راهبردی برای تحقق رویایی دیرینه - خیبر

سخنرانی حسن عباسی:

راهبردی برای تحقق رویایی دیرینه

۱۵ تیر ۱۳۹۷ ۱۹:۱۶

موضوع تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک یهود برای تحقق رویای حضرت ابراهیم(ع) از این جهت مهم است که برای جامعه ما که درصدد تبیین الگوی پیشرفت است و مطالعه این فراز و فرودها در تاریخ بشری عموما و در تاریخ کشورها، قوم‌ها و ادیان مختلف خصوصا، می‌تواند برایمان راه‌گشا باشد.

به گزارش سرویس تاریخ پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، جلسه ۴۴۹ کلبه کرامت، دومین بخش از تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک یهود توسط استاد حسن عباسی برگزار شد که به موضوع رویای ابراهیم پرداخته است. کرسی نظریه پردازی کلبه کرامت روزهای پنج شنبه در تهران، اندیشکده یقین برگزار می‌گردد. متن زیر بخش اول از جلسه ۴۴۹ کلبه کرامت می‌باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم، در تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک در نگاه یهود، موضوع رویای ابراهیم علیه السلام جایگاه ویژه‌ای دارد. تاریخ طرح‌ریزی تاریخ جامعه‌سازی، دولت‌سازی، شکست و پیروزی‌ها در جنگ‌هاست، تاریخ پیدایش حکومت‌ها، خلق شدن و در هم شدن اقوام و شکل‌گیری تیره‌های مختلف است.

این موضوع به این جهت مهم است که عناصر اصلی در تاریخ طرح‌ریزی در هر حوزه‌ای را باید مشخص کرد، چه تاریخ طرح‌ریزی غرب، اسلام، شرق، چین، یونان و تاریخ طرح ریزی استراتژیک یهود باشد. هر کجا که هست این فراز و فرودها، شکست و پیروزی‌ها و آمد و رفت کسانی که شاخص و تاریخ‌‌ساز بودند، مطالعه اینها و ارزش‌گذاری که کدام باطل و کدام حق است و شناخت روش‌ها و رویه‌هایشان یک فرض کلیدی و اساسی در تبیین تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک است.

به خصوص برای جامعه ما که درصدد تبیین الگوی پیشرفت است و مطالعه این فراز و فرودها در تاریخ بشری عموما و در تاریخ کشورها، قوم‌ها و ادیان مختلف خصوصا، می‌تواند برایش راه‌گشا باشد. از آن جهت که نقاط ضعف و قوت آن را بداند و ضمن اینکه این زمینه را برایش ایجاد کند که انحرافات و وجوه باطل را در نسبت به جوانب حق در هر کدام از این حوزه‌ها بهتر ادراک کند و با نوعی بصیرت استراتژیک فرایند حرکت جامعه به آینده را رقم بزند.

دیرینه گونه‌ها و الگوهای متفاوت در تاریخ طرح‌ریزی از یک جهت حائز اهمیت‌ هستند و اینکه بر پایه آنها آینده جوامع گذاشته شده و همانطور که شما روی این ساختمان تا طبقه دوم، سوم، چهارم و پنجم همینطور که بالا بروید، نمی‌توانید بگویید که طبقات متفاوتی از سطح بندی ساختمان است و به آن ربط ندارد، بلکه تمام این ساختمان روی ستون‌های اصلی است، یعنی ستون‌هایی که در اطراف و مرکز این ساختمان است و این ستون‌ها هم روی فونداسیون، پایه و مبنایی است که تمام این بنا را روی خود دارد.

تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک در هر قوم و کشور یک پایه و فونداسیون و یک شالوده و اساسی دارد که آن شالوده، بنیان و اساس را اگر نشناسید، نمی‌توانید ادامه حرکت آن جامعه، دین، فرهنگ، مذهب، کشور یا قومیت را معین کنید. شاید اینها را در بحث‌های تاریخ بخوانید اما درس تاریخ برای جامعه‌سازی نیست. هر فرهنگ و دینی روز اول خودش برای جامعه‌سازی چه حرف‌هایی زده و امروز نظر به این حرف‌ها، الگوها و گونه‌هایی که برای جامعه سازی مبنا قرار داده و حرکت رو به جلوی خودش را صورت می‌دهد.

 

وهابیسم خطری برای امنیت

بهانه‌های امروزش همان حرف‌های دیروزش است، اگر انسان ایرانی باستان‌گرایی ادعا می‌کند، امپراتوری هخامنشی را مبنا قرار می‌دهد و اگر انسان مسلمان ادعایی می‌کند، جامعه مسلمان و جامعه نبوی را در مدینه النبی مبنا قرار می‌دهد. اگر انسان چینی، یونانی در تمدن اینکاها و مایاها در مکزیک و آمریکایی لاتین و مرکزی ادعایی می‌کند، ناظر به حرف‌های اولیه که در آن جامعه شکل گرفته است.

پس اگر کسی جامعه‌سازی می‌کند و حرف صرفا دانشگاهی و آکادمیک نمی‌زند و به قول نیچه حرف دانش برای دانش، علم برای علم است، چون در آنجا شما منتزع از صحنه عمل و نظام اجتماعی هستید و کار فکری می‌کنید، اما شما امروز دانشی را کار می‌کنید که فردا در جامعه زمینه ظهور و بروز پیدا کند، پیاده شود و دردی از جامعه دوا کند و جلوی انحرافی را بگیرد.

آن عقبه تاریخی را که مطالعه می‌کنید، برای آن است که بدانید دردهای امروز جامعه از کجا نشات می‌گیرد، چون دردهای امروز جامعه ناظر به ضعف مدیران فعلی نیست و ضعف تئوریک امروز نسبت به مقتضیات زمان که الآن پدیده‌ای به نام فضای سایبری، زندگی دوم و جهان‌های موازی مطرح است و اینها را در پیشینیان نجوییم و اما نکته‌ای کلیدی‌تر مطرح است و آن‌هم این است که خیلی از حرف‌هایی که امروز می‌زنیم الگوی آن را پیشینیان گذاشته‌اند.

از این جهت ما در طرح‌ریزی استراتژیک دیرین گونه‌ها را که مطالعه کنیم، به ما می‌گویند چه اتفاقی در حال رویداد است و مدعای آن کسی که در سوریه و یا شام مردم را می‌کشد، وهابیت است و مدعای وهابیت کسی به نام ابن تیمیه است. شما الگوی او را که در بغداد مطالعه کنید، به سادگی پی می‌برید که روی آن فونداسیون پایه و اساس و شالوده که ابن تیمیه گذاشتند.

بعدا جریانی در سلفی‌گری شکل گرفت و مفهومی که به نام وهابیت شناخته شد که امروز تروریسم عریان را از آنها می‌بینید، همین هفته سه تن از کردهای سوری را که نشان دادند، بنزین ریختند و زنده زنده اینها را آتش زدند، فردی که این کار را می‌کند. یک درجه مقصر است و ۹۹ درجه تقصیر آن کسانی که این الگو و مدل را پایه گذاشتند و کسانی که از اسلام فقط آیه جهاد و مسئله شهادت را گرفتند.

چیزی از اسلام نفهمیدند و نتیجه طبیعی آن حرکتی افراطی شد که عقل را در آن تعطیل کردند و صرفا تخریب می‌کنند، جلو می‌روند و هیچ حرکت ایجابی و اصلاحی ندیدم و این فتنه از کجا می‌آید؟ این فتنه در جایی به نام مدارس علمیه عربستان سعودی، پاکستان و جاهایی تئوریزه می‌شود که سلفی‌گری درس داده می‌شود.

خود سلفی‌گری را می‌بینید، درصدر اسلام همان دور و اطرافی‌های پیامبر انحراف را شروع کردند و رقم زدند. پس اگر قرار شد شما در جهان طرح‌ریزی استراتژیک کنی، در جامعه‌ای که کسی الله اکبر می‌گوید و جنایت می‌کند، الله اکبر می‌گوید و عملیات انتحاری می‌کند و خودش را به کشتن می‌دهد، درست زمانی که شما می‌خواهید الگویی از زندگی مبتنی از الله اکبر به جهان معرفی کنید که از مشکلات امروزی فاصله بگیرند و به اسلام دعوت شوند.

 

نگاه افراطی به جهاد

«ادع الی سبیل ربک» دعوت کنید به راه پروردگار با حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن. اما اینها نه با جدال احسن، نه با حکمت و نه با موعظه و فقط با خشونت عریان عریان عریان، حجم عظیمی و ده‌ها هزار انسان را در سوریه کشته‌اند و معلوم نیست چه چیزی را می‌خواهند ثابت کنند و همه دشمنان اسلام و مسلمین هم به آنها کمک می‌کنند، یعنی حکومت لائیک و صاحب اسلام امریکایی ترکیه، فرانسه، امریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی و همه اینها در حال کمک به داعش هستند.

اگر شما امروز بخواهید جامعه‌ای طراحی کنید که در آن امنیت وجود داشته باشد و یکی از مولفه‌های طرح‌ریزی استراتژیک است، برای این باید بدانید که مخل امنیت امروز غیر از صهیونیسم، لیبرالیسم، غیر از کاپیتالیسم و … وهابیسم است. این وهابیسم نوعی اسلام است و دیرین گونه این اسلام که این را رقم می‌زند چیست؟ مفهومی به نام تفکر ابن تیمیه! تفکر ابن تیمیه از کجا آمده؟ حرکتی که بعد از مغول‌ها و اشغال منطقه توسط آنها، حوزه‌های زیادی را تخریب کردند.

امروز نگاه افراطی این فرد در بخش‌های مختلف که یکی از آنها جهاد است، وبال اسلام شد. کسی که شناخت پیدا نکند و چنین آگاهی و آشنایی از اسلام و دیرین‌گونه‌ها نداشته باشد، دچار تردید می‌شود و مثل میلیون‌ها نفر که در حرکت اخوان المسلمین در مقابل این تروریسم وحشی سکوت می‌کنند و اشکال شرعی کاری که وهابیت می‌کند، گردن اخوان المسلمین به عنوان جریان پر قدرت و پر نفوذ سیاسی در جهان عرب است.

از سوریه، فلسطین، اردن، عراق، سودان، الجزایر، مراکش، مصر، تونس، لیبی و … در این کشورها دامنه و حضور دارند و نزدیک به صد سال از قدمت فعالیت سیاسی اخوان المسلمین می‌گذرد. چرا اخوان المسلمین دولت دستش می‌افتد و به جای جنگ با اسرائیل و آمریکا، داخل جهان اسلام می‌آید و مسلمان کشی به راه می‌اندازد و دلیلش آن است که متفکرین این نحله فکری دیرین‌گونه‌ها را در طرح‌ریزی استراتژیک ادیان نمی‌شناسد و اصلا اسلام را نمی‌شناسند!

اگر اسلام را می‌شناختند، هیچ وقت اجازه چنین کارهایی را نمی‌دادند و این اتفاقات در سوریه و جاهای دیگر نمی‌افتاد، محمد مرسی سقوط کرد و الآن هم که تونس دچار مشکل شده و دیروز هم مجلس موسسان تونس فعالیت خود را به تعلیق در آورد و آقای راشد الغنوشی کاری ازش نیامد، لذا سیاست‌مدار کهنه کار بشوید در حد راشد الغنوشی در تونس، در حد آکف و دیگران در اخوان المسلمین مصر یا در سطح افراد دیگر قطع به یقین اگر ندانید که پایه اتفاقاتی که امروز در حال وقوع است، از نظر فکری، اعتقادی، قومی و هر سازوکار دیگری در گذشته است.

 

جنایات آمریکا در ویتنام

 

تاریخی برای عبرت

تاریخ، معلم بزرگی برای هرکسی است که می‌خواهد در نظام اجتماعی حرکت کند و اگر این را ندانند این می‌شود که بعد از ۹۰ یا ۱۰۰ سال دوندگی و تلاش یک مدت به شدت کوتاهی مثل یکی یا دو سال حکومت دستشان می‌افتد و بیش از ۱۰۰ هزار نفر کشت و کشتار به دست اینها در جایی مثل سوریه رخ می‌دهد و ملتی مثل سوریه آن قدر کشته می‌دهد و تا باز سازی این منابع انسانی حداقل ۵۰ سال طول می‌کشد.

مثلا در خانواده عمو، عمه، خاله و دایی اگر اتفاقی بیفتد؛ همه عزادار می‌شوند و وجهی از پایه اقوام شما اگر از بین برود، کل مجموعه صدمه می‌خورد و فرض بگیرید که در گستره‌ عمومی صورت بگیرد تا بخواهد خودش را ترمیم کند، خیلی طول می‌کشد. این بلا وقتی سر ویتنام آمد، دیگر کمر راست نکرد اما ویتنام در جهان نه در صنعت، نه در اقتصاد، نه در ورزش، نه در هنر و هیچ چیزی حائز اهمیت نیست. در بوسنی این اتفاق افتاد ولی اکنون دیگر هیچ اثری ازش نیست، این اتفاق امروز در افغانستان، پاکستان، سوریه و هر جای دیگری می‌افتد و حساب شده است.

برای اینکه جلوی منابع انسانی یا توسعه انسانی را بگیرید، عنصری که قرار است توسعه پیدا کند، جلوی انسان را بگیرید، شما ۸۰ – ۷۰ هزار نفر را در جمعیت سوریه تقسیم کنید و ببینید چند درصد جامعه می‌شود، ۲۵ سال از جنگ‌مان می‌گذرد و هنوز تلویزیون از بازماندگان جنگ برنامه پخش می‌کند. هنوز برای ترمیم این صدمه‌ای که جامعه گروهی داخلش خورد و جانباز و اسیر داد، عقب ماندگی‌هایی در زندگی آنها ایجاد شد و هنوز حکومت در حال امتیازدهی به آنهاست تا اگر پدرش نتوانسته برایش تامین شود، امتیازی بگیرد.

در کشوری که ۳۰ میلیون نفری بود و انقلاب شد، پایان جنگ ۴۰ میلیون نفر شد، با این حال کشور ۷۵ میلیون نفری شده است، هنوز بابت آن شهدا و جانبازان در حال هزینه کرد است! تازه اینها در مرتبه‌ای شهید شدند که هر کدام موجب افتخار جامعه‌اند! وقتی شهیدی را در تهران و … می‌آورید، به مردم روحیه می‌دهد، تذکیه و تصفیه می‌شوند، نگاه‌شان به آخرت و عقبی تصحیح می‌شوند، وقتی کسی را به این حالت آتش می‌زنند، مردم جامعه یک حالت نفرت از خود که جایی سر باز می‌کند و نهایتا دامن خود جامعه اسلامی را می‌گیرد!

خیلی سخت است که با این حالت بیایی و دین را به آنها معرفی کنی، این نه فقط از نظر منابع اسلامی نابود شد و ۵۰ سال طول می‌کشد تا ترمیم شود، اثر روانی آن را می‌خواهی چه کنی؟ به آن کسی که این کار را می‌کند، گفته‌اند که فیلم بگیر و اصلا کار شنیع و عمل قبیحی که نشان می‌دهد ۱ و نشان دادن این فیلم برای لکه‌دار کردن جهان ۹۹۹ است!

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=7492

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *