوده شد، این را برای مزاح عرض کنم، زمان شاه سلطان حسین جنگی شد که افغان‌ها حمله کرده بودند و به دروازه اصفهان رسیدند. به شاه گفتند که اوضاع خراب است چکار کنیم؟ شاه گفت؛ همه سربازها به جنگ رفته‌اند؟ گفتند: بله. گفت: حتی طلبه‌ها؟ گفتند: نه. شاه دستور داد طلبه‌ها هم به جنگ بروند. به طلبه‌ها شمشیر و سپر دادند تا بجنگند. در میدان جنگ یکی از طلبه‌ها در مقابل سرباز افغان‌ها سپر را روی سرش گرفت این سرباز هم شمشیر را زد به پای طلبه و پاهای طلبه را قطع کرد.

طلبه برگشت و به سرباز گفت؛ ملعون، چرا از عدالت خارج می‌شوی؟ چرا «وضع شی فی غیر محل‌» می‌کنی؟ سپر را نمی‌بینی، روی پای من می‌زنی؟ خوب این طلبه فقط در مدرسه عدالت را خوانده بود، «عدالت وضع شی فی محله» است و فکر می‌کرد جای شمشیر روی سپر است و این سرباز هم از اعدل انسان‌ها است و شمشیرش را به سپر می‌زند ولی این بلا برسرش آمده است.

قضیه این طلبه، قضیه جبهه رفتن ماست. آن روزها بدون رفتن به سربازی و آموزش به جنگ رفتیم. چیزی را باید خدمتتان به جِد عرض کنم و آن اینکه جنگِ ما را خداوند به پیروزی رساند. کسی مثل من که هیچ چیز بلد نبودم و فرمانده نابلدتر از خودم نیز در آنجا حضور داشت، ولی با این حال پیروزی نصیبمان شد، صحه گذار این است که خداوند خرمشهر را آزاد کرد، خداوند ایران را به پیروزی رساند.

 

طائب/یهود/انقلاب/امید/خیبر

 

آنچه برای رزمندگان اسلام بارقه امید است

اینکه در قرآن خداوند می‌فرماید؛ «لاتخاف و لاتحزن» نترس و غمگین مشو که خداوند با کسانی است که استقامت کنند. واقعا در هشت سال دفاع مقدس تجلی یافت. در جنگ ما تجربه‌ای کسب کردیم که بد نیست آن را بدانید. ما در جنگ اگر عملیاتی داشتیم که آنقدر به دشمن نزدیک شویم و دشمن غافل‌گیر شود، وضع آتش دشمن بعثی وحشتناک می‌شد. این آتش دشمن سه ویژگی پیدا می‌کرد؛ هر چه داشت را با تمام قدرت، بدون توقف می‌ریخت. از همه امکانات، به‌طور مداوم و همه جانبه (در همه مناطق) استفاده می‌کرد، اما وقتی که عملیاتی در پیش نبود، دشمن به صورت حساب شده آتش می‌ریخت. یک منطقه بیشتر، یک منطقه کمتر. یک ساعاتی از روز بیشتر و ساعتی بعد کمتر. یک موقع توپخانه آتش می‌ریخت یک موقع هوایی. ولی وقتی عملیات بود و به دشمن نزدیک می‌شدیم، دشمن با همه وسایل، همه مناطق و به‌طور مداوم آتش می‌ریخت.

خوب نیروهای خودی در همچین شرایطی چه وضعی داشتند؟ همگی خسته و زخمی. گردان‌ها یکی پس از دیگری شهید می‌دادند. در چنین وضعیتی چه‌کاری می‌توان برای نیزوهای خودی انجام داد؟ دو راه برای مقابله بیشتر وجود نداشت؛ یا در آن موقعیت تعویض نیرو کنیم و یک نیروی تازه نفس را به‌جای افراد خسته و زخمی بگذاریم – که این راه در آن موقعیت چندان هم انجام شدنی نبود- یا اینکه بیاییم و به همان نیروهای خسته و زخمی روحیه بدهیم تا چند گام دیگر برای فتح سنگر دشمن بردارد و گرنه تمام زحمات برباد می‌رفت.

بنده در امروز می‌خواهم ادعا کنم که ما در انقلاب اسلامی به نقطه‌ای رسیده‌ایم که نزدیک‌ترین نقطه به سنگر دشمن است. چرا؟ چون می‌بینیم که دشمن آتشش را به صورت وحشتناک می‌ریزد. از همه امکاناتش استفاده می‌کند، به‌طور مداوم آتش می‌ریزد و همه مناطق را درو میکند. تا ده سال پیش این چنین فضای مجازی نداشتیم، بیست سال پیش این چنین ماهواره نداشتیم. سی سال پیش این چنین گستاخی و تحریم و نفوذی نداشتیم.

ملت با استقامت و پایداری خود – با تمام سختی‌های خود از قبیل؛ شهید دادن، جانباز دادن، بی‌عدالتی‌های وارده، گرانی‌ها و… فرسوده شده‌اند اما این انقلاب را به چهلمین سال خود رساندند. در آماج آتش این ملت مطمئناً خسته خواهند شد و باید راهکاری برای آن پیدا کرد؛ اول، اینکه یک ملت تازه نفس جایگزین کنیم که خداوند یک چنین چیزی را خلق نکرده است، دوم اینکه به همین ملت خسته، زخمی و فرسوده امید و روحیه بدهیم. این روحیه دادن به مردم، تکلیف یکایک ماست که روحیه بدهیم آنهم نه الکی، روحیه خدایی بدهیم.

در زمان پیامبر نیز خود پیامبر با خسته و فرسوده شدن قومش مواجه شد. ولی خداوند فرمود: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قيلَ لَکُمُ انْفِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَي الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ[۱]» چه شده است که به‌ شما گفته می‌شود بلند شوید، از روی زمین بلند نمی‌شوید؟ این آیه یعنی اینکه ای پیامبر قومت به چنین گرفتاری دچار هستند. در جنگ خندق، سربازان داشتند خندق درست می‌کردند تا به یک سنگی رسیدند که هرکاری کردند، نمی‌شکست. به پیامبر گفتند؛ یا رسول الله چه‌کار کنیم؟ پیامبر به تعبیری کلنگ را برداشت و اولین ضربه را وارد کرد. جرقه‌ای زده شد. پیامبر فرمود؛ الله اکبر. در دومی و سومی نیز به همین ترتیب تا شکست.

از پیامبر سوال کردند که یا رسول الله چه شد که الله اکبر می‌فرمودی؟ ایشان جواب داد؛ در اولین جرقه، بر من وعده پیروزی بر فارس داده شد. در دومی، وعده تسلط بر روم داده شد. در این میان در جنگ خندق وضعیت عجیبی بود. مدینه از دست رفت، آمدند تا اجازه بگیرند و فرار کنند. به یک چنین وضعیت رسید. یکی از منافقین گفت؛ ما در مدینه امنیت نداریم، چطور وعده پیروزی بر فارس و روم می‌دهید؟

[۱] ای کسانی که ایمان آورده اید ، شما را چیست که چون به شما گفته می شود: در راه خدا ( به سوی جنگ ) حرکت کنید ، سنگینی نموده به زمین می چسبید؟! آیا به جای آخرت به زندگی دنیا خشنود شده اید؟ پس ( بدانید که ) فواید و منافع دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست. (سوره توبه، آیه ۳۸)

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=2676

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *